"دارم میخونم" D:
11 stories
The Marauders by Itsarma
Itsarma
  • WpView
    Reads 1,140
  • WpVote
    Votes 129
  • WpPart
    Parts 3
داستان از اچ پی هستش ولی نه اچ پیه توی فیلم یه فف کاملا متفاوت و مهیج و جذاب و خوندنی که برمیگرده به دوران تحصیل غارتگران ینی جیمز پاتر، سیریوس بلک ، پیتر پتی گرو و ریموس لوپین در هاگوارتز به همراه سوروس اسنیپ و لیلی اونز. مطمئنن هرجایی که دنبال همچین ففی میگشتین یا کامل نبوده یا کلا وجود نداشته و توی فیلمم غارتگران توی پنج دقیقه یا بیشتر خلاصه شده. خب دیگه چیز دیگه ای نمیگم تا بخونینش:)💘 این فف هم توسط من نوشته نشده Writer @Padfotblack (Tlg)
هری پاتر و غارتگران by sarabj81
sarabj81
  • WpView
    Reads 227
  • WpVote
    Votes 30
  • WpPart
    Parts 2
سلام این اولین تجربه ی من در نوشتن فن فیکشن هست لطفا نظراتتون رو بگید 🙃 این فن فیکشن برای سال پنجم هست و بعد از مرگ سیریوس بلک شروع میشه
Paper Plane (Wolfstar) by llartiell
llartiell
  • WpView
    Reads 6,223
  • WpVote
    Votes 1,264
  • WpPart
    Parts 19
چطوری اینقدر راحت همه چیز عوض میشه؟ وقتی حتی انتظارشم نداری ... اتفاقاتی میفته که زندگیتو به طور کلی تغییر میده!
the marauders oneshots(persian) by blueMrym
blueMrym
  • WpView
    Reads 3,766
  • WpVote
    Votes 542
  • WpPart
    Parts 9
-هی!اگه میخواین درمورد خاطرات زندگیِ شجاعانه من بدونین،این داستانارو بخونین! -وات د هل پانمدی؟!چرا فکر کردی با وجود جذابیت من اونا باید به خاطر تو داستانو بخونن؟ -خوبه لی‌لی اینجا نیست وگرنه یه بلایی سرت میومد جیمز! -ممنونم ریموس که خبر دادی بیام...بزار ببینم چی میگفتین....جیمز!!!بیا اینجا ببینم!!!پیتر!جیمز کجا رفت؟ -آمممم......اگه میخوای بدونی کجا رفته باید این داستانارو بخونی.... -....-_-
Witch girl  by faranaknb
faranaknb
  • WpView
    Reads 2,242
  • WpVote
    Votes 232
  • WpPart
    Parts 11
لولا دخترى جادوگر، كه از پدرى فشفشه و مادرى جادوگر است.زمانى كه نامه ى هاگوارتز براى او ميايد زندگى اش متحول ميشود و در انجا او با جيمز پاتر اشنا ميشود اما نمي داند كه چه دردسر هايي پيش رو دارد.
HARRY POTTER AND THE LORD OF DEATH by arminaa01
arminaa01
  • WpView
    Reads 3,725
  • WpVote
    Votes 442
  • WpPart
    Parts 28
بعد از مرگ آلبوس دامبلدور هری به پریوت درایو بازمیگردد. در همین حال هری متوجه بعضی از قدرت های جدید خود میشود،با این حال در همین حین پریوت درایو دو مهمان ناخوانده به خود میبینید،دشمنی قدیمی و فردی جدید
𝓜𝓪𝓰𝓲𝓬 𝓵𝓸𝓿𝓮 by Draco_king_malfoy
Draco_king_malfoy
  • WpView
    Reads 3,321
  • WpVote
    Votes 289
  • WpPart
    Parts 7
این داستان درمورد دو دختر به نام های آماندا گارسیا و مگان اوانز هست که در سال پنجم تحصیلشون به هاگوارتز میرن و اونجا عاشق دوتا پسر به نام های هری پاتر و دراکو مالفوی میشن و ماجراهای زیادی براشون پیش میاد... :) توی این داستان چندتا نکته هست که باید بگم... 1. درِ تالار اسرار هیچوقت تا قبل از این باز نشده... 2. اسنیپ هیچوقت عاشق مادر هری نبوده ولی پدر هری در دوران تحصیلشون اسنیپ رو اذیت میکرده... 3. دراکو هنوز خبر نداره که پدرش یه مرگ خواره... 4. هرمیون گرنجر مثل تو فیلم نسبت به رون بداخلاق نیست و رون رو خیلی دوست داره... 5. ولدمورت کمی دارای احساسه... :) ● :آماندا ○:مگان ■:دراکو □:هری 𝙷𝚘𝚙𝚎 𝚢𝚘𝚞 𝚎𝚗𝚓𝚘𝚢... ༆᪥❁✫⁂
The game of our destiny  by Ribo_79
Ribo_79
  • WpView
    Reads 2,150
  • WpVote
    Votes 308
  • WpPart
    Parts 9
_توی احمق‌نما یه نابغه‌ی لعنتیی! _این اخلاق جدید بهت نمیاد؛ خودت بودن چه مشکلی داشت؟ _بعد همه‌ی اینا... فکر کنم سوروس اسنیپ بهترین چیزیه که میتونم باشم! "هر کسی که میخواد بخونه؛ یا میخونه: این اولین چیزیه که دارم مینویسم و آپ میکنم. امیدوارم دوستش داشته باشید و ضعفاشو ببخشید" و AdrianLightD@ ؛ ممنونم که تشویقم کردی و هلم دادی که بنویسمش و تو واتپد بزارمش! _♧리보
TWOFOLD GRAY BOOK1: SAD END by nickola_trsb
nickola_trsb
  • WpView
    Reads 7,791
  • WpVote
    Votes 855
  • WpPart
    Parts 50
_اوم.... خب، مادرت مثل تو بود. خوشگل، زیبا، با چشمای سبز و موهای سرخ... همه او را بد خطاب میکردند... "کسی که نفرتش از گریفیندور شهره بود" اما مگر مردم خوب یا مرگخوار اند؟ "ردای سیاهش... " آیا کسی که خوب است نمی‌تواند مرگخوار باشد؟ "همیشه ولدمورت را لرد سیاه خطاب میکرد" آیا تمام مرگخواران بد اند؟ "نفرتش از پاتر در لحظه اول قابل مشاهده بود" مگر او نبود که جان پاتر را از دست بلک نجات داد؟ "چرا جادوگران پنهانند؟" "اعماق جادو تاریک است." و تاریکی پر خطر. "سیاهی به معنای بد بودن نیست" خوب بودن چیست؟ "خوب و بد نسبی است... "کلید را خواهم یافت" و کلید در اعماق نهفته است... "و جنگل عمیق است... عمیق و ممنوع. و من آنجا خواهم بود در دل سیاهی..." کابوس چشمان را می‌سوزاند... درد هشیار میکند.... حقیقت محض همیشه دروغ است.... بشنو از سکوت... که تنها سکوت حقیقت است...
Drarry_My Beautiful Mistake by Purlpex
Purlpex
  • WpView
    Reads 169,806
  • WpVote
    Votes 22,958
  • WpPart
    Parts 63
"کسی بهم تنه میزنه و از کنارم میگذره،میچرخم به عقب.باز هم مالفوی.نگاهی بهش می کنم و بی حوصله میگم:خدا رو شکر کورم شدی مالفوی. و دوباره میچرخم سمت پنجره ی قطار.مالفوی میاد جلو کنارم می ایسته و با لحنی که تمسخر از توش حس میشه میگه:حواست به حرفات باشه پاتح.من امسال دانش اموز ارشدم.فکر نکنم تا به حال کسی قبل از رسیدن به مدرسه باعث شده باشه گروهش امتیاز از دست بده،یه کاری نکن تو اولین نفری باشی که این رکورد رو میشکنه. سرم رو میچرخونم سمتش و میام حرفی بزنم که میچرخه و بی توجه بهم میره.با نگاه رفتنش رو دنبال می کنم و ابرویی از تعجب بالا میندازم.عجیبه که حرفش رو زد و رفت و صبر نکرد تا عصبانیتم رو ببینه." با منو دراری همراه باشید لاوز:*