Other books
36 stories
orange by Kimiyatolkien
Kimiyatolkien
  • WpView
    Reads 1,007
  • WpVote
    Votes 167
  • WpPart
    Parts 4
"نارنجی" اون شیرین ترین نقاشی من بود.
Losing Mage [ZOUIS] by icallmaat
icallmaat
  • WpView
    Reads 5,291
  • WpVote
    Votes 1,558
  • WpPart
    Parts 31
[ COMPLETED ] من را با خودت ببر به هر کجا که مغز هایمان پرواز می‌کنند. من را با خودت ببر... . . . من مدام در حال "از دست دادن" هستم. برای همین شده losing...
Sinner [Z.T] by 10Andromada
10Andromada
  • WpView
    Reads 6,019
  • WpVote
    Votes 1,344
  • WpPart
    Parts 17
{Completed} مشتش را بر تیرک ها می‌کوبد و اصرار دارد که روح می‌بیند، و او خندید هنگامی که قلبش را از سینه اش بیرون می کشیدند. #1 in zouis
A Little Death[zouis] by ghazale7858
ghazale7858
  • WpView
    Reads 2,277
  • WpVote
    Votes 324
  • WpPart
    Parts 7
غم زیباست. تو غم‌ شده‌ای و درد میدهی و زخم میزنی، و من به پرستش این زیبایی در وجودت درآمده‌ام. تو جان من شده‌ای، مخدر ناآرامی‌هایم، لبخندِ اشک‌هایم و نمک روی زخم‌هایم. بگذار آسوده به دوست داشتنت ادامه دهم که من این حل شدن آهسته در تو را می‌ستایم. ایده:1399/02/11 شروع:1399/02/22 love story of Zouis Malikson💙💛 writers: @Radvina & @ghazale7858 cover by @pegahfk You are my pain..!
For The First Time by Fire_writes
Fire_writes
  • WpView
    Reads 26,285
  • WpVote
    Votes 4,102
  • WpPart
    Parts 33
فرو رفتن در آغوش ترس ها ، زندگی او بود . . . این یک داستان عاشقانه و یا فن فیکشن نیست .. فقط روایتی ساده ست :) . . Cover by : @kimiyamd
جهان آشفته زویا by imZoyAa
imZoyAa
  • WpView
    Reads 11,037
  • WpVote
    Votes 2,113
  • WpPart
    Parts 36
گاهی حس میکنم توی جمجمه ام خالیه. بس که افکاربار بار ها توی سرم میپیچن و عذابم میدن.
GrandMa by no_onetbh
no_onetbh
  • WpView
    Reads 15,662
  • WpVote
    Votes 4,519
  • WpPart
    Parts 27
مادربزرگ که بود و روزگار با او چه کرد؟ Cover:@kimiyamd
Why She Wanted To Sleep? by pnarges
pnarges
  • WpView
    Reads 9,440
  • WpVote
    Votes 1,925
  • WpPart
    Parts 12
ناگهان از خواب پریدم که رفته بودی و من هنوز هزار دل سیر حرف داشتم [آباعابدین] Cover by kimiamd
Frank Square by milkkey
milkkey
  • WpView
    Reads 2,855
  • WpVote
    Votes 564
  • WpPart
    Parts 13
امروز در خيابانى راه مى رفتم ، لبخندى نديدم . ممكنه اين گل رو از من قبول كنيد ؟
Albino. by artisticbloodstains
artisticbloodstains
  • WpView
    Reads 1,021
  • WpVote
    Votes 123
  • WpPart
    Parts 7
''من-من از شما انتظار ندارم که تک تک چیزایی که قراره بشنوینو باور کنید, در واقع از شما میخوام کاری کنید که خودمم به این باور برسم که همه ی اینا دروغ های کثیف و حقه هاییه که اسکیزوفرنی یا هر بیماری کوفتی دیگه ای بهم قبولونده. من حقیرانه از شما میخوام کاری کنید که فراموش کنم-فراموش کنم درد چه حسی داره یا وحشت چه معنایی داره-- و-و مهم تر از همه ازتون میخوام اونو از یادم ببرید- اونو چه اتفاق های خوب و چه اتفاق های بدی که در کنار اون بوده- بیشتر از همه اتفاق های خوب- میخوام فراموش کنم که خوشحالی واقعی چه حسی داره چون اگه اون حسی که در کناراون داشتمو ملاک قرار بدم هرگز دیگه نمیتونم خوشحال باشم. از شما میخوام بی رحمانه قضاوتم کنید و بهم بگید که من یه دروغگو ام یا یه بدبخت تهوهمی میخوام بهم بگید اینا- اینا,اینا همه تاثیرات مواد مخدره یا مشروب. حتی بهم بگید اینا همه ی این دروغ ها اینا همه راهیه که توجه جلب کنم بخاطر بخاطر نمیدونم دوران بچگی زخم زننده یا چون توی مدرسه تحقیر شدم- آ-هرچی فقط از شما میخوام هرکاری کنید جز تایید و باور این چرندیات''