•••Fratello Season 2•••
...Complete...
▪︎خلاصه:
کیم تهیونگ و دوست پسرش جئون جونگکوک چهار ساله که با هم رابطه دارن. زمانی که تهیونگ فکر میکنه زندگیش بهتر از این نمیشه سرنوشت کثیف ترین چهرش رو بهش نشون میده.
چی میشه اگه دوست پسرش اونی نباشه که فکرش رو میکرد؟!
•ژانر:درام،جنایی،معمایی،انگست،رمنس،اسمات
•کاپل اصلی:تهکوک(ورس)
•کاپل فرعی:نامجین
•زمان آپ:سه شنبه
¤در این فیک اعضا در نقش اصلی خود هستند.
¤واسه فهم فصل دوم نیازی به خوندن فصل اول نیست.
☆لینک فصل اول:(fratello)
https://my.w.tt/kogXew7BB8
Start:
2020/8/6
1399/5/16
Finish:
2021/2/9
1399/11/21
"تهش چی میشه؟"
"تهشو تو مینویسی."
"اگر اون چیزی بشه که نباید؟"
"هرچی شد، فقط مسئولیتش رو بپذیر."
یونگی آهی کشید و دستاشو رو صورتش گذاشت:
"خیلی احمقم، مگه نه؟"
گوروم سیمای گیتار سیاهرنگش که با استیکرای عجیب و غریب تزئین شده بود رو با نوک انگشتای زخمی نوازش کرد. ملودیش آروم و نوازشگر بود:
"نیستی میو کون. آدمای احمق حماقت خودشونو باور نمیکنن."
"همه چیز فقط داره بدتر میشه. نمیتونم کنترلش کنم..."
"داره مسیرشو طی میکنه."
"مسیرشو؟"
"فقط کافیه بپذیری بعضی چیزا دست من و تو نیست و از ته قلبت باور داشته باشی، چیزی که باید اتفاق بیفته، اتفاق میفته."
Story by: Upset
Season 1: completed ☑
Season 2: completed ☑
Grey chapter: ongoing 🔛
Genre: omegaverse/smut/romence/fluff
Up:کامل شده
خـلـاصـه فـیـکـشـن ↧
جـونـگکـوک 🎃 یه گرگ سـفـید امگاست که بعد ازهیجده سالگی نشون جفتش رو بدنش ظاهر شده اما جفتی وجود نداره....این در حالیه که هیچ امگایی 🌝 بدون حضور جفت، نشونش ظاهر نمیشه...در همین بین هم یکی از گرگ های سـیـاه ⚫️ که نوع برتری از گرگ ها هستن و هر کدوم یه قدرت خاص دارن جـیـن و نشون می کنه...آدم هایی که میان جین و ببرن نشونه ای از نشان جین ندارن و مجبور میشن کوک رو هم همراه خودشون ببرن.
چی میشه وقتی که وارد محوطهی 🚧 گرگ های سیاه شدن کـیـم تـهـیونـگ معروف و ببینه؟
کیم تهیونگی که بر خلاف گرگ های سیاه و با توجه به شایعه ها قدرتش بیشتر از یکیه.
چی میشه اگه این دو مـوجـود خاص سر راه هم قرار بگیرن؟✨🧨
╴#HiddenBadge
تهیونگ با دقت به جون دادن گرگی نگاه کرد که همراه با ضربان قلبش ، نفس هاش هم قطع شدن.
سرش رو بالا گرفت و برای لحظه ای به ماه بالای سرش نگاه کرد .
اون هم نوع خودش رو کشته بود ، اما خودش رو گناهکار نمیدونست !
اون گرگ عاری از هر معصومیتی، سزاوار مرگ بود .
انگشتش رو به آرومی روی لبه ی تیز خنجرنقره ای که دستش بود کشید و وقتی دید چطور زخم انگشتش به سرعت ازبین رفت ، لبخند کمرنگی روی صورتش شکل گرفت .
فلز تنها چیزی بود که بهش آسیبی نمیرسوند .
تهیونگ در مقابل " فلز" آسیب ناپذیر بود .
تهیونگ در مقابل " نقره " آسیب ناپذیر بود .
-----
#Mine Wrriten By @softieparadise
Translated By #beth
-----
: متعــلق به من | نوشته شده توسط
@softieparadise
#Beth ترجمه از
ده سال از ازدواج کیم نامجون و کیم سئوکجین گذشته
حالا اونا والدین پنج تا بچه قد و نیم قدن
کیم یونگی هشت ساله به عنوان بزرگترین برادر
به دنبالش کیم هوسئوک هفت ساله دومین هیونگ
کیم جیمین و کیم تهیونگ چهار ساله دوقلوهای پر دردسر
و در نهایت کیم جانگ کوک یک ساله
این داستان روزمرگی ها و مشکلات خانواده پر جمعیت و دوستداشتنی کیمه
_________________
توجه کنید داستان ترجمه نیست
ژانر [فلاف-سوویت-فمیلی-امپرگ-اسمات]
~ با حضور افتخاری اکسو و بلک پینک~
A BTS fanfiction
Written by VIO
Highest ranking so far
#1 in namjin 😭
#1 in fluff
#1 in jhope
#1 in suga
#1 in jin
#1 in rm
#1 in jungkook
#1 in mpreg
#1 in jimin
#2 in bangtan
#3 in فارسی
روستای هیبرید🍸
کاپل ها:کوکوی،یونمین ، نامجین
ژانر: تخیلی هیبرید فلاف اسمات امپرگ
کوکی رو به بقیه:من ته رو میخوام ولی اون خیلی معصومه اما من میخوام بوسش کنم لمسش مال خودم بکنمش دیگه نمیتونم صبر کنم
نامجون:ما بهت کمک میکنیم
وضعیت: پایان یافته