‌Fav
15 story
EMPTY NOTE بقلم AsraAghaii
AsraAghaii
  • WpView
    مقروء 31,476
  • WpVote
    صوت 6,176
  • WpPart
    أجزاء 10
غریبه‌ام با هویتی که از آن منه و نیست. راهی برای نجات پیدا نمیکنم. هیچ چیز رو بخاطر نمیارم. چیزی برای فکر کردن ندارم. حتی به یاد نمیارم این درد از کجا نشات میگیره. هیچ چیز رو به یاد نمیارم.
BARCODE [VKOOK/YOONMIN] بقلم kimsevil
kimsevil
  • WpView
    مقروء 239,764
  • WpVote
    صوت 33,360
  • WpPart
    أجزاء 53
‌๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」 • بارکد ~ Complete • کاپلی° ویکوک - یونمین • ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست ❥•↿#Sevil 💜 #بارکد -•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~ یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود. یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود. مرگ هم به سراغشان نمی آمد~ راهش را کج می کرد... پشت چشمی می آمد و می رفت. بارکد تیره ... پشت گردنشان~ سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز. ایدی تلگرام: @kimsevil
JANUARY [L.S] بقلم darya_mhb
darya_mhb
  • WpView
    مقروء 24,710
  • WpVote
    صوت 4,332
  • WpPart
    أجزاء 12
✔Completed کامل شده --- چیزی که هری رو خشمگین می کنه ، مردم نیستن. اون قبر نیست. خودشه. ▪︎هشدار : قتل، مرگ، تجاوز و فعالیت های جنسی. •محتوای غم انگیز --- فصل اول : ژانویه فصل دوم : فوریه --- از مجموعه‌ی ماه‌ها آگوست-دسامبر ۲۰۲۰
Forever in your memory | L.S - AU بقلم Marry____
Marry____
  • WpView
    مقروء 93,255
  • WpVote
    صوت 13,522
  • WpPart
    أجزاء 30
' همیشه در خاطر تو ' " و همینه ، عشق همینه . در عین پیچیدگی به سادگی گفتن یک جمله ی صادقانست " هر چیزی که مال منه مال توعه تا برای خودت بکنیش " نویسنده : ____Marry@ - فن فیکشن لری استایلینسون - کامل شده آغاز : تابستان ۱۳۹۶ پایان : بهار ۱۳۹۷
End Game (L.S) بقلم harold_iran
harold_iran
  • WpView
    مقروء 632,525
  • WpVote
    صوت 88,760
  • WpPart
    أجزاء 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
Cancer [L.S] (Completed) بقلم blueVaruna
blueVaruna
  • WpView
    مقروء 50,176
  • WpVote
    صوت 7,895
  • WpPart
    أجزاء 17
میدونم که قول دادم اجازه ندم چیزی بینمون فاصله بندازه ولی میدونی که... رقیب من سرسخت تر از این حرفا بود... . ( Larry Stylinson AU ) Written by: Fatemeh [Fatemeh, stylinson_ff, 2016]
Gone With The Sea بقلم vievhen
vievhen
  • WpView
    مقروء 79,003
  • WpVote
    صوت 19,471
  • WpPart
    أجزاء 21
بابام یه ماهی فروش بود که بوی گند لباسش اجازه نمیداد شب ها تن برهنه مادرم رو در آغوش بکشه،یا بوسه خوش آمد من رو برای بعد از کار داشته باشه. این شد که یه روز وقتی پدرم احساس کرد به اندازه کافی برای «داشتن » بزرگ شدم دستشو رو شونه هام گذاشت و زمزمه کرد "نقاش شو پسرم، و تن برهنه اون کسی که دوسش داری رو ثبت کن ،ماهی فروش ها حق عاشق شدن ندارند" اما من دیدمش،یه جایی میون جسد هزاران ماهی. (چانبک)
Don't Push The 26 Unit  بقلم vievhen
vievhen
  • WpView
    مقروء 73,521
  • WpVote
    صوت 16,296
  • WpPart
    أجزاء 39
«تو واحد بیست و شیش یه نویسنده دیوونه زندگی میکنه،میگن تمام قتل هایی که نوشته به فاصله یک ماه به واقعیت پیوسته. آخرین داستانش هم راجب قتلی که خودش مرتکب میشه،پسر باریستایی رو که اسمش بکهیون به قتل میرسونه.عذر میخوام اسمتون؟» «بکهیون.بیون بکهیون.» «خوشبختم آقای بیون!لطفا به هیچ وجه واحد ۲۶ رو فشار ندید» (چانبک)
The Dreamsellers بقلم the__her
the__her
  • WpView
    مقروء 973
  • WpVote
    صوت 167
  • WpPart
    أجزاء 8
من خواب دیدم که بیدار بودم تا اینکه بیدار شدم و خودم را خفته پیدا کردم. -استن لورل [L.S]
 THE FORGOTTEN DRAGONFLY ¦ سنجاقک گم شده بقلم a_Mlsfoy_a
a_Mlsfoy_a
  • WpView
    مقروء 1,166
  • WpVote
    صوت 300
  • WpPart
    أجزاء 8
" معشوق زیبای من ! به تو خواهم رسید آن زمان که اخرین قطرات خون در رگ هایم و ضربان کمرنگِ قلبم در ذهنم به یادگار بماند . "