𓂃 ִֶָ 𓂃 ִֶָ 𓂃جونگین کمی روی پاهای پسر جابهجا شد و با پررنگتر شدن نیشخند هیونجین، پوزخندش رو پررنگتر کرد.
"اوه! پس بالاخره یانگ میخواد یه کاری کنه؟"هیونجین با لحنی شیطنتآمیز گفت و اخم ظریفی روی پیشونیِ جونگین نشست. پسر بزرگتر با نوک انگشتش چتریهای پسرک رو کنار زد و باز هم ابرویی بالا انداخت.
"چیکار میخوای بکنی روباه وحشی؟"جونگین نفسی حرصی کشید و زانوش رو برای بار دوم روی عضو هیونجین فشار داد. با خارج شدن نالهی ریزی از میون لبهای درشت و صورتی رنگِ هیونجین، تکخندهای کرد:
"مشخص نیست بابا لنگدراز؟"شیر زخمیِ روبهروش، لبهاش رو نمایشی جلو داد و با لحنی که تعجبی مصنوعی در اون دیده میشد، گفت: "واقعا میخوای تا آخرش کار رو با فشار دادنِ زانوت روی کینگی که اون زیر خوابیده پیش ببری؟"
دست جونگین رو به آرومی گرفت و با حس رینگ توی انگشت شستش پوزخندی زد. دست پسر رو سمت عضوش برد و با ابروهای بالا انداخته و لبخندی که به نظر روباه روبهروش رومخ بود زمزمه کرد: "با انگشتهای بلندت هم میتونی بیدارش کنی جونگین!"
جونگین لبخند دندوننمایی زد و زبونش رو روی لبهای قرمزش کشید:
" هوانگ انقدر تشنهی اینی که برادرت، یا بهتره بگم برادر کوچولوت لمست کنه؟"صدای خندههای رومخ اون شیر زخمی، اخم روی پیشونی ـش رو برگردوند:
"اون کسی که مشتاقانه، تنش رو روی تن اون یکی انداخته من نیستم بیبی!"پسر کوچکتر با دوباره شنیدن اون لقب، پلکهاش رو با حرص روی هم فشرد. چهطور عاشق مردی مثل هوانگ هیونجین شده بود؟ احمق بود. از بین دندونهاش غرید:
"فقط خالی کردن خودم توی سوراخت وقتی انقدر اعصاب خرد کنی میتونه آرومم کنه."هیونجین به خندههایی که حالا سرخوشانه نبودن و بیشتر عصبی به نظر میرسیدن، ادامه داد و لحظهای بعد، انگشتهای کشیده ـش محکم پهلوهای روباه روبهروش رو گرفتند، بدن پسر رو با یک حرکت، به تخت کوبید و جاشون رو عوض کرد.
جونگین با چشمهایی بهتزده به مرد خیره شد و تمام تلاشش رو برای ناله نکردن از برخورد کمرش به تخت به کار گرفت.
هیونجین که این بار اخمی غلیظ میون ابروهاش داشت، لبخند کجی زد: "بچه روباه مورد علاقه آقای هوانگ فکر کرده چون جوجه مرغهای دبیرستانی رو به فاک میده میتونه منم به فاک بده؟"
خندهای کرد و وزنش رو روی رونهای جونگین انداخت. جونگین با دستهاش بازوهای ورزیدهی مرد بلوند رو چنگ زد.
"و یه دراز احمق فکر کرده چون هرزههای توی بارش رو به فاک میده میتونه منم به فاک بده؟"

ESTÁS LEYENDO
𝖢𝖠𝖲 { 𝟮 𝗆𝗂𝗇 }
Historia Corta"کاش مغزتم قد دیکت بزرگ بود مینهو!" "بیبی تو حتی دیکمم نمیتونی تحمل کنی، مغز بزرگترم رو میخوای چیکار؟" 𝗖𝗶𝗴𝗮𝗿𝗲𝘁𝘁𝗲𝘀 𝗔𝗳𝘁𝗲𝗿 𝗦𝗲𝘅 ִֶָ 𓂃 𝗆𝖺𝗂𝗇 𝖼𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 2𝗆𝗂𝗇 𝗌𝗂𝖽𝖾 𝖼𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 𝗌𝖾𝖼𝗋𝖾𝗍 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾...