پراگما یه سوپرمدل خیلی معروفه که تصمیم میگیره برای تولید و جابه جایی مواد با مین یونگی همکاری کنه. اون دلش میخواد برای یه بارم که شده بزرگترین ریسک زندگیش رو انجام بده و قدم تو راهی بذاره که هیچ ربطی به زندگیش نداره...
از طرفی بکهیون یه دانشجوی پزشکی اخراجیه که نبوغ و هوشش رو تو راه کثیفی به کار گرفته و برای چندین سال مواد تولید کرده. اون کسیه که تو اقیانوسی از غم و سیاهی شنا میکنه و اونجارو مثل خونه اش میدونه..
حالا پراگما میخواد ترس رو کنار بذاره و خطر غرق شدن رو به جون بخره. ولی آیا کسی هست که شنا کردن بلد باشه و تو این راه ازش محافظت کنه...؟
ا/ت دختری که گول رفیقش رو میخوره و *مثلا* برای کار گیرآوردن باهاش به خارج از شهر میره؛ ولی رفیقش برای اینکه خودشیرینی خودش رو پیش مسئول فاحشه خونه بکنه، میبرتش اونجا تا به یک فاحشه تبدیل بشه.
ولی چی میشه اگه قبل از اولین رابطه زوریش پسری پیدا بشه که سرش قمار کنه تا نجاتش بده؟!
دقت کنید، این فیک یه امجین بلنده
یعنی شما میتونید خودتونو جای ا/ت و رفیقتون رو جای ا/د بزارید
شخصیت اصلی: پارک چانیول
کاپل: دختر پسری
ژانر: ارباب بردهای، انگست، هپی اند *بدون هیچ صحنهی سکسی*
سیاهی، تاریکی، شب،خون...
داستان از جایی شروع شد که مادربزرگم فهمی د من چیم، ولی اون نمیخواست قبول کنه، اون از این وضع ناراضی بود؛ پس منو کشت.
اما من... موجودی بودم که نمیمردم فقط احساساتم رو کشتم
چشم های واقعی ، فهمیدن، دروغ های واقعی
خون، مرگ، خون، مرگ، خون، مرگ این چرخه تا اخر عمر همراهم بود
داستانم را در روز بخوان و در شب منتطرم بمان؛ خون تو بوی خوبی میده.
شخصیت اصلی دختر: رزا
شخصیت اصلی پسر: تهیونگ
همه چیز عادی بود ولی مشکل اینه که بود
تا وقتی که یکی اشتباه نمیکرد...
کاش میشد زمانو به عقب برگردوند نه برای اینکه جلوی بعضی چیزارو گرفت بر ای اینکه دوباره بعضی چیزارو حس کرد
-مهم نیست اگه چیزی به یاد نیاره یا حتی عشقش به من خاموش بشه همین که هنوز قلبش میزنه و نفس میکشه برام کافیه...
ژانر= تخیلی، رمنس، انگست، اکشن
شخصیت های اصلی=
تهیونگ، چانیول، سهون، یونا، سوجین، جونگ کوک
تایم اپ= تکمیل شده♡