✤ خلاصه↶
طلاق، بنظر میرسید آخرین راه نجات بکهیون و چانیول بعد از ازدواج فاجعه بار یک ساله شون باشه. ولی چی میشه اگه سرنوشت بعد از دوسال زندگی سینگلی و رابطه های بی ثمر دوباره رومئوهای بد اخلاقو بهم برسونه؟!
✤ کاپل⇜ چانبک
✤ ژانر⇜ فلاف، کمدی، رمنس
✤ محدودیت سنی⇜18+
✤ نویسنده ها⇜ Emerald & Jisaw
✤ وضعیت⇜تمام شده
#1 on طنز
#1 on comedy
#1 on کمدی
#1 on اسمات
#1 on رمنس
#1 on عاشقانه
#1 on فلاف
#1 on چانبک
#1 on Chanbaek
چانیول پسر جوونیه که تو روابط عشقیش همیشه بدشانسه و زندگیش توی رابطه های شکست خورده و یه اپارتمان خالی خلاصه میشه... تنها نقطه روشن زندگی چانیول سگ کوچولوش بیکن ئه که همیشه با ذوق منتظرشه... و یه روز یه معجزه اتفاق میوفته وقتی چانیول چشماش رو باز میکنه با یه پسر کوچولوی بامزه روبرو میشه که ادعا داره سگشه که تبدیل به ادم شده... یعنی زندگی داره روی خوشش رو بهش نشون میده یا اینم یه دردسر جدیده؟
★☆☄
-"معجزه چیه؟"
+"همم...معجزه یعنی اینکه یکی عین بکهیون پیدا شه که بدون اهمیت به اینکه چانیول چقدر پول داره...خوش تیپه یا نه...خونه اش کجای سئوله و خیلی چیزهای دیگه دوستش داشته باشه...یعنی اینکه درست تو وقتی که حس میکنی تو زندگی تو عشق جایی نداره بتونی به معنای واقعی عاشق شی...یعنی اینکه با وجود یکی اپارتمان سردت تبدیل به یه خونه گرم شه و بلاخره یکی باشه که انتظار برگشتنت رو بکشه... معجزه یعنی یه موجود کوچولویی مثل تو بتونه زندگی مستر اش رو زیر و رو کنه و بدون هیچ کار خاصی قلبش رو دوباره به تپش بندازه...معجزه یعنی تو فرشته کوچولوی من!"
#MyLittleMiracle ☆
💫فیکشن : #معجزه_کوچک_من
💫 وضعیت : کتاب اول سری #معجزه
💫 کاپل ها: چانبک(اصلی).کایسو
💫ساید استوری :" #یک_معجزه_بزرگ
💫ژانر:رمنس.روزمره.فانتزی .فلاف
💫محدودیت سنی: +16 NC
📋خلاصه داستان :
بیون بکهیون یکی از افسرهای سازمان اطلاعاتی کره اس!
کسی که به خاطر ظاهرش همیشه از عملیات ها کنار گذاشته میشه اما یه روز موفق میشه بلاخره یه ماموریت به عنوان مامور مخفی بگیره!
بک به خاطر این ماموریت پا به سیلور تاون که یه باند قمار غیر قانونیه میذاره و با ادمای جدیدی اشنا میشه.
یکی از این ادمها پارک چانیول رییس بانده که به خودش لقب سیلور داده.
بک ناخواسته توجه سیلور رو جلب میکنه و تو موقعیتی گیر میافته که هیچوقت تصورش نمیکرد...
همیشه عشق وقتی که کمتر از همیشه انتظارش رو داری سراغت میاد.❣️
دوستی های عمیق...
شکستن قوانین...
فداکاری...
و پیدا کردن کسی که باعث بشه بخوای بخاطرش عوض بشی...
💎💎💎💎💎💎💎💎💎
من به عشق اعتماد ندارم بک...
هیچ وقت نداشتم...
چه حسی داره وقتی یکی که حتی به عشق اعتقاد نداره حس میکنه عاشقته؟!
