•ماشین•
توی کوچه پس کوچهها پیچیدم که یک ماشین جلوم و یکی پشتم سبز شد.
اونها داشتن به سرعت به سمت ما میاومدن:-رییس!
با ترس فریاد زدم که نیک سرش رو از پنجره، داخل آورد. از توی آینه، منتظر به زین چشم دوختم.
سرعت ماشین رو کمتر کردم. کوچهای طویل بود و اون ها مدام سرعتشونو کم و بعد دوباره سرعتشونو زیاد میکردن.نفس عمیقی کشیدم. زین خونسرد روی صندلی نشست و اسلحهشو پر کرد.
به ماشین رو به رومون خیره شدم.
شیشههای دودی و انعکاس برگهای درختا، مانع دیدن اونها میشد.
چشمهامو ریز کردم تا با دقتتر به داخل اون ماشین نگاه کنم.تمام اونها ماسکهای همون شخص رو داشتن!
ماسک همون فردی که توی سرویس پاساژ، بهم اون سیمکارت رو داد.
لرزش دستها و پاهام بیشتر شد. بزاق دهنم رو با صدا قورت دادم و از آینه به ماشین پشت نگاه کردم.
هیچچیز مشخص نبود.
این ها میخوان منو بکشن یا زین رو؟!-ر...ئیس!
بخاطر ترس، صدام میلرزید. زین نیشخندی زد و پنجره کنارش رو پایین داد:
+با سرعت دنده عقب برو.
-اما... اونا پشتمونن!
با تعجب به زین نگاه کردم که سرش رو از پنجره بیرون میبرد. بلند فریاد زد:
+همین کاری که گفتم رو بکن!
نفسم رو با صدا بیرون دادم. پام رو، روی پدال گاز فشار دادم و ماشین با سرعت به سپر ماشین پشت سرمون برخورد کرد.
+پاتو از روی گاز بر ندار!
زین، از بین غرش لاستیکهای ماشین پشت سرمون، فریاد زد.
ماشین ما به سپر ماشین عقب فشار میاورد و اونو به عقب هل میداد.÷رئیس میخوای....
صدای نیک با شنیدن صدای تیر خفهشد.
زین، به باک بنزین ماشین رو به رو شلیک کرد.+برو هری.
زین فریاد زد و دوباره به باک ماشین رو به رو شلیک کرد. شعلههای آتش و امواج انفجار به سمتمون اومدن.
ماشین رو به رو منفجر شد. با سرعت پام رو روی پدال گاز فشار دادم و با سرعت از کنار ماشین منفجر شده رد شدم.
ماشین پشت سرمون، هنوز دنبالمون بود.-با اون باید چیکار کنیم؟
×مارت!مارت! مارت جواب بده!
صدای بیسیم مارت، توی فضا پیچید. مارت، بیسیم رو سمت دهنش برد:

ŞİMDİ OKUDUĞUN
•SOUR DIESEL•
Rastgeleو دوباره همون چشمها، چشمهایی که مثل سوردیزل بودند. همونقدر اعتیادآور، خطرناک و نفرین شده. " عزیزم! تماشا کن، ببین چجوری دنیات رو از چیزی که هست تاریکتر میکنم. با چشم دلت نگاه کن، چون من اون سوردیزلهای زیبا رو از حدقه درآوردم. ببین، ببین چقدر...