......
-الیوو؟
سرمو چرخوندم به سمت صدا؛ چه اسم آشنایی..
یکی از اون پسرای سافت سال دومی بود که خیلی دوسداشتم صرفن بکنمش. با چشمام رد مقصدش رو دنبال کردم تا اینکه به اون پسرک رسیدم، "نگاهم روش ثابت شد" همون گیس بلند وسوسه انگیز. تازه انگار که فقط هورنیم نمیکنه بلکه حس میکنم قبلن جاهای دیگه ای هم دیدمش اما یادم نمیاد کجا.. مثل اینکه سنگینی نگاهم رو احساس کرد چون وقتی مشغول صحبت با اون سال دومی بود، چشماش رو کشید به سمتم و واسه چند لحظه تو فکر فرو رفت که منم نه گذاشتم نه براشتم، همون طور که آروم داشتم به سمتش بکس کار میکردم، خیره تر از قبل تو چشاش یه بوس هوایی واسش فرستادم.
همراهش داشت ازش سوال میپرسید که در کسری از ثانیه انگار ک گر گرفت.. سرش رو انداخت پایین و من حتی از اینجا میتونستم قرمزی گونه هاش رو ببینم؛ لپاش گل انداخته بود.. پس پسرم خجالتیه! لبخندم شیطانی شد😈 من ازین قضیه بَددجوری خوشم میاد.
......🔸️الیو•
حاضر و آماده منتظر صدای زنگ مرخصی نشسته و به ساعت چشم دوخته بودم.. باید سریع خودمو به مکانیکی برسونم ولی قبل ازون هرچه سریع تر باید السی رو به خونه ببرم. متاسفانه دیگه حتی وقت سر خاروندم ندارم چه برسه به استراحت یا ناهار! درضمن خوب شد که از خونه یکم میوه با خودم آوردم وگرنه کی دلش میخواد پول دو روز حقوقشو فقط واسه یه وعده غذای گرون اینجا بده! با این فکر نگاهم به سمت بچه های کلاس چرخید.. البته که همه اینجا شرایطشون از نظر مالی مثل من نیست؛ تلخ خندی زدم، شاید واقعن همه.
اکثر دخترای کلاس حتی از نوع میکاپا و اکسسوریاشون پیدا بود که چقدر واسه ظاهر و زیباییشون هزینه ی برندای مختلف میکنن (دیگه با وجود داشتن یه خواهر بزرگ تر، خداروشکر که با این جنبه از حقایق آشنام)
و پسرای کلاس هم اکثریتشون یا شوفر شخصی دارن یا اون دسته ای که خیلی مستقل و پولدارن با ماشین خودشون میان.. اما اینکه من با اتوبوس میرم زیاد هم برام درد آورد نیست بالاخره بابت همینکه اونقدری پول تو جیبم هست تا پیاده نرم، میدونم که باید خدارو شاکر باشم.. بقیش با تلاش خودم درست میشه. یه سال دیگه ۱۸ ساله میشم؛ اگه تا اون موقع نتونستم ماشین خودم رو داشته باشم، حداقل میتونم تا سال بعدش ماشین خیلی از مردم رو درست کنم.. و کسی چه میدونه شاید یه روزی از همون موقع ها اونقدری پیشرفت کنم که وسعم برسه مال خودم رو داشته باشم حتی شده یدونه مدل پایین و معمولیش رو، ولی این مهمّه که مال منه!

BINABASA MO ANG
Love for Life • عشق برای زندگی
Romanceآریِل سردسته ی قلدرای دبیرستان خصوصی که سال آخر خودش رو میگذرونه.. طی یک روز و یک اتفاق، با الیو هوس انگیز ترین فرشته ی زندگیش روبرو میشه! آیا احساس بین دو طبقه ی مختلف اجتماعی میتونه سرانجام شیرینی داشته باشه؟ احساسات بین دو پسر؟! باید ببینیم بازی...