حالا؛
تابستان2018
ترم تابستانه تمام شده بود و میشه گفت صمیمیت ما بیشتر. گاهی برای هم شعرهای فلسفی_که اون دوست داشت و من هر روز با باج دادن به مامان ازش کش میرفتم_ میفرستادیم و گاهی ویدیوهای خندهدار یا
جالب.
یهبار برای گرفتن یه نود فقط از بالاتنه، سه ساعت و سی و هشت دقیقه وقت صرف کردم و وقتی براش فرستادمش، سریع نوشتم:« اوه ببخشید، اشتباه شد » و اینها همه نقشههای جین هیونگ بود. اون ناراحت شد و تا یه مدت بهم پیام نداد؛ چون دقیقا وقتی من عذرخواهی کردم، اون نوشته بود:« اوه جئون، چقدر خوش هیکلی! میخوای دوستپسرم باشی؟ »
و من تا دو هفته و سه روز برای گوش دادن به حرف جین هیونگ گریه میکردم.
گاهی به هم کتاب معرفی میکردیم؛ اما این قسمت از رابطهمون بیشتر مثل این میموند که مامانم به اون کتاب معرفی کنه، و اون به من معرفی کنه تا مامانم بخونه و نظرش رو به اون بدم. و صد البته که اون فکر میکرد منم که اون کتابهای فسلفی به درد نخور رو
میخونم، نه مامانم.
از سلیقهی موسیقیاییش خوشم نمیاومد و همونطور که امینم رو به لئونارد کوهن ترجیح میدادم، شیرموز رو هم بیشتر از شیرتوت فرنگی دوست داشتم. خوابیدن رو به فیلم دیدن ساعت سه صبح ترجیح میدادم و دوست داشتم به جای عکس گرفتن، فقط همهجا رو نگاه کنم.اما من احمق بودم! تا خود صبح چشم روی هم نمیذاشتم تا اگر آنلاین شد، من باشم؛ تا وقتی صبح درمورد فیلمی که معرفیش کرده بودیم حرف زد، من مخزن اطلاعات باشم.
سرچهای جدیدم آهنگهای ادل، سلن دیون، جریان عشق لئونارد کوهن، عکس های لارا فابین و پیدا کردن روزهای کنسرت لانا دلرِی بود.
سعی میکردم به جای سه وعده شیرموز، دو وعده شیرموز و یه نصف وعده شیرتوت فرنگیِ حال بههمزن رو بخورم.
ِدرسته؛ من بودنِ کهکشانهای تهیونگ رو به رویای رفتن به مریخ هم ترجیح میدادم و به این نتیجه رسیدم که جدیدا دارم به همسرم خیانت میکنم؛ به خوابِ عزیزم.
هنوز گوشیم مخاطبین کمی داشت؛ مامان، بابا و اینبار تهیونگ! نه حتی جین هیونگ و دوستپسر خرابکار و دوستداشتنیش مونی هیونگ.ورق زدم؛
صفحهی98 ،اصل 108
- با دهنت کاری کن دخترا بیان! آفرین، تو زبون قدرتمندی داری!
پ.ن: البته دوستان منحرف توجه داشته باشن که کاملا منظورم به زیبا حرف زدن بود، نه هیچ گوهخوری دیگهای. و آره، خوردن دخترا مثل گوهخوریه! کیم تهیونگ بودن اینطوریه.
و ذهن من میگفت: ?Gay is He

YOU ARE READING
summery semester | KookV / Taekook - vers
Fanfiction[تکمیل شده] جئون جونگکوک همیشه تنهای دانشگاه حالا عاشق پسر معروف دانشگاه شده که بهترین پسرها باهاش دوستن و بهترین دخترها چشمکشون رو حوالهی اون میکنن. جونگکوک فکر میکنه قرار نیست هیچوقت از احساسش به تهیونگ بگه؛ اما اون توی ترم تابستانه دفتری پ...