کاش نظر بدید بهمممممممم
قسمت بیست و یکم – خطرات بیشتر
تازه رولی پلی را از لِی گرفته بودم و می خواستم جوابش بدم که متوجه شدم لِی حالش خوب نیست.
بازوش رو گرفتم و اون طوری که انگار سرگیجه داره روی برف ها نشست. کنارش زانو زدم:"لِی؟ لی!!! چه اتفاقی افتاد؟"
و اون بالاخره بعد از چند لحظه به حرف اومد:" نیروانا... من دیدم که به کمک احتیاج دارن. ییشینگ در خطره!"
نفسم حبس شد و کمی بلند پرسیدم:" از کجا میدونی؟"
اون در حالی که سعی می کرد بلند شه ادامه داد:" ما دوقلو هستیم من هرچی اون حس کنه حس می کنم. احتمالا دوباره بهشون حمله شده!!"
سعی کردم صدام رو قوی نگه دارم و کنترلش کنم:" کاری از دست ما بر میاد؟ می تونیم از جادو برای کمک بهشون استفاده کنیم؟ از اونجایی که محوطه ی نقشه شده توی تمام دنیا ها روی زمین یکسانیه، پس اونا هم یجایی همین اطراف هستن فقط ما نمی تونیم ببینیم شون."
"من... من نمیدونم. اما ارزش امتحان کردن داره."
کریس از چادرش بیرون آمد:"چی شده؟"
لِی گفت:"من بهش میگم."
"منم میرم سوهو بیارم."
وقتی توی چادر سوهو پریدم مشغول بازی کردن با تلفن همراهش بود و انقدر غرق بود که متوجه هیچ چیز نشده بود.
"داشتم فکر می کردم شاید بتونی اون دستگاهت رو روشن کنی تا من یه زنگ به پدربزرگم بزنم. الان هفته هاس باهاش تماس نداشـ..."
از بازوش گرفتم:" بعدا! الان یه مورد ضروری داریم." و با خودم به بیرون کشیدمش:" به نیروانا حمله شده. من فکر می کنم بتونیم با جادو کمک شون کنیم."
" اما استفاده از جادو در این فاصله..."
"مگه یادت نمیاد؟ همه ی ما توی یک زمین واحد هستیم. فقط نمی تونیم از بین دنیا ها همدیگرو ببینیم."
وقتی پیش بقیه رسیدیم کریس که تئوری من رو از لی شنیده بود شروع کرد:" اصلا میدونی انتقال اینهمه انرژی بین چنین دیوارهای ضعیفی چقدر خطرناکه؟ ممکنه همه دیوارا فرو بریزه؟"
سر تکون دادم:" اگه دست آقای ویلسون به توتم برسه یا اون رو بشکنه دیگه دیواری نمیمونه که بخوییم نگرانش باشیم..."
" شاید حق با تو باشه اما اگه دیوار ها بخاطر همین کار ما بشکنه چی؟ الف ها اهمیتی نمیدن که دلیل مون چی بوده..."
حق با اون بود. پس تایید کردم:" بسیارخوب. من روی دیوار ها تمرکز می کنم و شما سه تا روی نیروانا."
سوهو سعی کرد در مورد استفاده ی بیش از حد انرژی بهم هشدار بده اما ما وقتی برای هدر دادن نداشتیم پس جدی گفتم:" این یه دستوره. واضحه؟؟"

YOU ARE READING
Last Keeper + Season 3 updating 🔰
Mystery / Thrillerخونه رو ترک کردم. تمام چیزی که اون روز با خودم داشتم کوله پشتی و تخته اسکیتم بود، به علاوه ی مبلغ نسبتا قابل توجهی پول که پدر بزرگم برام به ارث گذاشته بود. خوشبختانه سن قانونی در مورد وراثت تو کشور من 16 سال بود و وقتی دو ماه پیش پدر بزرگ ما رو ترک...