shirinn5800's Reading List
168 stories
༻𝐄𝐒𝐂𝐀𝐏𝐄༺ by Andras_Town
Andras_Town
  • WpView
    Reads 449
  • WpVote
    Votes 102
  • WpPart
    Parts 4
چان یول امپراطور 36ساله هوانگ و کسی که درگذشته قاتل فرمانده بزرگ چوسان پدر بکهیونه درصدد حمله دوباره به چوسان و تصرف خاک این سرزمین هست. برای همین خودش شخصا و به طور ناشناس برای بررسی اوضاع چوسان وارد خاک این سرزمین میشه درحالی که بایه بیماری جدی و خطرناک مادرزادی سروکله میزنه....🏹 بکهیون و برادرش مینسوک تو تمام این سالها برای حفظ زندگی و جونشون مجبورشدن هویت اصلی خودشون رو پنهان کنن و مثل یک زن در جامعه ظاهر بشن🗝 و دوکیونگسو که به اتهام قتل ملکه مادر به همراه دوستانش از قصر فراری میشه...‼️ چه سرنوشتی در انتظار تک تک این شخصیت ها وجود داره آیا بکهیون میتونه قاتل پدرش رو بشناسه ༻𝐄𝐒𝐂𝐀𝐏𝐄༺ ɢᴇɴʀᴇ: ʜɪsᴛᴏʀɪᴄᴀʟ,ᴀᴄᴛɪᴏɴ, ᴀɴɢsᴛ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴍᴜᴛ+18 ᴀᴜᴛʜᴏʀ: ᴍᴀsᴛᴀɴɪ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ᴀɢᴇ ʀᴇsᴛʀɪᴄᴛɪᴏɴ: +18
Eros by Yukino_fic
Yukino_fic
  • WpView
    Reads 323,642
  • WpVote
    Votes 25,963
  • WpPart
    Parts 50
(vkook) genre: dark romance, angest, action, thriller, smut خلاصه: نوازنده باری که بزرگ ترین قاچاقچی عتیقه استاکرش میشه! میتونه با این موضوع کنار بیاد؟ یا رز های مشکی که هرشب کنار تختش پیدا میشه چی؟ سرنوشت چی براشون رقم میزنه؟... ~~~~~~~~~ _این حرفارو به هرکسی که تعقیبش میکنی میگی؟ _ نه چون تاحالا کسیو اندازه تو نخواستم. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ _ ازم چی‌ میخوای لعنتی!؟ _ خودتو...من تمام وجودتتو میخوام. ~~~~~~~~~~~ _ تو خود شیطانی! _ و تو تنها کسی هستی که این شیطان جلوش زانو میزنه
Hey Little, You Got Me Fucked Up [S2] by WhiteNoise_61
WhiteNoise_61
  • WpView
    Reads 32,384
  • WpVote
    Votes 5,239
  • WpPart
    Parts 68
•|☕️کـاپل: چـانبک، هونهـان، کریسـهان •|☕️ژانــر: ددی کیـنک، رمنـس، انگسـت، درام، روزمـره •|☕️ هپی انــد •|☕️نویـسنده: WhiteNoise •|☕️ کــامـل شــده ❞ پسر مو مشـکی و ریـزجثـه‌ای که تازه از زنــدان خارج شده بود با خجـالت نگاهش میکرد و چانیول نمیتونست تشخیص بده پوست سفیـد و بی‌نقـصش بخاطر نور شدید آفتاب انقدر زیـبا بنظر میرسه یا واقعا انقدر هــوس‌انگیره‼️🧸 - پــارک چانیول وکیــل 30 ساله‌‌ی بیون ایونجی - بیـــون بکهیون 16 ساله پسری که بخاطر جــرم مادرش توی زنــدان متــولد و بــزرگ شده و چیزی از دنیای بیرون از دیوارهای بلند زنـــدان نمیدونه‼️ - چانیول بعد از دیدن اون پسر با مردمک‌های لـــرزون و انگشت‌های ظـریف تصمیم میگیره به جای یتـیم‌خـونه اون رو به خونه‌ش ببره و خونـه‌ش رو تبدیل به زندان جدیـدی برای پسـر هوس‌انگیز موکلش میکنه و...🧸❝
V E N G E A N C E [S1] by TheSuperGirl6104
TheSuperGirl6104
  • WpView
    Reads 485,605
  • WpVote
    Votes 72,495
  • WpPart
    Parts 56
- خلاصه ↓ ورود بکهیون به خونه‌‌ی ویلایی پارک، مساوی میشه با قتل دختر اون خانواده و زندگی شیرین بکهیون، در عرض یک شب، تبدیل میشه به یه کابوس بزرگ و پارک چانیول تبدیل میشه به فرشتهٔ عذابش! ༄•༊Fɪᴄᴛɪᴏɴ : تقاص ༄•༊ Cᴏᴜᴘʟᴇ : Chanbaek ༄•༊ Gᴇɴʀᴇ : Romance , Smut , Mpreg , Angst ༄•༊ Aᴜᴛнᴇʀ: SuperGirl
+13 more
MY LITTLE MIRACLE by IRIS-NO
IRIS-NO
  • WpView
    Reads 603,957
  • WpVote
    Votes 49,957
  • WpPart
    Parts 85
