ONGOING
25 stories
Earth Holidays by ViolinistFICTION
ViolinistFICTION
  • WpView
    Reads 17,244
  • WpVote
    Votes 5,335
  • WpPart
    Parts 45
(completed) فرشته ها هم مثل آدم ها نیاز به استراحت دارن،یه روز ممکنه چندتا آدم از همه چیز خسته شن و گروهشونو ترک کنن و روز بعد ممکنه سه فرشته با قیافه هایی که ابدا خیال نمیکردن مال اون آدم های مشهور، پاشونو تو شهری بذارن که خیلی ها منتظرشونن.‌..شایدم همه چیز تقصیر رافائل بود اما اگه همه چیز همونطور بود که خدا براش طراحی کرده باشه چی؟اونوقت میشد یه پایان خوش واسه همچین اتفاقی چید؟ ↳🧚‍♂Genres ↲رمنس ~ کمدی سیاه~معمایی~ماوراء الطبیعه ↳🧚‍♂Couples ↲کایسـو ~ هونهان~چانبک ↳🧚‍♂Summary໑ ⟝ Writer : 🌨 Tara
FLORENCE🎻 by ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    Reads 157,911
  • WpVote
    Votes 21,903
  • WpPart
    Parts 33
«فلورانس»🎻 _ازش متنفرم اما نگاهم به هیچکس جز چشم های مشکی اون خیره نمیشه... اون درست مثلِ سمفونی که فراموشش کردم... گلی که هیچوقت ندیدمش... مجسمه ای که هیچوقت نساختم... سمفونی که هیچ وقت نواخته نشده و من اون رو بین چشم های اون شنیدم. این حس ممنوعه است و من... برای اینکه ممنوعه ترین ادم زندگیمه ازش متنفرم🎻 ___________________________ FLORENCE 💜 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴋᴏᴏᴋᴠ, .... 📝ᴡʀɪᴛʜᴇʀ : @ArieElll 📌 ɢᴇɴʀᴇ: ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴍᴜᴛ, ᴀɴɢᴜsᴛ,+18
Don't Push The 26 Unit  by vievhen
vievhen
  • WpView
    Reads 73,709
  • WpVote
    Votes 16,299
  • WpPart
    Parts 39
«تو واحد بیست و شیش یه نویسنده دیوونه زندگی میکنه،میگن تمام قتل هایی که نوشته به فاصله یک ماه به واقعیت پیوسته. آخرین داستانش هم راجب قتلی که خودش مرتکب میشه،پسر باریستایی رو که اسمش بکهیون به قتل میرسونه.عذر میخوام اسمتون؟» «بکهیون.بیون بکهیون.» «خوشبختم آقای بیون!لطفا به هیچ وجه واحد ۲۶ رو فشار ندید» (چانبک)
STOCKHOLM SYNDROME✞︎⛓ by Lucifer_A_y
Lucifer_A_y
  • WpView
    Reads 13,701
  • WpVote
    Votes 2,639
  • WpPart
    Parts 19
"دوست دارم" "نه ، با خودت این کار رو نکن" یونگی که یکی از جنایتکاران تحت تعقیب شهره ، از دزدیدن افراد و عصبانی کردن خودش به بدترین شکل لذت می بره ، ولی نمی تونه خودش رو مجبور کنه که به آخرین قربانیش آسیب برسونه. یه دانش آموز جوونِ دبیرستانی که اسمش پارک جیمینِ. عاشقِ یه جنایتکارِ درک نشده چطوره؟ ❗هشدار: این کتاب حاوی مطالب بزرگسالانه مانند خشونت ، صریح و غیره است پس با مسئولیت شخصی بخوانید.❗ ❦︎اسم: سندرم استکهلم ❦︎کاپل: یونمین ❦︎ژانر: رومنس ، روانشناسی ، درام ، راز آلود ، جنایی ، مهیج ، مافیا ❦︎تایم آپ: شنبه ها ❦︎مترجم: Lucifer_A_y@ ❦︎تاریخ شروع فیک: 2021,08,23 (تا پایان امتحانات نوبت دوم مدارس ، این فیک آپ نمی شود)
  𝐃é𝐣à 𝐯𝐮  | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by this_is_D
this_is_D
  • WpView
    Reads 398,577
  • WpVote
    Votes 60,539
  • WpPart
    Parts 35
[در حال آپ] دژاوو حالتی از ذهن است که در آن فرد پس از دیدن صحنه‌ای احساس می‌کند آن صحنه را قبلاً دیده‌است و در گذشته با آن مواجه شده‌ است. و این همون جریان زندگی بود! آدم درست رو در زمان درست جلوی روت قرار می‌داد!... و لحظه آخری که تهیونگ داشت از کافه خارج میشد در حالی که میل وافری برای از خوشحالی فریاد زدن داشت و گونه‌هاش به رنگ شکوفه های صورتی گیلاس در اومده بودند با کسی چشم تو چشم شد. چشم های هر دو نفر روی هم قفل شده بود. و هردو همزمان چیزی زمزمه کردند اما هیچکدوم صدای دیگری رو نشنید... + پسر توی نقاشی؟ _ پسر توی رویا؟ [ فصل دوم بوک CURSED] کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : فیکو بخون و ببین
HIDDEN SCARLET{Story Of Murder} by kimia_stories
kimia_stories
  • WpView
    Reads 14,109
  • WpVote
    Votes 2,017
  • WpPart
    Parts 14
Couples: ویکوک/کوکوی، اجازه بده داستان روابط رو بهت نشون بده Genre: جنایی، کاراگاهی، عاشقانه -- خلاصه:هشت ماه از کشف اولین جسد مربوط به پرونده ی قتل های سریالی معروف به "قصاب" گذشته بود و تیم جرایم خشن ویژه ایستگاه پلیس منطقه ی جونگ بو جز مدارکی محدود و بی ارزش چیزی توی دستش نداشت. مقامات بالاتر از درز اخبار قتل ها به بیرون و ایجاد هرج و مرج بین مردم میترسیدن و رئیس پلیس منطقه به دستور بازپرس قضایی از هیچ کاری برای لاپوشانی اخبار دریغ نمیکرد. اما رفته رفته با افزایش تعداد قربانی ها، کنترل شرایط سخت تر و سخت تر میشد تا این که یکی از دوربین های مداربسته ی هتلی واقع در بخش جنوبی جونگ بو تصویری ناواضح و کلی از قاتل احتمالی پرونده ثبت کرد. یک زن با موهای بلند خرمایی رنگ و پراهن مخمل قرمز که به کمک ماسک و عینک افتابی به خوبی هویتش رو پنهان کرده بود.از اون لحظه به بعد پرونده ی "قصاب" به اسم دیگه ای شناخته شد."مخمل سرخ"! -- ⚠️ WARNING: فیک شامل خشونت زیاد و بی پرده میباشد.
