[Complete]
صداش پیچید که گفت: من حتی صدای نفساتو میشناسم چرا این موقع از شب بیداری بیب؟ خواب بد؟
جواب ندادم فقط دستمو محکم جلوی دهنم گرفتم و تا صدای هق هقم بلند نشه
لیام دوباره گفت : تو جات توی بغل منه منم بدون تو خوابم نمیبره.... عزیزم برگرد... هرجایی که هستی خونه ی تو نیست.... برگرد خونه ت میشنوی زینی؟ من دوستت دارم... بی وقفه دوستت دارم.... برگرد بیبی....
دیگه نتونستم ادامه بدم و تماس رو قطع کردم و بلافاصله گوشی رو خاموش کردم....
https://telegram.me/dar2delbot?start=send_175PA4J
لویی-مناینکارو انجام میدم مهم نیست چندبار مهم نیست کجا انجامش میدم چون هری خودمو میخوام نه نه اونا اون نیستن درسته من پشیمون نمیشم!
**
قطرات خون و هوای سرد اتاق و اونسکوت مرگبار باعث میشد اون بیشتر صدای تنفسشو بشنوه ولی اون مطمعن بود نه؟اونا اون نیستن!
**
یه داستان درباره دنیاهای موازی لری زیام که صد درصد هس اولین فف منه واقعا امیدوارم خوشتون بیاد و اینکه تموم نشده واتپدم مشکل پیداکرده میزنه پایان یافته ولی تموم نشده