〴︎Summay ৲︎
جانگ وویونگ خودش رو آدم نسبتا خوششانسی تلقی میکرد، زندگی راحتی داشت و با جریان پیش میرفت؛ برای همین زمانی که به ناچار با یک قرارداد مستر/پت، اون هم با چوی سان، کسی که برتهایی مثل اون رو رام میکرد، تنها برای کمک به دوستش برای پس دادن قرضش موافقت کرد، با خودش فکر کرد که شاید خوششانسیش تموم شده بود.
با این وجود، وویونگ خیلی زود یاد گرفت کدوم یکی از اونها کنترل رابطه رو در دست داشت و با گذر زمان، متوجه شد که نه تنها از نقشی که بازی میکنه لذت میبره، بلکه حضور مردی که سعی در رام کردنش داشت رو هم دوست داره.
〴︎Translator: Soodeh
〴︎Couple: Woosan
〴︎Genres: PetPlay, Romance, Smut, Angst
[در حال آپ]
دژاوو حالتی از ذهن است که در آن فرد پس از دیدن صحنهای احساس میکند آن صحنه را قبلاً دیدهاست و در گذشته با آن مواجه شده است.
و این همون جریان زندگی بود!
آدم درست رو در زمان درست جلوی روت قرار میداد!...
و لحظه آخری که تهیونگ داشت از کافه خارج میشد در حالی که میل وافری برای از خوشحالی فریاد زدن داشت و گونههاش به رنگ شکوفه های صورتی گیلاس در اومده بودند با کسی چشم تو چشم شد.
چشم های هر دو نفر روی هم قفل شده بود.
و هردو همزمان چیزی زمزمه کردند اما هیچکدوم صدای دیگری رو نشنید...
+ پسر توی نقاشی؟
_ پسر توی رویا؟
[ فصل دوم بوک CURSED]
کاپل اصلی : کوکوی
کاپل های فرعی : فیکو بخون و ببین
[ تکمیل شده ]
وقتی هفت تا پسر که زیاد همدیگه رو نمیشناسن، داخل یک سفینه ی بزرگ، در فضا به مدت دو ماهِ کامل گیر بیفتن، همه چی قراره خیلی پیچیده و بههم ریخته شه!!
این فنفیک اسمات داره. پس با ریسک خودتون بخونیدش
پسرِ مو بلند | 𝖫𝗈𝗇𝗀 𝖧𝖺𝗂𝗋𝖾𝖽 𝖡𝗈𝗒
-کامل شــده-
همه چی از اونجایی شروع شد که دال، پسرِ ۵ سالهی کیم تهیونگ، با دیدنِ موهای بلند و آبیِ پسری، اون رو "مامان" صدا زد و این بود اولین دیدارِ اون پسرِ مو بلند و تهیونگی که کلِ زندگیِ بعد از جداییش از همسرش رو با جق زدن میگذروند!
ژانر ↶
عاشقانه، فلاف، کمدی، چتاستوری، توییتر، ددیکینک، اسمات
کاپل ↶
«اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓
«فرعی - سُپ»
قسمتی از فیک ↶
_از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین دریای موهات گیر کرد!
_منم از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین شلوار و باکسرت گیر کرد!
•روزِ آپ: یکشنبه ها•
[ TREY ] پایان یافته
ژانر : فان / ورزشی / رمنس / اسمات
کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ یونمین
- شاید از من خوشت بیاد ولی تا وقتی که مجبور باشم دختر های مختلف رو از روت بلند کنم ، هیچ تغییری توی رابطهمون بهوجود نمیاد کاپیتان بسکتبالیست !
《توجه داشته باشین داستان دو ورژنهست پس اگه این ورژن که تهیونگ تاپ و جونگکوک باتمه نمیخونین به ورژن دیگهش که جونگکوک تاپ و تهیونگ باتمه توی اکانتم سر بزنین. 》
〴︎Summary ৲︎
زندگی کردن بدون یکی از حسهایی که به روزهات آهنگ میبخشید کارِ راحتی نبود، اما جئون جونگوک نیمی از زندگیش رو به همین مِنوال گذرونده بود؛ پسری که با وجود نشنیدن هیچ صدایی، روحِ یک خوانندهی دلشکسته رو درک میکرد.
با این وجود، چقدر باید میگذشت تا تهیونگی که برعکس اون موهبتِ داشتن تموم حسهاش رو داشت، دردهای ناگفتهی پسر رو درک کنه؟
〴︎Writer: Soodeh
〴︎Couple: Vkook
〴︎Sub Couple: Sope, Namjin
〴︎Genres: SliceOfLife, Romance, Angst, Drama
کیم تهیونگ،لیدر ترسناک گروه،در واقع یه اومگاست که پنهانش کرده!برای 3 سال اون هویتشو به عنوان یه آلفا به خاطر ابرو از طریق داروهای شیمیاییه خاص جعل کرد.وقتی که داروها دیگه اثری ندارن و هورمونا دارن بهش غلبه میکنن،آیا اون تسلیم غریزش میشه؟