SEE by sorila2002
sorila2002
  • WpView
    Reads 61,004
  • WpVote
    Votes 11,908
  • WpPart
    Parts 25
وقتي كه جيمين ميفهمه ميتونه روح هر موجوديو ببينه وقتي توي خونه ي جديدشون شوهر خواهرش توسط يك روح كشته ميشه و جيمين تنها كسيه كه اخطارهاي روح توي خونرو ميفهمه و مهم تر اينكه اون روح نسبت نزديكي باهاش داره و بايد مشكلش رو حل كنه تا بتونه به زندگيه بعديش بره و خب حل كردن مشكل شايد با كمك دوستش يونگي راحت بنظر بياد ولي نه تا وقتي كه جيمين براي روح مرده ها مثل يه نور اميد باشه كاپل:يونمين(اصلي)_ويكوك_چانبك ژانر:ترسناك_عاشقانه_ماجراجويي_مرموز_كمي طنز
Agust D 1 by Purplesora
Purplesora
  • WpView
    Reads 100,998
  • WpVote
    Votes 17,209
  • WpPart
    Parts 45
فیک ترجمه شده.کامل شده. روز شوگا به اندازه کافی بد هست. دیگه لازم نیست دزدیده بشه و برگردونه بشه به همون کاری که خیلی سخت تلاش کرده ازش فرار کنه. مخصوصا وقتی با یه موقرمز پرحرف روبرو میشه که به نظر اصلا از یونگی نمیترسه،یه دکتر خوش قیافه که قبلا میشناخته،یه موچی کوچولوی اغواکننده که واسه این دنیا زیادی عزیز و خطرناکه،یه بچه ی اعصاب خورد کن با دستای ماهر،یه هکر ساکت که قبلا باهاش کار میکرده، و پسر دشمن قدیمیش. خیلی زود یونگی خودشو تو موقعیتی پیدا میکنه که یه گروه آدمو که نمیخواد هدایت کنه، هدایت می کنه،مستقیم میره لندن که چیزایی رو بدزده که نمیخواد بدزده و امیدواره مجبور نشه کاریو بکنه که به خاطرش معروفه. امیدواره مجبور نشه یه بار دیگه آگوست دی بشه. یونگی!مافیا سابق هوسوک!رقاص Written by: hopefullylost سوپ: سوییچ کوکوی: کوکی تاپ نامجین: جین تاپ جیمین و ریچارد: جیمین باتم
Agust D 2 by Purplesora
Purplesora
  • WpView
    Reads 36,091
  • WpVote
    Votes 7,077
  • WpPart
    Parts 38
فصل دوم آگوست دی.فیک ترجمه شده. یونگی داره بیخیال میشه. داره آگوست رو رها میکنه. چون با وجود آفتاب، درخت های نخل و دریا، کی به یه آدم کش نیاز داره؟ ولی به شکل بی رحمانه ای بهش یادآوری میشه نمیتونه از هویتش فرار کنه، نه تا یه میلیون سال دیگه. چون به یه چیز تیره تر، یه چیز سرد تر از آگوست نیازه تا تیم از این مخمصه نجات پیدا کنه. هیچوقت نباید چیزی که مال اونه رو ازش بگیری. هیچوقت. (این فیک هنوز توسط نویسنده در حال آپه، پس لطفا قبل خوندن به ریسکش توجه کنید) Written by: Hopefullylost
The Mad Hatter by REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    Reads 20,540
  • WpVote
    Votes 4,916
  • WpPart
    Parts 30
گربه دست راستش را تکان داد و گفت: در این سمت یک کلاهدوز زندگی می‌کند، و در آن سمت یک خرگوش. هرکدام را که ببینی دیوانه‌اند. آلیس گفت: ولی من دلم نمی‌خواهد به سراغ افراد دیوانه بروم. گربه گفت: اوه! شما چاره‌ای ندارید. اینجا همه‌ی ما دیوانه‌ایم. "این فن‌فیکشن ادامه داده نخواهد شد." [CHANBAEK × KAIHUN] [Surreal × Psychological]