"پارک جیمین "
با خنده وارد کلوب شدم سمت بار رفتم به تمین نگاه کردم
-تو هم دیدیش نه؟
خندید کنارم نزدیک بار نشست: تو دیوونه ای نزدیک بود سکته کنم احمق
-واقعا فکر کردی من بازی امشب و میبازم؟ من و هنوز نشناختی
تمین: تو دو ساعت بازی مقدماتی و با یه حریف مبتدی طول دادی دو ساعت چیزی که ازت بعید بود-فقط داشتم از بازی لذت میبردم
به باریستا اشاره کردم: مارتینی برای تمین هم ویسکی
تمین: اون هیونگت نیست؟
به جایی که اشاره کرد نگاه کردم با قرار گرفتن مارتینی جلوم برش داشتم ازش مزه کردم به هوسوک و یونگی که کنار هم نشسته بودن نگاه کردم نیشخند زدم : اونا کاپل جذابی ان نه؟
تمین: کنار هم خیلی خفن به نظر میان
نگام و ازشون گرفتم از ماراتینی جلوم نوشیدم
تمین: نمیری پیششون؟
با چشم به جایی که پسرا نشسته بودن اشاره کردم: نمیبینی با کت و شلوار اونجان؟ چطور رسمی نشستن و جلوشون چندتا مرد دیگه هست؟
تمین: خب؟
-قرار کاری دارن
تمین: فکر میکردم تو هم قاطی کاراشونی
-نه من قاطی کاراشون نمیشم
تمین: ولی به نظر میاد هیونگت زیاد بهت گوش میده
نگاش کردم زمزمه کردم: من قاطی کثافت کاری اونا نیستم حالا هم تمومش کن
شونه بالا انداخت با برداشتن نوشیدنیش بلند شد: من میرم برقصم
از کنارم رد شد به جام کوکتلم نگاه کردم زیتونش و دندون کشیدم و پشتش نوشیدنی و کامل سر کشیدم
با دست به باریستا اشاره کردم: مارگاریتا
-یه مارگاریتا هم برای من بیار
به کنارم نگاه کردم با دیدن پسری که سفارش مارگاریتا داد بهش زل زدم خوشتیپ بود شلوار جین زاپدار و تیشرت مشکی تنش بود تتو های دستش جذاب بودن پیریسینگ ابروش هم زیادی سکسی بود موهاش و بالا زده بود با چرخیدن سرش و چشم تو چشم شدنمون نگام و ازش نگرفتم چشای قشنگی داشت اگه میتونست استرسی که تو چشماش هست و پنهون کنه قشنگ تر هم میشد.

YOU ARE READING
chess king📍 |kookmin|
Fanfiction[شاه شطرنج] • |پایان یافته| _ تو بازی و ساختی و من تمومش میکنم و حالا «کیش و مات» کاپل اصلی: کوکمین _ یونمین ژانر: جنایی_رمزالود_عاشقانه