Chapter25

107 29 10
                                    

بعد از اینکه با نگاهش کریس رو تا وقتی که آخرین نفر رو هم توی چادرش کشوند و بعد سمت چادر خودش رفت همراهی کرد چرخید و وارد چادر مشترک خودش و چانیول شد.

بعد از همراهی کردن سوهیون و بقیه دخترها برگشته بود تا به چانیول نیمه بی هوش هم کمک کنه. اما اون لعنتی طوری مقاومت کرده بود که انگار بکهیون یه غریبه اس که داره می دزدتش چون تمام مدت با اون هیکل گنده اش در برابر حرکت کردن مقاومت کرده بود و بکهیون نمی دونست چطوری تونسته اون رو تا چادر دنبال خودش بکشه!

زور چانیول در حالت عادی قطعا دو برابر خودش بود اما مثل اینکه مستی باعث شده بود گیج بزنه و انگار اون لحظه فقط لج کرده بود!

مدام زیر لب غر می زد و بکهیون هیچ ایده ای نداشت دقیقا چی داره میگه چون هم حرف هاش در حد زمزمه کردن بودن و هم توی اون حالت که بکهیون تمام تمرکزش روی کله پا نشدن بود و تقریبا داشت عرق می ریخت اصلا هیچ اهمیتی براش نداشت که چی داره میگه!

بعد از اینکه کریس از زاویه دیدش محو شده بود توی چادر برگشته بود اما چانیول لعنتی هنوز نخوابیده و با ورودش بهش زل زده بود. پوفی کشید و کنار چانیول روی کیسه خوابش نشست. پسر بزرگ تر اخم کرده بود.

-رفته بودی.. پیش اون.. دختره؟!

بکهیون شوکه پلک زد.
-من که پیش تو بودم!

چانیول با همون اخم پلکی زد و سعی کرد بشینه. اما همین که دستش رو به سرش گرفت و چشم هاش رو بست بکهیون بازوش رو چنگ زد تا کمکش کنه. به نظر تعادل درستی نداشت.

-مواظب باش.

در حالی که سمت خودش می کشیدش تا کاملا بشینه لب زد و باعث شد چانیول بهش زل بزنه.

-همین الان.. اومدی!

-میخواستم به کریس کمک کنم.

جدی گفت اما اخم پسر بزرگ تر محو نشد. چند ثانیه ای بی حرف به چشم های هم خیره شدن تا اینکه چانیول یهو یقه لباسش رو توی مشت هاش گرفت و جلو کشیدش. طوری که نفس هاش کاملا به صورت بک برخورد می کردن و می تونست بوی تند الکل رو به وضوح حس کنه. شوکه دستش رو روی دست های چانیول گذاشت و کمی فشرد. حس می کرد شدت ضربان قلبش تغییر کرده.

-چیکار میکنی یول؟!

چانیول با همون اخم و خیره به چشم هاش غرید.
-از.. از اون دختره.. خوشم نمیاد. بفهم اینو!

بکهیون متعجب جواب داد.
-ولی من که کاری نکردم!

-دیدم بغلش کرده بودی!!

چانیول تخس گفت و باعث شد بکهیون تکخند بزنه. اون فقط سوهیون رو تا چادرش برده بود و برای این کار هم مجبور بود تکونش بده مگه نه؟! اما قبل از اینکه دهن باز کنه تا خودش رو توجیه کنه چانیول یهو با کمک یقه اش هولش داد و روی کیسه خواب درازکشش کرد!

'👣 Danger Point 👣'Onde histórias criam vida. Descubra agora