𝖯𝗍 𝟰 ╱ 𝖯𝗋𝖾𝗍𝗍𝗒 𝖲𝖺𝗏𝖺𝗀𝖾

431 72 21
                                    


𓂃 ִֶָ 𓂃 ִֶָ 𓂃

ده ساعت از رفتن جونگین و یونگ‌بوک به گِی‌بار عزیز هیونجین گذشته بود و از شب قبل از هیچ‌ کدومشون خبری نبود. سونگمین‌ تقریباً میدوید و تلاش میکرد تا تلفنش رو از توی جیب شلوار‌ جیرِ مشکی ـش بیرون بکشه. اما یه چیزی تو اون لحظه وجود داشت که درست به نظر نمی‌اومد، جونگین و فلیکس از دیشب به خونه برنگشته بودن و فلیکس جواب تماس‌های برادرش رو نمیداد. و سونگمین‌ نمی‌دونست باز توی کدوم‌ جهنمی که مینهو ساخته گیر افتادن.

برای یه لحظه دستی که به سمت تلفن همراهش دراز شده بود رو عقب کشید و لب‌های برچیده شده‌ ـش رو جمع کرد. سونگمین نمی‌دونست که مینهو خودِ دردسره و نمی‌تونه مثل هر آدم عادی دیگه‌ای، موقع نگرانی‌هاش به پارتنر عزیز و شریک زندگی ـش پناه ببره؟ مطمئن بود تماس گرفتن با مردِ گربه‌ای ـش فقط دلهره‌هاش رو بیشتر می‌کنه.

قدم‌هاشو تند کرد تا زودتر به مردکِ جورسومه فساد برسه. سونگمین‌ مطمئن بود دیدن دوباره هیونجین اونقدر بد براش تموم‌ میشه، که‌ مجبور باشه علاوه بر مینهو، یک شب تا صبح با توی‌ سکس های اون ببرِ بنگال سر و کله بزنه؛ ولی مگه چاره‌ای جز پیدا کردن هیونجین داشت؟ اون مسئله مسخره‌ای که سال قبل پیش اومده بود، باید تموم میشد.

و غیر از خودش، کدوم یکی از احمق‌های دور و برش میتونستن این‌ مسئله رو حل کنن؟ البته که هیچکدوم.

وقتی به گی‌بارِ 'چری‌نایت' رسید، بی‌هیچ‌ مقدمه‌ای دستش رو به دستگیره مشکی رنگ رسوند و درب رو هول داد.

پسر خدمتکاری که همون نزدیکی‌ها ایستاده بود و تلاش می‌کرد شیشه‌ خرده‌های کف زمین رو با جارو تمیز کنه، با سرعت گفت:
"الان تعطیله آقا، میتونید ساعت ۸ بیاید."

سونگمین واقعاً احتیاج داشت حرصش از دست همه رو سر پسر امریکایی خالی کنه. ولی تنها کاری که کرد مشت کردن دستش و غریدن بود:
"اومدم صاحبت رو ببینم."

پسر که از لحن سونگمین به هیچ‌وجه خوشش نیومده بود لب باز کرد تا حرفی بزنه که با ورژن‌ متفاوت‌تری از سونگمین رو به رو شد. سونگمین کتِ کوتاه شبیه به کاپشنش رو از تنش بیرون آورد و روی یکی از صندلی‌ها انداخت. بطری ویسکی‌ای که روی میز رها شده بود رو برداشت، پوزخندی زد و اون رو محکم به کانتر کوبید.
"چه غلطی میکنی؟"

پسر ترسیده، با فریاد پرسید و سونگمین بی‌توجه بهش، لب‌هاش رو جلو داد و اخمی روی پیشونی‌ ـش نشوند:
"جلو نیا مرتیکه عوضی! صاحب این بار لعنتی کجاست؟ شما به بارتندر‌هاتون یاد می‌دید که مشتری‌ها رو بی‌اجازه لمس کنن؟"

𝖢𝖠𝖲 {  𝟮 𝗆𝗂𝗇 } Where stories live. Discover now