💎💎💎💎💎💎💎💎💎
🌗کاپل ها: چانبک-کایسو. کریسهو
🌗ژانر: رمنس. جنایی . درام
🌗محدودیت سنی: 18+NC
🌗نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿
Story started at :5/9/2016
Finished: 16/2/2017
بکهیون میخواد خودش رو بکشه... به همین سادگی... اشتباه فکر نکنید اون افسردگی نداره... مشکل مالی هم نداره و شکست عشقی هم نخورده... در واقع زندگی اون از دید یه تماشاگر بی عیب و نقصه... اما گاهی وقت ها چیزای بی عیب و نقص هم ازاردهنده میشن نه؟ اون تصمیم میگیره یه لیست از ارزوهاش برای قبل مرگش درست کنه و بعد خیلی شرافتمندانه بمیره... اما خب همه نقشه هاش با سرک کشیدن های یه پسر جذاب و مو قرمز توی زندگیش به هم میریزه... یعنی اون پسر میتونه کاری کنه که بکهیون بخواد زندگی کنه؟
🍟کاپل : چـانـبـک
🍟ژانر:رمنس. فلاف. کمدی.روزمره.اسمات
🍟محدودیت سنی : 18+ NC
🍟تعداد قسمت ها : 20
🍟نویسنده : #SilverBunny
→•вєƒσяє ι кιℓℓ муѕєℓƒ•←
-چه غلطی میکنی پارک چانیول؟
-ارزوهای خوشگلت رو براورده میکنم بیبی
بکهیون از حیوون ها متنفره و اوج تنفرش هم نسبت به سگ هاست...و تنها علتی که داره به اجبار توی یه پت شاپ کار میکنه بی پولیه...اما یه روز شیومین که یکی از عزیزترین دوستهاشه ازش درخواست میکنه یه مدت از یه هاسکی که تو عملیات اتش نشانی اسیب دیده مراقبت کنه و بکهیون چون نمیخواد قلب دوستش رو بشکونه قبول میکنه... بکهیون حتی احتمالش هم نمیداد که این اتفاق قراره زندگیش رو عوض کنه و یه روز اون هاسکی تبدیل بشه به یه پسر با درشت ترین چشم ها و کشنده ترین لبخند هایی که دیده... شاید این قراره اولین و تنها ترین معجزه زندگی بک باشه...
🎐🎐🎐🎐🎐🎐🎐🎐🎐🎐
🐕کاپل ها: چانبک(اصلی). شیوچن
🐕ساید استوری :" #معجزه_کوچک_من "
🐕ژانر:رمنس.روزمره.فانتزی .فلاف.کمدی
🐕تعداد پارت : 24
🐕محدودیت سنی: 18+ NC
🐕نویسنده : #SilverBunny 🐰🌸🌿
• مَستر وقتی یودا درد داره زخمش رو میبنده و میذاره یودا سرش رو روی پاش بذاره .. یودا هم میخواد از مَستر مراقبت کنه .. مَستر حتی بوی خوشمزه ای میده..!
تو دنیایی که همه وقتی هجده ساله میشن یه نشانه روی مچ اشون برای شناسایی نیمه گمشده اشون ظاهر میشه بیون بکهیون نشانه ای نداره!اونم مثل هر هجده ساله دیگه ای روز تولدش با شور و شوق مچ اش رو چک کرد اما هیچ خبری از اون نشانه خاص که قرار بود به بکهیون سرنوشت اش رو نشون بده نشد! بکهیون اون روز تصمیم گرفت که هیچوقت نذاره کسی رازش رو بفهمه و دنبال سرنوشت اش جای دیگه ای بگرده...چهار سال بعد همون سرنوشتی که در حق بک بی انصافی کرده بود اون رو به خونه پارک چانیول کشوند.یه طراح مانگا بد اخلاق که فقط یه دستیار سر به راه میخواد...اما خوب بک داستان ما هرچیزی هست جز سر به راه!
