نور من
اولین باری که گرمای خورشید چشمات قلبمو گرم کرد رو هرگز فراموش نمیکنم...
تمام اون لحظه رو با جزئیات به خاطر دارم.. تنها لحظهی عمرم که میخواستم تا ابدیت طول بکشه
کلی راز توی چشمات هست
مثل یک کتاب مرموز که دوست دارم با صدای تو برام خونده بشه
کتاب مورد علاقهام...
تو شدی بزرگترین شهامت زندگی من. عشق سادهای که قلبم به تو داشت، پیچیده ترین اتفاقی بود که مغزم باهاش رو به رو شده بود. چه پارادوکس بیرحمی...
پستی بلندی؟
داستان عشقهای بینظیری که تا الان نوشته شده همه تصدیق میکنن که عشق سخت و پر دردسر...
ولی سختی کشیدن برای تو میارزید. اینطور نیست؟!
زمان ثابت میکنه همه چیز رو.
گذشته، عشق مارو پیچیده تر کرد. گذشتهای که طناب شده بود دور گردنت.
رها شدنت ازش راحت تر میشد اگه آخرین راه، اولین راهی نبود که انتخاب کرده بودی...
انتقام..
کهربای چشمات به قرمزی میزد وقتی بهش فکر میکردی...
ژانر:عاشقانه،طنز
داستان ما شروع شده
نمیدونیم قراره چی پیش بیاد
نمیدونیم تهش چی میشه
شاید تو شخصیت دوست داشتنی برای نویسنده ی داستان من نباشیو زود پاکت کنه، یا برعکس...
من فقط از یه چیز مطمئنم
این رابطه، نه به خواست من شروع شد نه به خواست تو...
اما قراره به خواست منو تو تموم نشدنی باشه...
Zarry💛💚
Lilo💙❤
واسه من مهم نیست شما چی صداش میزنید!
شیء؟!
اسباب بازی؟!
آشغال؟!
من عاشقشم...
حالا اگر میتونین واسه نابودیش تلاش کنین
اما
اگر چیزیش بشه شما قاتلین
چون منم با اون کشتین...
هرچیزی در این جهان امکان گمشدن دارد، حتی خودش!
جهانگمشده با جنگ، مرگ، خون، نفرت و کینه توام است.
جهانی که در آن خبری از صلح نیست!
اما، پیشبینی تمام جهانگمشده را دگرگون میکند.
کسی پا به این جهان میگذارد که تمام قوانین را نقض میکند،
یک استثناء.
کسی که به ارمغان آورندهی صلح است.
وارث جهانگمشده.
حال، همه با پا خاستند، برای نابود کردن مستثنی.
و این داستان جهانگمشده است.
به جهان گمشده، مهد نبرد خوشآمدید!
•الهام گرفته از: نبرد با شیاطین و سرزمین اشباح-دارن شان•
-HOSNA^__^
💛ZARRY STYLIK💚
عزیزم منو تو متعلق به ستارههاییم،چون ستارهها تا ابد کنار هم زنده میمونن و من میخواهم تمام بینهایتهامو صرف تو کنم.
a rainy journey from the autumn..
𝐆𝐎𝐋𝐃𝐄𝐍 𝐂𝐀𝐑𝐃𝐈𝐆𝐀𝐍
25 April 2021
و دوباره همون چشمها، چشمهایی که مثل سوردیزل بودند.
همونقدر اعتیادآور، خطرناک و نفرین شده.
" عزیزم! تماشا کن، ببین چجوری دنیات رو از چیزی که هست تاریکتر میکنم.
با چشم دلت نگاه کن، چون من اون سوردیزلهای زیبا رو از حدقه درآوردم.
ببین، ببین چقدر زیبا روی دستم میرقصن!
چرا تحسینم نمیکنی؟ اون لبهای سرخت رو باز کن و تحسینم کن که چطوری چشمهات رو به زیبایی تمام، مثل سوردیزل دود میکنم.
زیباست نه؟ "
-HOSNA^__^
💛ZARRY STYLIK💚