لی ونهان

177 36 20
                                    

بخش چهارم: لی ونهان

نمیدونم چه اتفاقی افتاد؛ اما انقدر خاص بودی که قلبم نتونست جلوی خودش رو بگیره و عاشقت نشه!

******************

وقتی همراه با سونگجو وارد خونه شد، احساس می‌کرد سردرگم هست. طوری که چند دقیقه وسط سالن ایستاد. سونگجو متوجه بهم ریختگی پسر شد؛ برای همین بدون اینکه چیزی بگه، دستش رو بر شونه ییبو گذاشت و به سمت اتاق خودش حرکت کرد. 

ییبو خداروشکر کرد که حداقل هیچ‌کدوم از هم‌گروهی‌هاش نیستند. آروم روی زمین نشست و به حرف‌هایی که جان زده بود، فکر کرد. 

انگار واقعا از دو دنیای متفاوت بودند... ییبو همیشه آینده و دنیاشو در کنار جان می‌دید؛ اما حالا احساس می‌کرد دنیا بی‌رحم‌تر از اون چیزی هست که تصورش رو داشت. وقتی قلب جان همراهش نبود، نمی‌تونست کار دیگه‌ای کنه. 

ییبو آدمی نبود که خودش رو به دیگرون تحمیل کنه. پسر هیچوقت از جان چیزی رو به دل نمی‌گرفت و سریع فراموش می‌کرد؛ اما چرا این بار انقدر درد داشت؟ چرا احساس می‌کرد نفس کشیدن براش سخته؟ غیر این بود که جان تمام نفسش بود؟ 

ییبو به آینه روبه‌روش نگاهی انداخت. زیبا بود، نبود؟ 

همیشه توی رقص اول بود، نبود؟ 

خنده‌های قشنگی داشت، نداشت؟ 

فقط به خاطر روستایی بودنش جان رهاش کرده بود؟ 

فقط به خاطر اینکه مرد شماره یک چین نیست؟ 

چیکار باید می‌کرد؟ باید تلاش‌هاشو چند برابر می‌کرد تا جان اون رو ببینه؟ 

با حال خرابی از روی زمین بلند شد. دلش می‌خواست طوری خودش رو آروم کنه؛ اما نمی‌دونست چجوری؟ همیشه با نگاه کردن به عکس‌های جان آروم میشد؛ ولی حالا از باعث و بانی دردهاش باید به کی پناه می‌برد؟ 

دستشو مشت کرد و محکم به آینه کوبید. نفس نفس میزد. سونگجو با شنیدن صدای شکستن چیزی، سریع از اتاق بیرون اومد. با دیدن دست خونی ییبو و آینه شکسته، با نگرانی جلو اومد و گفت: 

چه بلایی سر خودت آوردی؟ 

اما ییبو چیزی نمی‌فهمید. پوزخندی روی لب‌هاش نقش بست؛ اما در نهایت روی زمین نشست. سونگجو کنار پسر اومد. شونه‌هاش رو محکم گرفت و گفت: 

ییبو به من نگاه کن!

اما ییبو از نگاه کردن به چشم‌های پسر طفره میرفت. نمی‌خواست ضعف چشم‌هاشو ببینه. سونگجو این بار صورت ییبو رو قاب گرفت و گفت: 

ییبو حرف بزن. نذار توی دلت بمونه. دوباره حالت بد میشه. 

ییبو چند لحظه به چشم‌های سونگجو خیره شد و اولین قطره اشک روی گونه‌ش نشست: 

𝑊ℎ𝑒𝑛 𝑌𝑜𝑢 𝐿𝑒𝑓𝑡 𝑀𝑒Where stories live. Discover now