قسمت دوازدهم
همین که از عمارت خارج و وارد خیابان شدند .باران شدیدی میبارید و کل خیابان را زیر شلاق خودش گرفته بود.کمتر از چند لحظه هردو خیس شدند. کیونگسو با عصبانیت دستش را از چنگ جونگین بیرون کشید
-فکر کردی کی هستی که اینطور واسه من تصمیم میگیری اونجا بمونم یا نه؟ واسه چی منو کشیدی بیرون؟ ولم کن!
جونگین نگاهی به چهره ی برافروخته کیونگسو انداخت و اخم غلیظی کرد
- من ؟من کیم؟ یادت رفته الان مال من محسوب میشی؟ تو دوست پسر منی
-هاه..من که یادم نمیاد..فکر کنم کسی که مال توئه یوناس نه من..من رابطه ای با تو ندارم
-چرت نگو کیونگسو ! نمیتونی متوجه بشی اون حرفای من مصلحتی بود؟
-من چرت نمیگم،گوشات رو باز کن و درست بشنو، اونی که چرت میگه تویی نه من!
هردو زیر باران خیس شده بودند،لباس هایشان سنگین تر شده بود و موهایشان به هم چسبیده بود.نفس نفس میزدند و با خشم در چشمان هم خیره شده بودند .
جونگین نمیتوانست چیزی که حقیقتا منظورش بود را به او بفهماند و همین هر لحظه عصبیش میکرد
-داری کجا میری ؟باتوام؟
کیونگسو در حالی که قدم هایش را تندتر برمیداشت و پشتش را به جونگین کرده بود از او دورتر میشد
-به توی لعنتی ربطی نداره، حق نداری دنبالم بیای
-هی به من ربط داره همین الان وایستا! احمق داری خیس تر میشی
-من ربطی نمیبینم پس خفه شو
جونگین عصبی ازین برون ریزی کیونگسو و بی اهمیتیش ، دنبالش دوید و از پشت به شانه اش چنگ زد
- به من ربط داره، کسی که باید گوشاش رو باز کنه تویی نه من ، من در درجه اول دوس پسرتم و در درجه دوم همخونت پس با هردو عنوان میتونم ازت سوال بپرسم یا از جایی بیرون بکشمت،اونکار فقط به دلیل حفظ موقعیت کاریم بود
کیونگسو با حرص بیشتری بخاطر مالکیت و تعصب بیجای جونگین و حرف هایش،شانه اش را عقب کشید و اخم وحشتناکی کرد..
هرچند گلویش بخاطر فریاد های قبلیش میسوخت اما باز فریاد زد
-هاه..داری میگی موقعیت کاریت رو به غرور من ترجیح دادی؟؟؟تو جلوی رییست منو خورد کردی
جونگین با دستش کمی صورتش را از اب پاک کرد تا بهتر ببیند
-من خوردت نکردم بفهم، اونکار فقط
انکار..
انکار..
جونگین مدام انکارمیکرد.

YOU ARE READING
" My Broken Rose "[S2 Uncomplete]
Science Fiction•¬کاپل: کایسو | چانبک| کریسهو | شیوچن •¬ژانر: رمنس | انگست | جنایی | علمی | دارک •¬خلاصه: کیونگسو یک دانشجوی ساده ی موسیقی بود با زندگی ساده تر از خودش تا وقتی که کیم جونگین باهاش همخونه شد و تمام سادگی زندگی اش رو زیر و رو کرد و همه چیز برای کیونگس...