-لعنت بهت سوهو، با این پیشنهاد مزخرفت!..
کریس با حرص زیر لب گفت و نگاهش رو به جمع داغون رو به روش که اصلا نمی دونست میتونن توی این شرایط چیزی رو تشخیص بدن یا نه انداخت. نصف شب بود و الان همگی باید خواب می بودن اما نمی دونست این حماقت یهو از کجا توی وجودش جمع شد که حرف اون لعنتی رو قبول کرد و اجازه داد آدم های مقابلش اون جعبه های نفرین شده رو باز کنن و باعث بشن همه چیز یهو از کنترلش خارج بشه!
-هی دکتر...
با شنیدن اون جمله آشنا و رو اعصاب با اون صدای لعنتی که حالا گیج و منگ به نظر می رسید و کشیده ادا میشد چشم هاش رو با حرص روی هم فشرد و با اخم ترسناکی سمت کسی که یهو خودش رو کنارش روی زمین پرت کرده بود چرخید.
-چی میخوای؟
از بین دندون هاش رو به سوهو که با چشم های خمار و لبخند اعصاب خورد کنی که به همه چیز شباهت داشت جز لبخند بهش خیره شده بود غرید و باعث شد پسر رو به روش هم علارغم مستیش اخم کنه.
-چه مرگته که.. همیشه اون پیشونی واموندت.. عین پیرمردا.. چین خورده؟! اصلا این چه.. لحنیه؟ خجالت نمیکشی؟!.. مثلا.. دکتری!
با یه لحن شل و ول اما در واقع عصبی گفت و مشت بی جونی به بازوی پسر بزرگ تر کوبید. کریس پلک هاش رو روی هم فشرد و نفس عمیقی برای آروم کردن خودش کشید.
-قسم میخورم اگه یه بار دیگه با اون لحن مزخرف بهم بگی دکتر خفه ات میکنم.. بعدشم همین جا چالت میکنم.
سوهو گیج از این حرف ها پلکی زد و کمی خودش رو جلوتر کشید.
-یعنی.. یعنی چی نگم دکتر؟!.. مگه.. دکتر نیستی.. هان؟ دکتری.. پس دکتری دیگه!.. چرا نباید.. بگم دکتر؟!کریس دلش می خواست اول لب های پسر رو به روش رو به هم بدوزه و بعد هم یکی محکم بزنه تو سر خودش! باورش نمی شد که گفته بود اون کلمه کوفتی رو نگه و عوضش 5 تا دکتر یه جا با هم تحویل گرفته بود! اخمی کرد و سعی کرد سوهو رو که دیگه تقریبا بالا تنه اش رو روی پاهاش پهن کرده بود هل بده عقب.
-چی میخوای مزاحم؟ فقط بگو و برو.
سوهو که با فشار دست کریس دوباره صاف نشسته بود گیج پلکی زد و بعد دوباره صورتش رو سمت پسر بزرگ تر چرخوند.
-چی میخواستم بگم؟.. چیزی میخواستم.. بگم؟!
با لحن شل و ول و کشیده ای پرسید و باعث شد کریس مبهوت پلک بزنه. این دیگه کی بود!
-دفعه بعد که یه پیشنهاد مزخرف مثل الان که گفتی اون جعبه های مشروب کوفتی رو باز کنیم دادی، یادم بنداز یکی بزنم تو دهنت فهمیدی؟! وقتی مستی مزخرف تر از همیشه ای!
سوهو لحظه ای گیج به حرفش فکر کرد و بعد اخم هاش رو در هم کشید. دوباره مشتی به بازوی کریس کوبید که البته دکتر جوون اصلا حسش نکرد، اما به هر حال سوهو اینطوری خنک میشد!

YOU ARE READING
'👣 Danger Point 👣'
Fanfiction○● 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦𝘴 : Chanbaek, Kaihun, Krisho ○● 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : Mistery, Adventure, Romance, Smut ○● Writer : Swan ─────⟢𖧵⟣───── همه چیز خوبه! یه زندگی نسبتا آروم و روزمره کنار یه پدر مستبد که سعی در کنار اومدن باهاش داری، و دوستای قدیمی که بیشتر وقتت...