ترسیده بود نمیتونست جایی رو ببینه رویه دستش خیسی رو حس میکرد اما نمیدونست برای چیه
دود که یکم کمتر شد تونست دستاش و ببینه خونی بود خون خرگوش کوچولوش جیغ کشید و به خودش تکونی داد اما جایی که توش نشسته بود کوچیک بود
با داد و فریاد یه عده که آتیش رو...
سلام عزیزان همونطور که گفتم دوباره یه نفر دیگه تغییر کرد و بله اون کسی نیست جز متین و منتظر بعدی باشین😭
Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.
بعله ایشون متین جدید هستن قبلی رو از ذهنتون بندازین بیرون
Oops! This image does not follow our content guidelines. To continue publishing, please remove it or upload a different image.
ایشونم تیام خان هستن
و اینکه من به احتمال خیلی زیاد رمان و به داخل تل انتقال میدم اگر کسی هست که نتونه داخل تل دنبال کنه اطلاع بده که من پارت گذاری واتپد و قطع نکنم و جفتش و ادامه بدم ______ خب زیاد صحبت کردم خداحافظ👋