☽︎- من به ته خط رسیدم اگر وجود تو باعث بشه که منو مینجی از هم جدا بشیم قسم میخورم میکشمت..
-و اگر اون تو رو بخاطر هوسوک هیونگ بیخیال بشه چی!؟☾︎✍︎
・────✦────・
Name:𝙱𝚎𝚐 𝚏𝚘𝚛 𝙸𝚝
Genre.Romance،،Fantasy
Couple:JungHoSeok&minji Jungkook&Nana
Start...
Ops! Esta imagem não segue nossas diretrizes de conteúdo. Para continuar a publicação, tente removê-la ou carregar outra.
تهیونگ،10آوریل 2021
_هیونگ کی میرسی ؟ _...... _نه فقط جیمینو جونگ کوکی _.... _خیله خب منتظریم . تماسو قطع کرد و به جیمین که منتظر نگاهش میکرد گفت: _یه ربع دیگه میرسن _خب پس برم پيتزا سفارش بدم ..به جونگ کوک بگو بیاد کمک خسته نشد!؟ همینطور که تماساشو چک میکرد سمت اتاق جیمین راه افتاد . یک ضرب در رو باز کردم که باعث شد جونگ کوکی که در حال صحبت با دامبی دوست دختر عوضیش بود هول بشه و گوشی از دستش بیوفته . سریع گوشیو برداشت و سمت در برگشت . _ارومتر!! ..آه چاگیا یه لحظه صبر کن..
_تمومش کن دیگه بیا کمک کن یه ربع دیگه میرسن . _خیله خب الان میام .
بی توجه به حرفش کلافه چشمامو توی حدقه چرخوندم و جوری که اون عوضی پشت گوشی هم بشنوه گفتم : _واقعا نمیفهمم این همه دختر تو چرا به این آفتاب پرست چسبیدی . _هیونگ ..آیش برو بیرون راضی از کارم بیرون اومدم ، احمق ....خودشم از گند کاریای اون خبر داشت اما خودشو گول میزنه که بهش علاقه داره .و میدونستم دلیلش چیه میخواست کسیو داشته باشه که بدون ترس از اینکه قضاوتش کنه به حرفاش گوش کنه بهش محبت کنه همیشه کنارش باشه اما ..این بیریخت اون کسی نیست که لیاقتشو داشته باشه . . .
دورهمی معذرت خواهی از هوسوک هیونگ و یونگی به خوبی پیش رفت . هرکسی مشغول یه کاری بود . اما من کنار هیونگ نشسته بودم و سریال مورد علاقشو نگا میکردم . در اصل هیونگ رو زیر نظر داشتم . با صدای نوتفیکشن گوشیش هردو هم زمان به گوشیش نگاه کردیم ، خم شد از روی میز شیشه ایی جلوی مبل گوشیو برداشت. تمام سعیمو کردم بدون چرخوندن سرم صفحه گوشیشو نگا کنم و موفق شدم . البته که فاصله بینمون زیاد نبود ! صبر کن ببینم !! باهم قرار گذاشتن ! و البته که من به خاطر قرار گذاشتنشون تعجب نکردم ،بخاطر محل قرارشون بود . طبقه Aطبقه اول کمپانی بود که کیم نامجون اونجا بود ! یعنی میخوان توی اتاق مديريت قرار بزارن!انگشت اشارمو روی لبام محکم کشیدم تا لبخندمو کنترل کنم آخه اونجا هم میشه محل قرار!
اروم گوشیم که کنارم بود رو بدون اینکه بلندش کنم قفلشو باز کردم و توی گروه جیمز باند رفتم که فقط خودمون سه تا عضوش بودیم .