Fatala6104's Reading List
43 storie
༻𝐄𝐒𝐂𝐀𝐏𝐄༺ di Andras_Town
Andras_Town
  • WpView
    LETTURE 1,137
  • WpVote
    Voti 242
  • WpPart
    Parti 8
چان یول امپراطور 36ساله هوانگ و کسی که درگذشته قاتل فرمانده بزرگ چوسان پدر بکهیونه درصدد حمله دوباره به چوسان و تصرف خاک این سرزمین هست. برای همین خودش شخصا و به طور ناشناس برای بررسی اوضاع چوسان وارد خاک این سرزمین میشه درحالی که بایه بیماری جدی و خطرناک مادرزادی سروکله میزنه....🏹 بکهیون و برادرش مینسوک تو تمام این سالها برای حفظ زندگی و جونشون مجبورشدن هویت اصلی خودشون رو پنهان کنن و مثل یک زن در جامعه ظاهر بشن🗝 و دوکیونگسو که به اتهام قتل ملکه مادر به همراه دوستانش از قصر فراری میشه...‼️ چه سرنوشتی در انتظار تک تک این شخصیت ها وجود داره آیا بکهیون میتونه قاتل پدرش رو بشناسه ༻𝐄𝐒𝐂𝐀𝐏𝐄༺ ɢᴇɴʀᴇ: ʜɪsᴛᴏʀɪᴄᴀʟ,ᴀᴄᴛɪᴏɴ, ᴀɴɢsᴛ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴍᴜᴛ+18 ᴀᴜᴛʜᴏʀ: ᴍᴀsᴛᴀɴɪ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ᴀɢᴇ ʀᴇsᴛʀɪᴄᴛɪᴏɴ: +18
The tormentor[Completed] di sabaajp
sabaajp
  • WpView
    LETTURE 214,060
  • WpVote
    Voti 32,059
  • WpPart
    Parti 70
شکنجه گر ژانر: عاشقانه، رمنس، معمایی، مافیایی، انگست، اسمات🔞 کاپلها: چانبک، هونهان، ویکوک ******************* بک سفید و چان سیاه بک شاد و چان خنثی بک عاشق و چان سرد بک ظریف و چان قوی بک خیلی تلاش کرد لبخند رو به لبهای چانیول بداخلاقش برگردونه ولی نمیدونست بهای همچین کاری این میشه که لبخند برای همیشه از روی لبهای خودش پاک شه ************************* برشی از داستان: بکهیون تلخندی زد و روی برگه ای که جلوش بود نوشت: من زیاد میخندیدم...شاد بودم... یه آدم سرشار از شور زندگی با آرزوهای زیاد... دروغ نیست اگه بگم چانیول رو از همه ی دنیا بیشتر دوست داشتم و فکر میکردم میتونه دربرابر تمام دنیا ازم محافظت کنه. ولی اون پسر به مرور زمان تغییر کرد...بدجنس شد و اذیتم کرد.عاشقم بود یا نه رو نمیدونم اما میدونم که الان ازم متنفره... قبلا عاشق صدام بود و هرکاری میکرد که صدای خندم رو بشنوه و ازم میخواست براش حرف بزنم اما بعد از اینکه صدای داد و التماسهامو وقتی زیردست و پاش کتک میخوردمو شنید و خوشش نیومد دهنمو بست و بارها سرم داد زد تا صدامو ببرم و ساکت شم و من هم...ساکت شدم...برای همیشه... ********************* 🌸 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣'𝕤 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 :@𝚜𝚊𝚋𝚜𝚊𝚋_𝚒𝚗𝚏𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕🌸
True heir 1 [Completed] di Viaiba
Viaiba
  • WpView
    LETTURE 89,208
  • WpVote
    Voti 15,322
  • WpPart
    Parti 48
