LN 19.

278 89 23
                                    

قسمت نوزدهم –موجودات خبیث

دنیای موجودات خبیث

لوهان می تونست اعتراف کنه وقتی کلمات " باید باهام بخوابی " رو شنیده بود نزدیک بود مغزش سوت بکشه! آماده بود کل اون دنیا رو رو سر یونهو خراب کنه.

سریع به سمت یونهو چرخید:" این دیگه چه کووفتیه؟ میدونم که می دونستی!"

اما قبل از اینکه آبرو ی خودش رو بیش از اون در خطر قرار بده، سهون که حالا پیرهنش رو در آورده بود سرش رو از اتاق بیرون آورد:" میای یا نه؟؟"

لوهان در حالی که سعی می کرد توضیح بده به سمت اتاق راه افتاد:" راستش... مساله اینه که من نمی دونستم این کار چنین پروسه ای داره..."

سهون که بنظر هیچ حالت خاصی رو صورتش نداشت روی تنها تخت توی اتاق نشست:" بهت قول میدم تجربه ی بدی نیست. لباس هات رو در بیار و کنارم دراز بکش..."

چشم های لوهان با دیدن اینکه سهون داره شلوارش رو در میاره گرد شد اما سهون اینطور ادامه داد:" تو نیازی نیست کار خاصی کنی. بر خلاف تصور خیلی ها، گربه ها میتونن فقط با مالیدن خودشون به سطوح و محل هایی که میخوان بوی اون ها رو بگیره، اونجا ها رو به عنوان قلمرو خودشون مارک کنن..."

لوهان در حالی که خیالش از اینکه سهون از زیر شلوارش لباس زیر پوشیده چند باری پلک زد:" آم.. یعنی فقط باید کنارت دراز بکشم و بذارم بغلم کنی؟"

سهون دراز کشید:" آره دیگه. مگه تو چه فکری کردی؟" و در حالی که بوضوح داشت جلوی شکل گرفتن نیشخند رو به صورتش می گرفت اضافه کرد:" فکر کنم بهتره لباس هات رو در بیاری و بیای تو بغلم."

بعد ناگهی به لوهان که داشت لباس هاش رو در میاورد انداخت:" تو اونقدر کوچولویی که میتونم فقط با چند ساعت وقت گذاشتن حسابی با بوی خودم بپوشونمت. فقط امیدوارم به لیس زده شدن حساسیت نداشته باشی."

و در حالی که دیدن مور مور شدن لوهان براش سرگرم کننده بود ادامه داد:" یه چیزی هست که قبلش باید بدونی... لمس نکو ها، خب چطور بگم؛ کمی اعتیاد آوره. پس اگه بعدش چیزی احتیاج داشتی. راحت باش و بهم بگو... هوم؟"

لوهان چشم هاش رو چرخوند:" فکر نمی کنی داری اغراق میکنی؟؟ چی میتونه اینقدر در مورد نکو ها عالی باشه؟ "

سهون شونه ای بالا انداخت و کنار خودش روی تخت زد:" خب شروع کنیم؟"

لوهان در حالی که وانمود می کرد اصلا معذب نیست و مثل سهون این نیمه برهنه بودن براش اهمیتی نداره از تخت بالا اومد:" آره. هر چی زودتر تموم بشه به کارمون برسیم بهتره." و بعد برای چند لحظه متوقف شد:" یونهو گورت رو گم کن. آخرین چیزی که الان لازم دارم اینه که تو از پشت اون دیوار بهم پوزخند بزنی..."

Last Keeper + Season 3 updating 🔰Where stories live. Discover now