خب این یه پارت نیست این همون توضیحاتی هست که قولش رو توی چند پارت قبلتر دادم. ولی حتما بخونید وگرنه بعدا نمیتونید درک کنید چه اتفاقاتی داره میوفته.
خب درمورد اینکه ته جوری اومده پیش خواهرش زندگی کرده و یجورایی روش محاجرتش چیه میخوام توضیح بدم.
خانواده زیر هجده سال توی فنلاند میشه: مادر, پدر, خواهر و برادر و اگه خواهرت/برادرت بالای هجده سال باشه تو میتونی با اونا بری و زندگی کنی.
ولی یه سری شرط ها داره. خواهر یا برادر بزرگتر باید یه پولی و قرارداد کاریش رو به اداره ی محاجرت نشون بده، تا ثابت کنه که میتونه هزینه ی اون بچه رو بده.
حالا اگه به هر دلیلی اون شخص از کار بی کار بشه یا چیزای دیگه و ماهیانه پول کافی رو در نیاره برای اداره ی محاجرت به این معناست که اون نمیتونه بچه رو نگه داره و اون بچه باید برگرده به کشور خودش.

YOU ARE READING
jälkiistunto (Detention)
Fanfictionعجیبه امروز با پسری که اصلا فکرشو نمی کردم کار خلافی توی مدرسه بکنه، توی تنبیه بودم... این فیک هم یکی از همون کلیشه های مدرسه ای همیشگی هست ولی اکثر فیکای مدرسه ای توی فضای دبیرستان های کره یا آمریکا اتفاق میوفته. ولی ما قراره یه سفر کوتاهی به دبیر...