2

224 39 30
                                    

"مطمئنی که میخوایش؟ "

تو فقط میخواستی که موقتا چیز هایی مثل درد،نفرت، خون و فریاد رو فراموش کنی..

راهی که استفاده میشد برات مهم نبود..
تو فقط میخواستی برای اخرین بار از حقیقت فرار کنی.

دلت میخواست خودتو متقاعد کنی که پشت همه ی اینا عشق بوده..
حتی اگه اشتباه باشه..
حتی اگه دروغ گفته باشی..

' آ..آره..'

لب های نرمش فرصت به زبون اوردن کلمه ی دیگه رو به لب هات نداد و اونا رو به بوسه ی خشن تری دعوت کرد..

بدن هردوتون با ریتم مشخصی تکون های ریزی میخورد و هر دو داشتین لذت میبردین...

اره..تو میخوای فراموشش کنی.
تو میخوای اون شبو فراموش کنی..

حرکت ماهرانه ی دست های تشنه اش روی بدنت نشون میداد که بدنتو میشناسه و هنوز فراموشت نکرده..

هم تو میدونستی،هم اون...
شما دوتا هیچ جوره نمیتونین همدیگرو فراموش کنین...
حتی بعد صدها سال...

لعنت به باهم بودن...
لعنت به جدا شدن..
لعنت به عشق...
لعنت به همه چی..

احساس خوشایند و آشنای دست هاش..
لب های گرمی که داشتن به سختی میبوسیدنت...
همه ی اینا باعث میشد که موقتا دنیای اطرافت رو فراموش کنی..

میخوای فراموشش کنی..

هردو  بدنتون رو بالا میکشین و تو اونو وادار به نشستن میکنی و خودت توی بغلش مینشینی..

با لحن اغواگرانه ای زیر گوشت زمزمه کرد..

"دلم برات تنگ شده بود..عزیزم.."

وقتی که صدای فریاد های یک سال پیش رو توی گوشت شنیدی چشماتو محکم بستی و سعی کردی فراموششون کنی...

که بلندت کرد و دیکشو توی بدنت فرو برد و تو همزمان با صدای ارومی اسمشو ناله کردی...

پهلو هاتو با دست های سردش گرفت و شروع به بوسیدنت کرد که باعث شد اتیشی توی بدنت روشن بشه.. اتیشی که فقط خودش میتونست خاموش کنه..

دست هاتو دور گردنش حلقه کردی و سعی کردی خاطراتت رو کنار بزنی..

صدای شیشه های خرد شده روی زمین...

تو میخوای فراموش کنی..

سعی کردی تمرکزتو به پسر رو به روت بدی تا حداقل یخورده لذت ببری..
خودش حرکت رو به دست گرفته بود و نمیذاشت تو کاری کنی..
حرکاتش محکم بود و تو مجبور بودی محکم شونه هاشو فشار بدی..
برخورد بدن های گرمتون به هم یاداور افتادن تو روی کاشی های آبی و سرد حموم بود...
سرتو عقب بردی و اجازه دادی که ترقوه هاتو ببوسه..
ناله ی بلندی کردی..
بعد از بوسیدن قفسه ی سینت نیپلتو به دهنش گرفت تا لذت بیشتری بهت بده...
ولی فکر تو یه جای دیگه بود...

Say You Love Me ✓Where stories live. Discover now