part 16(منو دوست نداری؟)🔞

3.4K 352 63
                                    

سلام جوجوها🐣🐣من اومدم با پارت ۱۶ لطفا با وت و نظراتتون خوشحالم کنین و سایلنت ریدر نباشین 🌺🤦🏼‍♀️
این پارتم اسمات خشن داره اگه کسی دوست نداره نخونه(هرچند میدونم همه می‌خونین)

Author's pov

پسر کوچیکتر با دستای بزرگ و قوی جانگکوک محکم به سمت بالای پله‌ها کشیده میشد و آه و ناله میکرد.

-آی ددی خواهش میکنم آرومتر....مچم درد می‌کنه....

-بسه دیگه انقد شلوغش نکن!

-ولی...

جانگکوک نزاشت حرفشو تموم کنه و درحالیکه از پله‌ها بالا میبردش گفت:

-ببند دهنتو پارک جیمین رو مخمی!

جیمین با صدای لرزون و ضعیفش جواب داد:

-خواهش میکنم باهام یکم ملایم‌تر باش...من خیلی ضعیف شدم...لعنتی درسته گفتم عاشقتم و میتونی هر کاری دوست داری باهام بکنی ولی این دیگه زیادیه.....

جانگکوک قهقهه‌ی بلندی زد و نگاه تیزش و به چشمای جیمین داد:

-حدس بزن چی؟ تو لیاقت اینو نداشتی که رو تختم به فاکت بدم!

جانگکوک دستای جیمین و کشید و دوباره از پله‌ها پایین رفت و به همون اتاق قرمز و کثیف برگشت. اونجا بوی دود، سکس و گناه میداد. اونجا جایی بود که جانگکوک خود واقعیشو به دنیا نشون میداد و از هیچی نمیترسید. اونجا تهیونگی نبود که از ترس از دست دادنش روی چهرش نقاب بزنه...فقط خودش بود و جیمین‌...کسی که میتونست همه‌ی فانتزی‌های خشن و کثیفشو باهاش انجام بده و اون حق اعتراض نداشت چون عاشقش بود....

سیگارشو از توی جیبش بیرون آورد و روشنش کرد. جیمین با دیدن این صحنه لرزید و با صدای گرفته‌ای التماس کرد:

-ددی...خواهش میکنم...دوباره نه! من همینجوری شم حالم خوب نیست و نمیتونم از پس سکس با تو بربیام...حداقل سیگارارو بردار...

جانگکوک با لبخند کجی جواب داد:

-هیچی هات‌تر از ترکیب سیگار و سکس نیست جیمی کوچولو! حالا هم دهن خوشگلتو خسته نکن که کلی باش کار داریم...

پرش زمانی
.
.
.
-خواهش میکنم تمومش کن پوستم داره میسوزه ددیییی....آیی!!

جانگکوک درحالیکه با حوصله ضربه‌هاشو داخل جیمین میکوبید خاکستر سیگارشو روی پوست سفید کمر پسر می‌ریخت و از واکنشاش لذت میبرد.

-پوستت زیادی قشنگ و سفید مونده بود بیبی...

جیمین از اینکه چهار دست و پا روی زمین خشک و سرد بفاک بره و کمرش چند دقیقه یه بار با چیزی بسوزه اصلا لذت نمی‌برد ولی حالا اون شخص جانگکوک بود...کسی که براش هرکاری میکرد....دیدن چهره ی جانگکوک در حال لذت بردن و به ارگاسم رسیدن براش مثل جهنم هات بود.

our little secret  (Kookv)Where stories live. Discover now