⚫3

1.8K 384 257
                                    

"پارک جیمین "

با خنده وارد کلوب شدم سمت بار رفتم به تمین نگاه کردم

-تو هم دیدیش نه؟

خندید کنارم نزدیک بار نشست: تو دیوونه ای نزدیک بود سکته کنم احمق

-واقعا فکر کردی من بازی امشب و میبازم؟ من و هنوز نشناختی


تمین: تو دو ساعت بازی مقدماتی و با یه حریف مبتدی طول دادی دو ساعت چیزی که ازت بعید بود

-فقط داشتم از بازی لذت میبردم

به باریستا اشاره کردم: مارتینی برای تمین هم ویسکی

تمین: اون هیونگت نیست؟

به جایی که اشاره کرد نگاه کردم با قرار گرفتن مارتینی جلوم برش داشتم ازش مزه کردم به هوسوک و یونگی که کنار هم نشسته بودن نگاه کردم نیشخند زدم : اونا کاپل جذابی ان نه؟

تمین: کنار هم خیلی خفن به نظر میان

نگام و ازشون گرفتم از ماراتینی جلوم نوشیدم

تمین: نمیری پیششون؟

با چشم به جایی که پسرا نشسته بودن اشاره کردم: نمیبینی با کت و شلوار اونجان؟ چطور رسمی نشستن و جلوشون چندتا مرد دیگه هست؟

تمین: خب؟

-قرار کاری دارن

تمین: فکر میکردم تو هم قاطی کاراشونی

-نه من قاطی کاراشون نمیشم

تمین: ولی به نظر میاد هیونگت زیاد بهت گوش میده

نگاش کردم زمزمه کردم: من قاطی کثافت کاری اونا نیستم حالا هم تمومش کن

شونه بالا انداخت با برداشتن نوشیدنیش بلند شد: من میرم برقصم

از کنارم رد شد به جام کوکتلم نگاه کردم زیتونش و دندون کشیدم و پشتش نوشیدنی و کامل سر کشیدم

با دست به باریستا اشاره کردم: مارگاریتا

-یه مارگاریتا هم برای من بیار

به کنارم نگاه کردم با دیدن پسری که سفارش مارگاریتا داد بهش زل زدم خوشتیپ بود شلوار جین زاپدار و تیشرت مشکی تنش بود تتو های دستش جذاب بودن پیریسینگ ابروش هم زیادی سکسی بود موهاش و بالا زده بود با چرخیدن سرش و چشم تو چشم شدنمون نگام و ازش نگرفتم چشای قشنگی داشت اگه میتونست استرسی که تو چشماش هست و پنهون کنه قشنگ تر هم میشد.

chess king📍 |kookmin|Where stories live. Discover now