چه حسی داره وقتی بدونی همه تو دنیا یه جفت دارن و فقط تو جا موندی....؟؟
💮💮💮💮💮💮💮💮💮
- چه خوبه اینجوری یکی به آدم برسه؛ تا حالا کجا بودی پارک چانیول؟!
+ احتمالا بدون اینکه متوجه باشم داشتم دنبال تو میگشتم..!
#Chanbaek
💮💮💮💮💮💮💮💮💮
- ازم بدت مياد؟
+ مشكل اينه كه هركاری ميكنم، بدم نمياد!
#hunhan
💮💮💮💮💮💮💮💮💮
- میدونی تازگی ها دارم فکر میکنم شاید ارزش این همه تلاش رو نداشتی.. و این بدترین حس دنیاست..
#kaisoo
💮💮💮💮💮💮💮💮💮
Story Started: 18.01.2017
Story Finished: 13.11.2017
💮هم نشان
💮کاپل ها: چانبک.هونهان. کایسو
💮ژانر: رمنس. زندگی روزمره. فانتزی
🏺✨ بکهیون یه هایبرد پاپیه که درست از وقتی که به بلوغ هایبردی رسید و فهمید وقتی زیادی هیجانزده میشه دم و گوشاش بی اجازه میان بیرون چشمهاش روی گربه همسایه زوم شده بود. درست شنیدید گربه همسایه! ولی خب اقا گربه ما پارک چانیول حوصله پاپیها رو اصلا نداره و فقط ترجیح میده گوشه اتاقش چرت بزنه و هیچکس هم مزاحمش نشه. بکهیون خیلی برای جناب گربه صبر کرد تا نگاش کنه ولی بیفایده بود...
" یه سری چیزها رو هیچوقت نمیشه عوض کرد! " این رو بکهیون خوب یاد گرفته ولی اگه پای یه کم جادو بیاد وسط چی؟ ✨🏺
🐈 اسم فیکشن : Catnip
🌿 کاپل : چانبک
🐈 ژانر : رمنس.فانتزی. فلاف
🌿محدودیت سنی : 18+
🐈 نویسنده : SilverBunny
🕰️ وضعیت : پایان یافته ✔️
بیونبکهیون یه مربی مهدکودک سر به هواست که چند ماهه روی یه غریبه جذاب که توی مترو میبینتش کراش زده...☁️💖 و یه روز یهو تصمیم میگیره از دور دید زدن دیگه بسه!
دنبال کردن اون غریبه پاش رو به کافه Heavenly# میکشه و یه دوره جدید تو زندگیش شروع میشه.
اما خب از اونجایی که بکهیون اونقدرام خوش شانس نیست اون غریبه لعنتی "پارک چانیول" یه باریستای جذاب و آسکشواله و بیشتر با قهوه تحریک میشه تا لاس زدنای بکهیون ... راستی چیزی به اسم " #قهوهسکشوال" وجود داره؟ ☕️
••••••••••••••••••••••••••••••••
یونگی هیچوقت فکرش رو نمیکرد با قدم گذاشتن به کافه Heavenly به اصرارهای دوستش اونجا قراره با شیرینترین طعمی از قهوه که چشیده بود اشنا بشه.
طعم لب های خوشمزه اون گارسون بامزه پارکجیمین شایدم لبخند های کیوتی که میزد
یا مدلی که دنبالش راه میوفتاد و هیونگ صداش میکرد میتونست هر قهوه ای رو شیرین کنه...
حتی وجود خود مین یونگی رو که خیلی سال بود حتی از قهوه هم تلختر بود!
ظاهرا یونگی بالاخره هم طعم مورد علاقه اش رو پیدا کرده بود... هم یه گربهفسقلی که بالاخره بخواد با خودش ببره خونه... گربه ی شانسش!
☕کاپل : چانبک.یونمین. تویون
☕ژانر: رمنس.فلاف. زندگی روزمره.کمدی. ددیکینک
☕محدودیت سنی : NC 18+
☕نویسنده : Silver Bunny