آقا و آقای جئون🍸
دو تا دشمن
دو تا پسر
یه کراش بچگونه
یه سو تفاهم
و
یه ازدواج اجباری
چجوری قراره با هم کنار بیان؟؟؟؟
زوج ها: کوکوی ویکوک سوییچ ( هر دو میتونن تاپ باشن )
نامجین
یونمین
ژانر: روزمره مدرسه ای طنز اسمات🔞🔞🔞🔞 امپرگ ته
𝐻𝑖𝑠𝑠 /hɪs/ "𝑣𝑒𝑟𝑏":
𝑚𝑎𝑘𝑒 𝑎 𝑠ℎ𝑎𝑟𝑝 𝑠𝑖𝑏𝑖𝑙𝑎𝑛𝑡 𝑠𝑜𝑢𝑛𝑑 𝑎𝑠 𝑜𝑓 𝑡ℎ𝑒 𝑙𝑒𝑡𝑡𝑒𝑟 𝑆
" وقت بازیگوشی نیست جئون. اگه جای در اتاق خودت، هر در دیگ ه ای رو باز کنی تو دردسر میفتی. سرت تو کار خودت باشه! فهمیدی؟"
جین خوب میدونست اون سر تکون دادن به معنای گوش میدم ولی عمل نمیکنمه. نفسش رو عصبی بیرون داد و با لحن تند تری گفت:
"امشب ازون خنده ها و اشکالی نداره خبری نیست. خودم با دستای خودم میکشمت که بفهمی قانون این خونه باید رعایت بشه"
وقتی جین عصبی تر شد، سوال مهمی تو ذهن جونگکوک به وجود اومد.
*مگه امشب چه خبره؟*
Name :
Hiss
Genre:
Smut / Romance / Omegaverse / Mpreg / BoyPussy
Start:
1400/01/01
_تو حق نداری بری
+کی میخواد این حقو ازم بگیره؟؟
_من یعنی شوهرت عشقت تنها آدم توی زندگیت
+میدونی برزخ یعنی چی؟؟یعنی این که تو هستی ولی
ندارمت ،ندارمت و میخوام منو نداشته باشی...
کاپل:ویکوک
ژانر:رمنس،انگست،امپرگ،اسمات،خیانت،هپی اند
{تموم شده }
چی میشه اگه جونگ کوک با یه بوسه عاشق داداش ناتنیش بشه که بعد از اون بوسه پنج سال از داداشش دور باشع.....
Name: Night Sky
Couple: VKOOK
Genre: Incest, Smut, Romance
_و تنها لبخندت لحظه ای که نامه جدید رو دستت میدم.کاش اونی که مایل ها ازت دور بود و هر روز براش مشغول نوشتن بودی من بودم
اما حیف که من فقط یه پستچی سادم...
تایم اپ: جمعه ها
ژانر:روزمرگی_مدرسه ای_کلاسیک_سافت
دست هایی که لای موهاش مشت شده بودند هرلحظه بیشتر به کام مرگ میکشوندنش و صفحه به صفحه ی اون خاطرات تلخ رو به روح زخم خورده اش، تازیانه میزدند.
بدنش سست شده بود و نفرت با بی رحمی جام وجودشو پرمیکرد. قدم هاش به سستی به سمت اون اتاق تاریک کشیده میشدند .
لبخندتلخی زد ؛ اشکهاش گستاخانه رد سردی روی گونه هاش به جا میگذاشتن. پلکهاشو روی هم فشرد و زیرلب زمزمه کرد.
+انتظارسخت نیست کیم تهیونگ.... انتظار مرگه
باصدای بلندی که توی سالن پیچید، سرشو به عقب برگردوند .
-دستای کثیفتونو از روی امگای من بردارید.
× اما امگات هرزه ی منه
♘▶Genre:omegaverse_smut_school_romance
♛▶couple :vkook_yoonmin
↭Writer:Parisa
↭@paariwwsa
[کافه ویولت]
تو بارون بودی کیم تهیونگ
و من یه چترِ باد برده
-------------------------------
داستانِ کوتاه
لطفا کافه بنفش رو با عشق و احساس بخونید :)
-------------------------------
کاپل: ویکوک، ویمین
ژانر: درام، رومنس، انگست
میگن بیمارهای روانی حد و مرز چیزیو تشخیص نمیدن
و مرز بین عشقوتنفر فقط یه خط باریکه!
-------------------------------
+ دوستم نداری؟
از اولشم نداشتی نه؟
پس چرا باهام ازدواج کردی؟
داری انتقام چیو ازم میگیری؟
-------------------------------
توجه!
بخش هایی از داستان حاوی سلف هارم میباشد.
کاپل: ویکوک، یونمین
ژانر: انگست، روانشناسی، رومنس، +18❌
[ورژن چانبک این فیک در چنل KarmanOffical به آپ رسیده.]
داستان درباره ی دنیاییه ک توش هایبرید ها(دو رگه ی حیوان و انسان) توش ب عنوان ی نژاد دسته پایین زندگی میکنن که ادم ها ازشون معمولا به عنوان خدمتکار و یه موجود بی ارزش استفاده میکنن
حالا چی میشه که تهیونگ داستان ما یه بانی کیوت پیدا کنه که قلب و احساساتشو کم کم زیر و رو کنه؟
ژانر:رومنس ؛زندگی روزانه؛اسمات؛گاهی کمدی؛تخیلی(بخاطر وجود هایبرید)
میدونم ک توضیح دادنم اصلا خوب نیس T-T
امیدوارم خوشتون بیاد💙💙💙