‌Fav
15 storie
EMPTY NOTE di AsraAghaii
AsraAghaii
  • WpView
    LETTURE 31,519
  • WpVote
    Voti 6,177
  • WpPart
    Parti 10
غریبه‌ام با هویتی که از آن منه و نیست. راهی برای نجات پیدا نمیکنم. هیچ چیز رو بخاطر نمیارم. چیزی برای فکر کردن ندارم. حتی به یاد نمیارم این درد از کجا نشات میگیره. هیچ چیز رو به یاد نمیارم.
BARCODE [VKOOK/YOONMIN] di kimsevil
kimsevil
  • WpView
    LETTURE 241,260
  • WpVote
    Voti 33,438
  • WpPart
    Parti 53
‌๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」 • بارکد ~ Complete • کاپلی° ویکوک - یونمین • ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست ❥•↿#Sevil 💜 #بارکد -•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~ یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود. یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود. مرگ هم به سراغشان نمی آمد~ راهش را کج می کرد... پشت چشمی می آمد و می رفت. بارکد تیره ... پشت گردنشان~ سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز. ایدی تلگرام: @kimsevil
JANUARY [L.S] di darya_mhb
darya_mhb
  • WpView
    LETTURE 24,751
  • WpVote
    Voti 4,332
  • WpPart
    Parti 12
✔Completed کامل شده --- چیزی که هری رو خشمگین می کنه ، مردم نیستن. اون قبر نیست. خودشه. ▪︎هشدار : قتل، مرگ، تجاوز و فعالیت های جنسی. •محتوای غم انگیز --- فصل اول : ژانویه فصل دوم : فوریه --- از مجموعه‌ی ماه‌ها آگوست-دسامبر ۲۰۲۰
Forever in your memory | L.S - AU di Marry____
Marry____
  • WpView
    LETTURE 93,317
  • WpVote
    Voti 13,522
  • WpPart
    Parti 30
' همیشه در خاطر تو ' " و همینه ، عشق همینه . در عین پیچیدگی به سادگی گفتن یک جمله ی صادقانست " هر چیزی که مال منه مال توعه تا برای خودت بکنیش " نویسنده : ____Marry@ - فن فیکشن لری استایلینسون - کامل شده آغاز : تابستان ۱۳۹۶ پایان : بهار ۱۳۹۷
End Game (L.S) di harold_iran
harold_iran
  • WpView
    LETTURE 634,060
  • WpVote
    Voti 88,775
  • WpPart
    Parti 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
Cancer [L.S] (Completed) di blueVaruna
blueVaruna
  • WpView
    LETTURE 50,184
  • WpVote
    Voti 7,895
  • WpPart
    Parti 17
میدونم که قول دادم اجازه ندم چیزی بینمون فاصله بندازه ولی میدونی که... رقیب من سرسخت تر از این حرفا بود... . ( Larry Stylinson AU ) Written by: Fatemeh [Fatemeh, stylinson_ff, 2016]
Gone With The Sea di vievhen
vievhen
  • WpView
    LETTURE 79,403
  • WpVote
    Voti 19,504
  • WpPart
    Parti 21
بابام یه ماهی فروش بود که بوی گند لباسش اجازه نمیداد شب ها تن برهنه مادرم رو در آغوش بکشه،یا بوسه خوش آمد من رو برای بعد از کار داشته باشه. این شد که یه روز وقتی پدرم احساس کرد به اندازه کافی برای «داشتن » بزرگ شدم دستشو رو شونه هام گذاشت و زمزمه کرد "نقاش شو پسرم، و تن برهنه اون کسی که دوسش داری رو ثبت کن ،ماهی فروش ها حق عاشق شدن ندارند" اما من دیدمش،یه جایی میون جسد هزاران ماهی. (چانبک)
Don't Push The 26 Unit  di vievhen
vievhen
  • WpView
    LETTURE 74,298
  • WpVote
    Voti 16,309
  • WpPart
    Parti 39
«تو واحد بیست و شیش یه نویسنده دیوونه زندگی میکنه،میگن تمام قتل هایی که نوشته به فاصله یک ماه به واقعیت پیوسته. آخرین داستانش هم راجب قتلی که خودش مرتکب میشه،پسر باریستایی رو که اسمش بکهیون به قتل میرسونه.عذر میخوام اسمتون؟» «بکهیون.بیون بکهیون.» «خوشبختم آقای بیون!لطفا به هیچ وجه واحد ۲۶ رو فشار ندید» (چانبک)
The Dreamsellers di the__her
the__her
  • WpView
    LETTURE 977
  • WpVote
    Voti 167
  • WpPart
    Parti 8
من خواب دیدم که بیدار بودم تا اینکه بیدار شدم و خودم را خفته پیدا کردم. -استن لورل [L.S]
 THE FORGOTTEN DRAGONFLY ¦ سنجاقک گم شده di a_Mlsfoy_a
a_Mlsfoy_a
  • WpView
    LETTURE 1,171
  • WpVote
    Voti 300
  • WpPart
    Parti 8
" معشوق زیبای من ! به تو خواهم رسید آن زمان که اخرین قطرات خون در رگ هایم و ضربان کمرنگِ قلبم در ذهنم به یادگار بماند . "