سال ۱۹۴۰ زمانی که ژاپنی ها کشور کره رو تسخیر کرده بودن بکهیون زندگی عادی با خانواده مهربون توی یه روستای کوچیک سرسبز نزدیک مرز ژاپن داره ..ولی چی میشه که با اومدن خانواده اشرافی پارک به اون روستا همه چیز بهم بریزه؟؟ زندگی روی وحشتناک و سختشو بهش نشون میده.. بکهیون نمیدونه چطور باید کنار کسی که خانوادشو سلاخی کرده زندگی کنه?! TRUE HEIR 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑪𝒉𝒂𝒏𝑩𝒂𝒆𝒌_𝑯𝒖𝒏𝑯𝒂𝒏 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: angst / romance / mystery / smut / rough '''''~~~'''''~~~'''''~~~''''' _اگه..اگه نتونم فرار کنم چانیول منو میکشه...این اخرین فرصتمه ... بکهیون بعد از گفتن حرفش با التماس به مرد مقابلش چشم دوخت تا راضی بشه و بزاره بره ولی اون مرد بدون هیچ حسی بازوشو گرفت و به جلو پرتش کرد ..بک جلوی پای کسی زمین خورد..کسی که عطرش براش خیلی اشنا بود سرشو به ارومی بالا اورد و توی چشمای به خون نشسته چان نگاه کرد ..نفسش گرفت و سعی کرد خودشو عقب بکشه ولی چان زودتر عمل کرد و پاشو روی دست بک گذاشت و به شدت فشارش داد جوری که بک از درد جیغی کشید .. _ کجا میخواستی بری بک؟؟؟ همسر عزیزم ..
𑁍᪥Spiraea𑁍᪥ di fujinsasha
fujinsasha
  • WpView
    LETTURE 178,609
  • WpVote
    Voti 32,221
  • WpPart
    Parti 62
بکهیون علی‌رغم سختی‌ها امگای خوشبختی بود. تو یه محله قدیمی و صمیمی به همراه برادر کوچیک‌ترش زندگی میکرد و توی زندگیش فقط دنبال یک چیز بود، آرامش. منتظر بود آلفایی که از نوجوونی به‌همدیگه علاقه داشتن بهش پیشنهاد بده تا جورچین خوشبختی ناچیزش، کامل بشه. ولی همه‌چیز شروع به دگرگونی کرد و به ویرانی رسید وقتی رفتار نامزدش عجیب شد و سروکله آلفایی با عطر سدار لبنانی تو زندگیش پیدا شد... . . ‌. اسم: اسپیریا᪥𑁍 کاپل‌ها: چانبک، هونهان، چانگمین&تهیانگ ژانر: امگاورس، رومنس، درام، مافیایی (محدودیت سنی +18🔞) نویسنده: #SASHA
𝑻𝒊𝒎𝒆 𝒐𝒇 𝑺𝒊𝒍𝒆𝒏𝒄𝒆 di mytaleshome
mytaleshome
  • WpView
    LETTURE 2,968
  • WpVote
    Voti 519
  • WpPart
    Parti 18
"برای بیون بکهیونِ جوان، سئول همیشه حکم خونه و وطنش رو داشت، البته تا وقتی که وارد مادرید نشده بود و با به اصطلاح پارک چانیول آشنا نشده بود! داستان روزنامه نگار مهاجری که با سربازی حکومتی همراه میشه تا آزادی رو به اسپانیا بازگردونه. داستان عشق ها و صحبت های ممنوعه، ترس‌ها و گریزها، رقص‌ها و شادی‌ها و در آخر داستان آدم‌ها، آدم‌های عاشقِ وفادار!" چنل تلگرام: mytaleshome@
The Outcast Men Parliament  di CallMeNilara
CallMeNilara
  • WpView
    LETTURE 1,846
  • WpVote
    Voti 294
  • WpPart
    Parti 11
