16📽

2.9K 386 29
                                    

+تهیووونگ یاااا کجا میریییی

جونگکوک دنبال تهیونگ از رستوران بیرون اومد

_خونه از کودوم ورهه

+بیا تاکسی بگیریم

_نه من راهو بلدممم

تلو تلو خوران راه افتاد و جونگکوک مثل جوجه اردک دنبالش رفت

بعد یه ربع راه رفتن به پارک رسیدن
خیلی شانس آورده بودن که ماشین لهشون نکرده بود

+ته...تهیونگ بیا یکم بشینیییم

رو نیمکت نشست و تهیونگ کنارش جا گرفت
جونگکوک بدون اینکه اختیاری رو خودش داشته باشه سرشو رو شونه ی تهیونگ گذاشت و تهیونگ سرشو به سر جونگکوک تکیه داد

_کوکی؟

+هوومم؟

_من...من...دلم نمیخواد تو با جنی باشی

+ولی من دوسشش دارممم

تهیونگ عصبی شد

_نداریییی نباید داشته باشیییی

جونگکوک سرشو از رو شونه تهیونگ برداشت و به چشاش نگاه کرد

+چرا؟

تهیونگ آب دهنشو قورت داد

_چون...چون

جونگکوک نگاه منتظرشو به تهیونگ داد

_چون ازت بدم میاد

نا امیدی عظیمی رو قلب جونگکوک نشست
بلند شد و سمت خیابون راه افتاد
تهیونگ دنبالش رفت
جونگکوک دستشو تکون داد و یه تاکسی براشون نگه داشت
هر دو روی صندلی عقب نشستن
جونگکوک آدرس خونه شو دست و پا شکسته به راننده گفت
تهیونگ خودشو نزدیک جونگکوک کشید
و سرشو تو گردن جونگکوک فرو کرد
جونگکوک مور مور شد و سر تهیونگو هل داد
تهیونگ نگاه ملتمسشو به جونگکوک داد

_فقط چند دقیقه

+فقط تا وقتی برسیم "خونمون"

تهیونگ لبخندی زد و دوباره سرشو تو گردن جونگکوک فرو کرد
جونگکوک داشت به این میزان نزدیکی به تهیونگ عادت میکرد که با بوسه ای که تهیونگ رو گردنش کاشت قلبش یک تپش جا انداخت و بعد با سرعت بیشتری خودشو به سینه ی جونگکوک کوبید

وقتی رسیدن جونگکوک اول پیاده شد و کمک کرد تهیونگم پیاده شه

سوار آسانسور شدن
تهیونگ مثل کوالا خودشو به جونگکوک چسبوند
و جونگکوک فکر کرد همه ی اینا عادت مستی تهیونگه؟مثل بوسه؟
دعا میکرد اینجوری نباشه
از آسانسور پیاده شدن و به خونه رسیدن
جونگکوک درو بست و تهیونگی رو دید که در حال کندن لباساشه
با لپای گل انداخته ای روشو برگردوند که نبینه
و تهیونگ با لجبازی مقابلش قرار گرفت
جونگکوک چشماشو محکم بست

_یااا چشماتو باز کن

+نمیخواممم

_انقد نگاهتو از من نگیر

قلب جونگکوک دوباره به تپش افتاد ولی چشماشو محکم تر بهم فشرد
تهیونگ سرشو جلو برد و پلکای بسته ی جونگکوکو بوسید
و چشمای متعجب جونگکوک باز شد
و تهیونگی رو دید که فقط با یه باکسر مقابلش ایستاده بود

جونگکوک یاد عادت مستی تهیونگ افتاد

"اولین لبی که ببینم میبوسم"

جونگکوک سرشو بالا آورد و تو چشمای تهیونگ زل زد
و منتظر موند
اون بوسه رو میخواست
وقتی دید تهیونگ همینجوری تو چشماش زل زده خودش سرشو جلو برد و لباشو رو لبای تهیونگ کوبید
لب پایین تهیونگو تو دهنش کشید و مکید
تهیونگ لب بالایی جونگکوکو بوسید
زبونشو رو دوتا لب بوسیدنی جونگکوک کشید
و داخل دهنش فرو برد
جونگکوکم زبونشو داخل دهن تهیونگ برد و برخورد لب ها و زبون هاشون وحشیانه تر شد
بعد از چند دقیقه نفس کم اوردن و از هم جدا شدن
تهیونگ پیشونیشو به ترقوه جونگکوک تکیه داد و زمزمه کرد:

_بوسیدنت قشنگ ترین چیزیه که تا حالا تجربه کردم

و جونگکوک...نباید خام میشد...نباید قلب بی جنبه ش محکم تر میکوبید...نباید سرشو جلو میبرد و گردن تهیونگو مک میزد!

تهیونگ با این حرکت جونگکوک سرشو بالا آورد و چشمای قرمز و خمارشو به جونگکوک داد
با صدای دورگه شده ش زمزمه کرد:

_توعم میخوایش؟

جونگکوک با تردید سرشو بالا پایین کرد

_مست نیستی؟

+پرید

تهیونگ تک خندی زد

+تو چی؟

_من مستم

جونگکوک کمی ناراحت شد

_مست تو

جونگکوک نگاه شوکه ش رو به تهیونگ داد
تهیونگ لبخند گرمی زد و دوباره لباشو رو لبای جونگکوک کوبید

.
.
.



=یاااا کیم جنییی از روی من پاشوووو

٪جونگکوک کوووو

=با اوپات رفتن

جنی لبخند تلخی زد

٪لیسا

=هومم؟

٪من میتونم کشش بینشونو حس کنم

=خب،این چه مشکلی داره؟نکنه تو...هموفوبیکی؟

با وحشت پرسید

٪نه هموفوبیک نیستم،من...من جونگکوکو دوس دارم

=اوه...

جنی سرشو پایین انداخت و اشکاشو آزاد کرد

لیسا میخواست یه تیر در تاریکی بندازه

=من...میتونم حالتو خوب کنم...اگه بخوای
.
.
.















بچه ها
اگه بخوایم پارت بعدو اسمات نامجین و تهکوک و جنلیسا بزاریم خیلی زیادی اسمات نمیشه؟😂

با انتخاب سه نفر اولی که نظر میدن:
پارت بعد کیا برن رو هم؟(به جز تهکوک)

اینا که در هر صورت میرن،ولی منظور من بنویسم یا نه؟


ووت و کامنت یادتون نره
دوستون دارم💜💚💜💚


unexpected love     / کامل شده/Where stories live. Discover now