"تمام شده" کاپل اصلی : کوکوی کاپل فرعی : هوپمین، نامجین ژانر : رومنس، انگست، اسمات، یکم خشن، هایبرید IRIS-NO × جونگی گول میده ملاگب ببلی باشه، تولوهدا بابایی _عزیزم بابایی همه تلاششو میکنه تا ببری رو بباره پیشت، چون خودشم دوست داره مراقبش باشه. ----------- اگر قبول ن..نکرد چی؟ پسر کوچولو زمزمه کرد ، مرد نگاه مهربونی به هایبرید انداخت و گفت نگرانش نباش، هیونگی قراره تا آخر عمر تورو پیش خودش نگه داره، دیگه نمیزارم بلایی سرت بیارن. ----------- × ته‌ته میتونه مامان باشه؟ + جونگی نباید اینو بگی، من پسرم، پسرا که نمیتونن مامان باشن فسقلی. چونه پسرک شروع به لرزیدن کرد و با چشمایی پر از اشک به تهیونگ خیره شد. ×ولی جونگی عاشگ ته‌ته شده، نمیهواد دوباله تنها و نالاحت باشه. ----------- با دستایی لرزون اشکهاش پاک کرد، سعی کرد نفسش رو تنظیم کنه و به حرف اومد +م..من فکر میکردم..شاید بتونیم یه فرصت کنار هم داشته باشیم..م..میدونم که موقعیتمون خیلی متفا... مرد با تک‌خندی بین حرف هایبرید پرید _ و کی گفته من قبول نمیکنم بچه؟
Blue Love by cute_jongini
cute_jongini
  • WpView
    Reads 21,744
  • WpVote
    Votes 3,262
  • WpPart
    Parts 30
❇Cpl:sekai✴chanbaek✴sebaek✴kairis ❇Genre:angst✴smut🔞✴omgvrs
True heir 1 [Completed] by Viaiba
Viaiba
  • WpView
    Reads 86,249
  • WpVote
    Votes 15,121
  • WpPart
    Parts 48
سال ۱۹۴۰ زمانی که ژاپنی ها کشور کره رو تسخیر کرده بودن بکهیون زندگی عادی با خانواده مهربون توی یه روستای کوچیک سرسبز نزدیک مرز ژاپن داره ..ولی چی میشه که با اومدن خانواده اشرافی پارک به اون روستا همه چیز بهم بریزه؟؟ زندگی روی وحشتناک و سختشو بهش نشون میده.. بکهیون نمیدونه چطور باید کنار کسی که خانوادشو سلاخی کرده زندگی کنه?! TRUE HEIR 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑪𝒉𝒂𝒏𝑩𝒂𝒆𝒌_𝑯𝒖𝒏𝑯𝒂𝒏 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: angst / romance / mystery / smut / rough '''''~~~'''''~~~'''''~~~''''' _اگه..اگه نتونم فرار کنم چانیول منو میکشه...این اخرین فرصتمه ... بکهیون بعد از گفتن حرفش با التماس به مرد مقابلش چشم دوخت تا راضی بشه و بزاره بره ولی اون مرد بدون هیچ حسی بازوشو گرفت و به جلو پرتش کرد ..بک جلوی پای کسی زمین خورد..کسی که عطرش براش خیلی اشنا بود سرشو به ارومی بالا اورد و توی چشمای به خون نشسته چان نگاه کرد ..نفسش گرفت و سعی کرد خودشو عقب بکشه ولی چان زودتر عمل کرد و پاشو روی دست بک گذاشت و به شدت فشارش داد جوری که بک از درد جیغی کشید .. _ کجا میخواستی بری بک؟؟؟ همسر عزیزم ..
Sleepless In Greenwich (Competed)  by BllueBrain
BllueBrain
  • WpView
    Reads 6,308
  • WpVote
    Votes 1,082
  • WpPart
    Parts 36
برای کسانی که او را نمیشناسند! لرد جوان یک کاریزماتیک منحرف کت بلند، زاده شده اروپا است. جئون کوک پسری که به تازگی رنگ شهر را دیده و در اولین برخوردش به لرد اروپایی دیوار های دیوانگی اش رنگ دوست داشتن به خود میگیرند. دوست داشتنی که با ته مانده های نفرت در مه غلیض گرینویچ ماجرای لرد جوان و پسر دهاتی را به تصویر میکشد ༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞ ༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞༞ کاپل ها: تهکوک، هوپمین ژانر : کلاسیک، تاریخی، درام رایتر :bllue brain(گایا )
A Monster's Heart by kookjiner9297
kookjiner9297
  • WpView
    Reads 320,493
  • WpVote
    Votes 33,299
  • WpPart
    Parts 98
+"نمیدونم چی شد.... دیدمت، متنفر شدم.شناختمت، عاشق شدم. مگه بین دیدن و شناختنت چقدر فاصله بود؟چقدر فاصله بود که اینطور آشوبم کرد..؟" -"چرا پا گذاشتی تو زندگیم؟چرا یهو پیدات شد و زیر و روم کردی؟ من فقط فرشته ی عذابت بودم؛ چرا اومدی و فرشته ی نجاتم شدی..؟" <><><><><><> قلب یک هیولا، حکایت یه پسره. پسری که خودشو یه هیولا میدونه. چی میشه وقتی یه روز یه نفر پا تو زندگیش میذاره و بهش یاد میده که؛ 'حتی هیولاها هم قلب دارن..؟' <><><><><><> کاپل اصلی: کوکجین کاپل های فرعی: نامجین، ویمین، سپ و ... تگ ها: رومنس، انگست، روانشناسی، ارباب برده ای، اسمات ⚠️⚠️⚠️این فیک دارای صحنه های دارک، خشن، اسمات، و بزرگسال هست! ⚠️⚠️⚠️این فیک بار احساسی سنگینی داره و توش به مسائل روانشناسی مثل خودکشی هم اشاره شده پس اگر حساس هستید، سراغش نرین! در آخر اینکه، امیدوارم از خوندن این فیک لذت ببرید!💜