first day (p.2)

615 68 2
                                    

"هی خارجی تا کی میخوای اونجوری به من خیره بشی؟"
وقتی صدای پسر رو شنید به خودش اومد و یک پنیکه کوچیکی زد.
به خواطر شدت کیوت بودن ریکشن پسر بغلش تعجب کرد ولی به روی خودش نیورد.
"من فقط داشتم..."
یه لعنتی به خودش فرستاد که چرا نمی تونه یک بهونه ای بیاره و این وضعیت رو جمع کنه.
"دید می زدی. می دونم. آخه کی می تونه دید نزنه..."
"مگه خودت خارجی نیستی چطور جرئت می کنی به من بگی خارجی"
سریع پرید وسط حرفش ‌که ادامه نده و بحث رو به یک سمت دیگه بکشه. چون اصلا خودشم نمی دونست باید چی جواب بده که چرا به اون خیره شده بود.

جونگکوک از اینکه پسر سریع موضوع رو عوض کرد تعجب کرد، ولی به هر حالا اون قرار نیس به اون جواب پس بده. برای همین فقط سوال پسر رو نشنیده گرفت.

"به هر حال تو دست و پایی برای این که من بخوام با چا اون حرف بزنم برای همین جاتو با چا اون عوض کن. دلم نمی خواد یه مزاحم وسطمون باشه"

تهیونگ فکرشو می کرد پسر پرو و بی ادب باشه ولی نه تا این حد. برای همین یک شیبالی گفت و با کمال میل جاشو با اون‌یکی پسر عوض کرد. اون از خداشم بود که از اون پسر فاصله بگیره.

"و در ضمن فک نکن کره ای فحش بدی کسی نمی فهمه"
جونگکوک این جمله رو به کره ای گفت، با این که معلوم بود یک ژن آسیایی داره، ولی تهیونگ فکرشو هم نمی کرد که کره ای باشه. و از اون جایی هم که جونگکوک هیچ لحجه ای، وقتی فنلاندی حرف می زد نداشت، قبلش نمی تونست از روی لحجه تشخیص بده که جونگکوک کجاییه.

به هر حال سر جای جدیدش نشست و منتظر موند تا زمانی که معلم داده بود برای این که بغل دستیای جدیدشون رو بشناسن تموم بشه.
همین الانشم تهیونگ مطمئن بود قراره از کی، توی کلاس متنفر باشه. از این رفتارایی که تو این چند دقیقه از جونگکوک دیده بود معلوم بود که اینا اصلا نمی تونن با هم کنار بیان.

ولی از اونور جونگکوک حس می کرد بدون هیچ دلیلی دلش می خواد لا پر و پای اون پسر کوچیکتر بپیچه و هی رو مخش راه بره. نمی دونست چرا، ولی اینو مطمئن بود که قراره حصابی با اذیت کردن اون پسر حال کنه و خوش بگذرونه.
به هر حال جونگکوک این فکرا رو کنار گذاشت و شروع کرد سر چا اون وو که حالا بغلش نشسته بود غر بزنه بخاطر اینکه چرا دیروز اونجوری توی کالاف بازی کرده بود که به خواطرش باعث شد تیمشون ببازه.

"خب دیگه وقتتون تموم شد که با هم آشنا بشین موضوعی که الان می خوام باهاتون درموردش صحبت کنم قوانین دبیرستانه. از اونجایی که چند نفری دارین که کلا ساله اولشون که تو فنلاند درسه می خونن و همتونم سال اولتون توی دبیرستان یک سری قوانین رو که شایدم به نظرتون خسته کننده رو باید مرور کنیم"

جونگکوک با یک نگاهی که کاملا کسالت توش می شد دید به چا اون وو خیره شد و ادای معلم رو در آورد.

"اول اینکه باید قبل از ورود به کلاس درس کاپشن، کلاه، کلاه کپ و از جمله کفشاتونو در بیارید چون به خواطر بارون و برفی که میاد کلاس کثیف میشه و مطمئن که همتون با این موضوع تو دبستان و راهنمایی آشنا شدید"

این قانون اولشون به نظر تهیونگ یکم عجیب بود. آخه چرا باید سر هر کلاس اول کفشاشونو در بیارن، بعد بیان تو اونم توی اون سرما. خب معلومه پاهاشون قراره تو زمستون یخ کنه، چون توی کلاس همش با جوراب می گشتن.

"دوم کار های ممنوعه و اشیا ممنوعه توی مدرسه. اول، توی زنگ تفریحا که آزادید نمی تونید از محوطه ی دبیرستان خارج شید نمی دونم بریم مغازه چون گشنتونه چزی بخریدا اینا. دوم، توی محوطه ی راهنمایی اجزه ندارید برید. سوم، آوردن سیگار سی.ار الکترونیکی و هر نوع دخانیات و نوشیدنی های الکلی توی دبیرستان ممنوعه."
"اگه هر کدوم از اون موارد زیر پا گذاشته بشه شامل jälkiistunto می شه"

به نظر تهیونگ این قوانین اونقدرا هم مثل قوانین مدرسه ی قبلیش توی کره سخت و رو مخ نیس و اونقدرا هم زیاد نیستن.
ولی تنها چیزی که باعث تعجب تهیونگ می شد اینه که، بچه های توی کلاس حوصله ی آنقدر ساکت نشستن و تمرکز کرد روی یکچیزی رو نداشتن و همشون داشتن کارای خودشونو می کردن و به حرفای معلم اصلا اهمیتی نمی دادند.

"خب موضوع بعدی کمد هاتون که قراره بهتون بدیم تو مدرسه. من دونه به دونه اسمتونو می خونم و شماره ی کمدتونو بهتون می گم و بیایید کلید کمدتونو ازم بگیرید و خودتون برید توی راهروی اصلی دنبال کمدتون بگردید"
"یونگی کمد شماره‌ی ۲۵، جونگکوک شماره‌ی ۳۶، چا اون وو شماره ی ۴۰، جیمین ۴۵، تهیونگ ۴۶،... "

وقتی جونگکوک رفت و کلید کمدشو از معلم گرفت صاف رفت به راهروی اصلی که دنبال کمدش بگرده.
وقتی کمدشو پیدا کرد دید که یکی از اون کمد های زیری مالش بود و کمد بالا سریش مال یک پسر فنلاندی بود که حدس می زد اگه اشتباه نکنه اسمش "جیمینه".

رفت و در کمدشو باز کرد. یک کمد کوچیکه تر تمیزه جا دار بود که به نظر تهیونگ خیلی قشنگ بود. چون توی کره کمدا آهنی بود ولی، تو فنلاند کمدا ام دی اف بود که به نظر تهیونگ قشنگ تره.

تا در کمدشو بست صدای نازک ولی همزمان مردانه ای رو شنید. اون صدای همون جیمینه که کمد بلا سریشو داشت.
"سلام اسم من جیمینه. تو تهیونگی درسته؟"

◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇
خب خب خب اینم از پارت دوم.
به نظرتون تا الان چطوره؟
من خودم خیلی شخصیت بد بویی که جونگکوک داره رو دوس دارم.

خب سی یو تا پارت بعد خدافظظ❤️❤️

jälkiistunto (Detention)Donde viven las historias. Descúbrelo ahora