11📽

3K 407 55
                                    

_خب الان من کجا بخوابم؟

جونگکوک با نگاه وات د فاکی بهش زل زد

+اگه زحمتتون نمیشه رو کاناپه

_لباسامو کجا عوض کنم؟

+تو حموم؟

_ حریم شخصی ندارم بازم

+یک هفته ست کلا تهیونگ،برای منم آسون نیست تحملت،باید کنار بیایم با شرایط دیگه

_اتاقتو بده من

+نه بابا دیگه چی؟پرو

_من مهمونم

+برای من بیشتر شبیه بلای آسمانی هستی

_اه خیله خب،حمومت کجاست؟

+یکی اونجاست یکیم تو اتاق منه

_حتی حمومم دو تا داری ولی فقط یدونه اتاق...

سرشو به نشانه تاسف تکون داد و با برداشتن حوله اش از تو چمدون به سمت حموم راه افتاد

جونگکوک مبلارو جابجا کرد و گوشه ی خونه یه فضای دنج و محسور درست کرد و کفشم دوتا تشک پهن کرد و دوتا بالشت و یه پتو هم برای تهیونگ گذاشت و رفت اتاقش و در حالی که اشک میریخت به خواب رفت

تهیونگ از حموم بیرون اومد و فضای کوچولویی که جونگکوک براش درست کرده بود رو دید
مثل بچه ها ذوق کرد و پرید رو تشکای ابری و نرم جونگکوک
عاشق فضا های محسور بود
گوشیشو برداشت چک کرد
مردم همچنان به جونگکوک هیت میدادن
و تهیونگ؟خوشحال نبود

.
.
.
.

صبح برای گوشی هر دوشون پیامک اومده بود
از طرف هوسوک
"سلام امروز ظبط نداریم،استراحت کنین،و اخبارو دنبال نکنین"

جونگکوک با موهای درهمش با یه تیشرت سفید ساده و شلوار ورزشی مشکی از اتاق بیرون اومد

+تهیونگ؟

تهیونگ از پشت مبلا با تیشرت سفید و شلوارک آبی اومد بیرون

_هوسوک برای تو هم پیامک فرستاده؟

+آره

_حالا چکار کنیم؟

+من نمیتونم برم بیرون تو هم هر کار خواستی بکنی بکن،فقط مست برنگرد خونه و هیچ دختری رو با خودت نیار

_هی منو چی فرض کردی؟با اعتبار خودم بازی نمیکنم مخصوصا الان که زیر ذره بینیم،جنی رم نیارم؟

جونگکوک یهو سرشو بالا آورد

+جنی رو اشکال نداره بیاری

_به خواهرم چشم داری نه؟

+اگه داشته باشم میخوای چکار کنی؟بهم پول بدی که بیخیالش شم؟

_اوهو،پول؟دلت خوشه
همون طی رو فرو میکنم تو کونت

unexpected love     / کامل شده/Where stories live. Discover now