......
یعنی فاعک.. الان چی میشه؟ آخه چرا هلش ندادم همون اول؟؟ پشت موهام خیلی بلند بود بااینکه گیسش کرده بودم ولی تقریبن تا پایین کمرم میرسید؛ درحالیکه جلو و اطراف موهام طوری بود ک انگار یه مدل موی کاملن معمولی دارم..
درجا سعی کردم حلش بدم یه قدم عقب تر ولی چون گیسمو تو دستش فشار داده بود سرم درد گرفت.
-ولم کن عوضی!!
یهو با یه خنده ی هیستریک در حالیکه به چهرم و تو چشمام خیره شده بود، رو به دوستاش کرد و گفت: تماشا کنین دوستان.. مثل اینکه طعمه ی امروزم واقن یه عروس خانووومه!!!
این رو که گفت سعی کرد موهامو دوره مچش بپیچونه و من علارغم دردم مشغول هل دادنش به جلو بودم که همون موقع برخلاف سکوت حاکم بر محیط، انگار صدای محکم چک مانندی شنیدم..
سرمو بلند کردم که دیدم همون پسر آشناعه از پشت گردن دوستش رو محکم گرفته و احساس کردم موهام شل تر شد که با صدای آروم و خشن و خیلی سردی رو به هم گروهیش گفت:
موهاشو ول کن مرتیکه ی احمق! این شوآف مسخره ی تو کم مونده گ.وه بزنه به تموم اعتبار من.. ( و بعد ولوم صداش رو خیلی آورد پایین تر، طوریکه باوجود فاصله ی نزدیکمون تقریبن به سختی میتونستم زمزمش رو بشنوم) -فقط اگه کوچیک ترین چیزی از کثافط کاری امروزت به گوش میلّر برسه.. تو بگو یذره! به شیطان قسم، خودم یه شب همینجا سرتو میبُرم، تو حلقومت ج.ق میزنم و باقی مونده جسدت رو تو چاه دستشویی خالی میکنم؛ انگار که هیچوقت نبودی تا همچین گندی به بار بیاری..
اونقدری تحت تاثیر چیزیکه داشتم می شنیدم خشک شده بودم، که یادم رفته بود موهام رها شده. هنوزم همونطوری کج و کله وایساده بودم.. حتی جرعت نمیکردم حرکتی بکنم یا سعی کنم به چهره هاشون نگاه کنم، ولی شرط میبندم اون عوضی هم حالش بهتر از من نیست؛ با وجود ابراز محبت عمیقی که مستقیمن بهش شده قطعن میتونم بگم بدتره.. خیلییی خیییلی بدتر.
*زینگگگگگگگگگ

YOU ARE READING
Love for Life • عشق برای زندگی
Romanceآریِل سردسته ی قلدرای دبیرستان خصوصی که سال آخر خودش رو میگذرونه.. طی یک روز و یک اتفاق، با الیو هوس انگیز ترین فرشته ی زندگیش روبرو میشه! آیا احساس بین دو طبقه ی مختلف اجتماعی میتونه سرانجام شیرینی داشته باشه؟ احساسات بین دو پسر؟! باید ببینیم بازی...