همه لباس های مد نظرتون رو خریدن و ته کوک هم همون کت و شلوار که کاملا مشکی بود رو خرید. به طرز عجیبی شاید اتفاقی یا بر عمد یونگی و جیمین مثل هم ست رو برداشته بودن تنها تفاوتش این بود یکیشون رنگ مشکی و اونیکی طوسی. چا اون هم یه ست کاملا سفید خرید. وقتی که ته رفتن بود تا ته خودش رو حساب کنه فروشنده گفت که هزینه ی لباس شما از قبل پرداخت شده و رو به جونگکوک کرد. ته هم بعد از یه مشت گفتن که چرا این کار رو کرده و اینا بیخیال شد و فقط لباس رو برداشت و با بقیه رفت تا سوار ماشین بشه.
اونا رفتن رستوران یه غذایی به حساب جیمین خوردن و بعدم یه دور دوری توی هر زدن که دیگه شب شده بود. پس از اونجا تصمیم گرفتن که دیگه برن سمت ویلای چا اون اینا.
حدود یه ربع با ماشین که رفتن به یه منطقه ای رسیدن که همش ویلا بود. اونا دم یکی از ویلا ها که از همه در بزرگترین داشت وایسادن و چا اون توی گوشیش یه دکمه ای زد و در خودکار باز شد.
ته باورش نمی شد اون ویلا... بیشتر مثل خونه ی یه مافیا بود تا ویلای یه آدم عادی. البته خانوادهی چا اون هم اونقدا عادی نبودنا بابای چا اون دست راست سفیر کشور بود.
وارد خونه شدن خونه ی بزرگ و خالی ای بود. چان اون گفت:
_خونه کلا همیشه خالیه فقط من وقتی که میخوام برنامه کنم ازش استفاده میکنم. چهار تا اتاق مهمون داره ولی مثلا کاپلمون میتونن با هم بخوابن اگه بخوان.چا اون بیشتر داشت تیکه مینداخت. جیمین شروع کرد به خندیدن و ته یه نگاه پرسشگری به جونگکوک کرد.
_خب آخه یونگی و چا اون غریبه نیستن. اونا یه تیکه ای از منن.
همه اووووووو گفتن.
_پس بهشون هم گفتی که هنوز کاملا قبول نشدی و فقط داری تست میشی؟
_حالا همه پته هامون رو نریز رو اب من ابرو داشتم.
یونگی گفت:
_داشتی دیگه نداریچا اون دستش رو روی شونه ی جونگکوک گذاشت و گفت:
_داداش فانتزی داشتن جرم نیس. اصلا هم ما نفهمیدیم که ته درخواست نداده و تو درخواست دادی.جیمین داشت یه سر ریز ریز میخندید.
_چشمام روشن پس درخواست هم اوفتاد گردن منه بدبخت. حتما من هم مست کرده بودم و مثل گرگ گرسنه اوفتادم روی تو و مورد عنایت قرارت دادم؟
جیمین چا اون و یونگی با یه نگاه پرسشگری به کوک خیره شدن. و جونگکوک فقط سکوت اختیار کرد.
_یا اینکه من سندروم شق کردن غیر ارادی دارم با یه بوس مثل سنگ شق میکنم.
ته یه ذره مکث کرد و ادامه داد:
_یا من نمی تونم خودم تنها از پس شق کردنم بر بیام و به یکی نیاز دارم کمکم کنه.

DU LIEST GERADE
jälkiistunto (Detention)
Fanfictionعجیبه امروز با پسری که اصلا فکرشو نمی کردم کار خلافی توی مدرسه بکنه، توی تنبیه بودم... این فیک هم یکی از همون کلیشه های مدرسه ای همیشگی هست ولی اکثر فیکای مدرسه ای توی فضای دبیرستان های کره یا آمریکا اتفاق میوفته. ولی ما قراره یه سفر کوتاهی به دبیر...