چشم هاش رو با بوسه های روی کمرش باز کرد، صدای خنده های ریز کلارا و کلوین از طبقه پایین به گوشش میرسید. با لبخند بزرگی چشم های زیباش رو کامل باز کرد و سمتِ لب هایی که بدنش رو غرق بوسه میکردند چرخید. تهیونگ لب هاش به حالت بوسه توی هوا موند چون جونگکوک بی هوا برگشته بود.
جونگکوک خنده ی بلندی از حالت لب های تهیونگ سر داد و جلو رفت و بوسه ای روی لب هاش کاشت.
تهیونگ لبخند زیبایی زد و جداب بوسه اش رو با خوشی داد و با کمی استرس گفت:
- یه اتفاقی افتاده کوک.
کمی چشم هاش رو گردوند تا ترس کمی به دل جونگکوک رخنه کنه. جونگکوک با ترس زیادی روی تخت نیم خیز و گفت :
+ بچه ها که دارن میخندن و صداشون میاد، چی شده؟
- اون وروجکا، آه باید بپرسی چرا دارن میخندن؟
+ خب چرا دارن میخندن، نصف جون شدم ته بگو دیگه.
- اون وروجکای کوچولو وقتی داشتم حسابی بدنتو ماساژ میدادم و میبوسیدم همه جای بدنتو حتی دو بارم باسنتو اسپنک کردم اومده بودن توی اتاق و من نفهمیده بودم.
جونگکوک چشم هاش از حدقه بیرون زد و با حرص زیادی به بازوهای تهیونگ کوبید و شروع به زدنش کرد.
تهیونگ با خنده و صدایی که از خنده بریده بریده میشد و زیر دست و پای جونگکوک در حال له شدن بود گفت:
- هی قسم.. قسمت.. اسپنک زدنو... الکی گفتم، کو... کوک... فقط.... داشتم میبوسیدم کمرتو اومدن تو که با دیدن ما جیغ کشیدن رفتن. انقدر که تو خوابت سنگینه اصلا صداشونو نشنیدی؟
+ خیلی احمقی تهیونگ، اونا بچه ن مرتیکه.
-آه... خب آخرش که خودشون یاد میگیرن با دوست دختراشون یا دوست پسراشون از این کارا کنن.
+ آره خب با پدر منحرفی مثل تو بله خیلی زود یاد میگیرن.
جونگکوک با حرص گفت و ضربه ی آخر رو آروم توی کمر تهیونگ زد و از روی تخت پایین رفت تا دوش کوتاهی بگیره. تصمیم گرفته بودند که چهار نفری به پیک نیک برن.
بعد از صبحانه که با چشم و ابرو اومدن های جونگکوک برای تهیونگ از بابت اینکه کلوین و کلارا همچنان گاهی میخندیدند صرف شد، همگی حاضر و آماده شدند تا با بچه ها به سمت ساحل برن و وقتشونو برای تفریح بگذرونند. برای دو شب دیگه بلیط گرفته و حاضر بودند تا به خونشون و آمریکا برگردند.
جونگکوک مشغول درست کردن خوراکی های نیمه آماده بود تا توی سبدشون گذاشته بشه و روی زیر اندازی که پهن میکنند بچینند و در حالی که به بچه هاشون نگاه میکنند از خوراکی ها لذت ببرند. برای کلوین و کلارا بستنی برداشت و سبدشون رو بست.

YOU ARE READING
ققنوس ✨🎼🎤 The Phoenix - Se - 02
RomanceThe Phoenix: ققنوس (فصل دو: اتمام یافته) Couple: Taekook (VKook) - (NamJin) Genre: Romance, Daily, Smutic, Dramatic مقدمه: حقیقت در میان آغوش هایی است که از همدیگر متنفرند... اما تک تک سلول های تَنِشان یکدیگر را صدا میزند... *******************...