.
6 قصص
puppeteer بقلم ariiellmina
ariiellmina
  • WpView
    قراءات 553,030
  • WpVote
    تصويتات 44,047
  • WpPart
    فصول 41
♡ʙᴇ ᴛʜᴇ ᴄʜᴀɴɢᴇ ᴛʜᴀᴛ ʏᴏᴜ ᴡɪsʜ ᴛᴏ sᴇᴇ ɪɴ ᴛʜᴇ ᴡᴏʀʟᴅ
 💍⃤ REPLᴀCE💍⃤       بقلم ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    قراءات 968,612
  • WpVote
    تصويتات 106,824
  • WpPart
    فصول 50
( Completed ) «جایگزین» _ من مجبور بودم ...مجبور بودم اون خودکار لعنتی رو بین انگشتهام بگیرم و اون سند ازدواج رو امضا کنم ... من مجبور بودم که برای تک تک لحظه هایی که کنارت بودم بترسم ... حتی همین الان هم مجبورم ... مجبورم روبروت بشینم و تو چشمهات که عاشقانه به من نگاه میکنه و لبخندت که رو لبهای خطی و ارومت میشینه و دستت که دستمو محکم فشار میده رو ببینم و بدونم هیچکدوم از اینا متعلق به من نیستن .. من درست شبیه یه گل فراموشم نکن کنار یه جاده وسط زندگی تو دارم به خودم میلرزم ... میترسم بدون اینکه من رو ببینی از روم رد بشی ... میترسم فراموشم کنی ... من از اینکه تو فراموشم کنی میترسم جونگکوک ... ________________________ •. #REPLACE💍⃤ ️ ↳Genre↬Romance_ Mystery_smut +18 ↳Couple↬ kookv .Yoonmin
پسر دانشجو و پری برفی [ Completed ] بقلم my_lavinia___
my_lavinia___
  • WpView
    قراءات 75,248
  • WpVote
    تصويتات 9,993
  • WpPart
    فصول 15
کاپل : kookv مترجم و ادیتور : Enzo
„ Killer Love „ بقلم Eriienee
Eriienee
  • WpView
    قراءات 14,839
  • WpVote
    تصويتات 2,174
  • WpPart
    فصول 23
پلکاشو محکم روی هم فشارداد. پرونده رو دوباره برداشت .نگاهش رو تک تک اون عکسای لعنتی میلغزید و حقیقت رو بیشتر توصورتش میکوبید. سیل اشکاش بیرحمانه به ساحل چشماش هجوم میاوردن و بیشترازهمیشه کلافش میکردن... +من همیشه دوستت دارم ته... +هیچوقت بهت دروغ نمیگم.... بایاداوری حرفهاش پوزخندی گوشه لبش نشست. -بازی بدی رو شروع کردی جئون جونگکوک →🌱Genre: romance_action_smut →♡couple : kookv_namjin_yoonmin
+19 أكثر
Trey || KookV بقلم Nyctowx
Nyctowx
  • WpView
    قراءات 334,767
  • WpVote
    تصويتات 45,736
  • WpPart
    فصول 26
[ TREY ] پایان یافته ژانر : فان / ورزشی / رمنس / اسمات کاپل : اصلی ؛ کوکوی - فرعی ؛ یونمین - شاید از من خوشت بیاد ولی تا وقتی که مجبور باشم دختر های مختلف رو از روت بلند کنم ، هیچ تغییری توی رابطه‌مون به‌وجود نمیاد کاپیتان بسکتبالیست ! 《توجه داشته باشین داستان دو ورژنه‌ست پس اگه ورژن جونگکوک تاپ و تهیونگ باتم نمیخونین به ورژن دیگه‌ش که تهیونگ تاپ و جونگکوک باتمه توی اکانتم سر بزنین. 》
Legend of Enchanter [KookV]  بقلم KookieFamilyy
KookieFamilyy
  • WpView
    قراءات 32,995
  • WpVote
    تصويتات 3,519
  • WpPart
    فصول 15
[افسانه ی افسونگر] 🌧 [ نویسنده] 🌧 اندیشه [ خلاصه ] 🌧 _مهم نیست مردم عادی چی صداش میکنن تقدیر؟؟ سرنوشت..؟؟ من و تو که میدونیم هیچ کدوم از اینها وجود ندارن..! اگه الان تو رو توی بغلم دارم نتیجش سرنوشت نبوده.....این فقط بازی انتخاب هاست...! من انتخاب کردم که افسونگری هات رو ببینم..... انتخاب کردم با چشم های سرکِشت افسونم کنی، قلبم رو لابه‌لای انگشت های ظریفت بگیری و ناباورانه بهش نگاه کنی.... مردمک مشکی چشم هات می لرزید و باور نداشتی بالاخره این افسر بی رحم و سنگدل بخش جنوبی اینطور در برابر نگاه افسونگرت شکست بخوره.... تو بُردی تهیونگ....! من بازنده نیستم، فکر میکردم با داشتن تو دیگه بازنده نیستم...! می خواستم همیشگی باشی.... پس چرا نبودی لعنتی؟؟ [ کاپل ] 🌧 کوکوی، یونمین [ ژانر ] 🌧 رمنس، جنایی، اسمات، انگست