Pov kook :
با دیدن دست و پاچه گی سوکجین متعجب شدم. مگه اون فرد چقدر میتونست مخوف و ترسناک باشه که اینا اینقدر ازش میترسیدند؟
یعنی الان من قرار بود برای اون کار کنم؟ پدرم سر اون کلاه گذاشته بود؟ برای چی باید پدرم با همچین آدم خطرناکی در بیفته؟
تمام این سوالات به ذهنم هجوم اوردند و باعث شدند که کلا مغزم هنگ کنه.
ماشین ها با کمی فاصله از ما ایستادند. در ون ها باز شدند و بادیگارد های هیکلی و ماهیچه ای از اون بیرون اومدند و آماده باش ایستادند. در جلویی لیموزین باز شد و مرد تقریبا زیبا و خوش هیلکی با نگاه جدی و بدون خنده ای در عقب لیموزین رو باز کرد.
اونقدر توی کف قیافه بی نقص اون دربان بودم که از کسی که از لیموزین پیاده شد غافل شدم.
اینجا تقریبا همه بدون پیراهن بودند و با شلوار میگشتند و فقط عالی رتبه ها کت و شلوارای اتو کشیده داشتند.
صدای تقریبا کلفتی شنیدم: همه چی امن و امانه؟
به طرف صاحب صدا برگشتم.
با دیدنش ضربان قلبم میلیون ها بار در ثانیه، شروع به تپیدن کرد. اون رهبر مافیا بود یا یه هنرمند معروف بین المللی؟!انگار یه مجسمه حکاکی شده از خدایان انیمیشن ها بود. اون فوق العاده خوش قیافه بود.
سوکجین جلو رفت و سر خم کرد: رئیس. شما اینجایید؟ چه چیزی شمارو به اینجا کشونده؟
لبخندی که زد، حالت مستطیلی شکل خندش منو متحیر کرد و لرزه ی عجیبی به تنم وارد کرد و لرزیدم.
نگاهش رو اطراف چرخوند و همه سر هاشون رو پایین انداخته بودند جز من. چون اونقدر محو صورتش شده بودم که نمیتونستم ازش چشم بردارم.
کمی پلک زد و متوجه شدم به من خیره شده. نگاهش شهوت انگیز بود. من هیچوقت با دیدن یه مرد، همچین احساسی پیدا نمیکردم.
توی عمق چشمانش گرمی خاصی میدیدم و انگار خیلی وقت بود میشناختمش.
چند قدم به من نزدیک شد و نگاهش رو روی عضلات شکمم چرخوند. لبخند ملیحی روی لبهاش همچنان پدیدار بود. دستش رو بالا اورد و انگشت نشانه اش رو روی شکمم گذاشت که باعث شد یه لرزه ی عجیب دیگه ای بهم وارد بشه.
لبم رو گاز گرفتم و سخت ایستادم. وقتی که کمی عضلاتم رو لمس کرد سرش رو بالا اورد و بهم نگاه کرد: چند ساله تمرین میکنی؟
بدون هیچ حرکتی به چشماش زل زدم: امروز اولین روزمه که اینجام. قبل از این باشگاه میرفتم.
چشماش رو ریز کرد و دستاش رو توی جیبش فرو برد: پس برای همینه که تا حالا این دور و اطراف ندیدمت. جزو افراد تازه واردی!

YOU ARE READING
Blood Mafia (+18)
Actionکیم تهیونگ شیطان بزرگ مافیا و جئون جونگ کوک پسر ساده و دانشجوی پزشکی است. کیم تهیونگ مردی بود که به کشتن معشوقه های خود معروف بود و جئون قلبی صاف و مهربان داشت که هیچگاه راضی به کشتن انسان های بیگناه نمیشد. و همین ویژگی او، موندن او در بین مافیاها...