"به ظرافت برخورد برگ شکوفه‌ی گیلاس، با تشک‌های تازه‌شسته‌شده‌ی خونه‌ی مامان‌بزرگ. به شیرینی مربای هلویی که توی قابلمه‌ی لعابی روی گاز می‌جوشید. به محتاطی پیچک‌هایی که دور فنس‌های باغ می‌پیچه. خدای من! چطور یه قاتل می‌تونه این طوری عاشق باشه؟..." The Outcast Men Parliament Couples: Chanbaek, Vkook Genre: Romance, Drama Author: Nilara Update: Mondays Telegram Channel: @Vellichor_magazine
☾✰ The Night We Met  ☾✰ di I_am_youko
I_am_youko
  • WpView
    LETTURE 23,959
  • WpVote
    Voti 5,241
  • WpPart
    Parti 23
✭ Couple: Chanbaek ✭ Side Couple: Woosan ✭ Genres: Romance, Slice of life, Omegaverse, Thriller 🔞 شبی که با دیدنت، همه‌چیز تغییر کرد. قلبم محکم‌تر کوبید و مخملی از گرما، روحم رو در آغوش گرفت. چه چیزی توی اون نگاه وجود داشت که ادامه دادن رو بدون چشم‌هات برام سخت کرد؟
SHARP di SHOGOL
SHOGOL
  • WpView
    LETTURE 7,276
  • WpVote
    Voti 1,280
  • WpPart
    Parti 17
همه چیز با دیدار امگای نوجوون قانون شکن و رئیس آلفای بخش جرائم سازمان یافته توی راهروی اداره ی پلیس شروع شد. مسیرشون هیچوقت نباید یکی میشد. دو خط موازی به هم نمیرسن تا وقتی یکیشون بشکنه. ژانر: امگاورس، جنایی، درام، روانشناختی کاپل: چانبک، هونهان(فرعی) نویسنده: shogol رده سنی: +18
🍷The 100 million dollar prostitute🍷{Chanbaek Ver.} di PARIII_LAND
PARIII_LAND
  • WpView
    LETTURE 75,032
  • WpVote
    Voti 9,469
  • WpPart
    Parti 22
جنده ی پارک چانیول بودن....۵ کلمه...۱۹ حرف.....محض رضای فاک به این سادگیا نیست ...نیست اگه اون پارک لعنتی رئیس بزرگترین باند قاچاق اعضای بدن اوراسیا باشه.....نوچ نوچ این همش نبود....نه تا وقتی که مجبوری تا خرخره تو کثافت کاریاش فرو بری...فقط خفه شو...تو فقط جندشی بک....ولی قراره جندش بمونی؟ 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 -نگاش کن...هنوز نگاهش رو ماست...فکر نمیکنی باید یه نمایش خوب بعد از مرگش نشونش بدیم؟ محال بود....سکس جلوی یه جنازه...جنازه غرق خون نفسشو بیرون داد +ار...اربا.. -زبونت باز شد؟....خوبه...برای جیغ زدن بهش نیاز داری دست ارباب داشت میرفت سمت پنتیش -بیا یه ذره متفاوتش کنیم...هوم؟ انگشتای ارباب به پنتی توری چنگ زد....یه تجاوز دیگه ولی این بار تو تخت نبودن...سالن اپرا...جای مقدسی بود که داشت کثیف میشد. یا مادرمقدس مارا بیامرز و ببخش. 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 -کسی رو هم کشتی؟ +فقط چندتا پلیس -ادم چی؟ +نه فقط پلیس 🍷🍷🍷🍷🍷🍷🍷 قبل از اینکه به خودم بیام اون سیگار لعنتی تنها یادگارم از تو شد...سیگار نم دارم...لبای زخمیم...لباسای فاحشه ها زیادی بهم میاد...اینجا موهای فاحشه ها رو نمیتراشن....موهام بلند شده...این شهر بدون نقاب قبولم نمیکنه. ژانر:اسمات/انگست/خشن/بی دی اس ام/هپی اند
+22 altre