پیشنهاد میشه
2 story
12 (l.s)(z.m) -Complete- بقلم toovic
toovic
  • WpView
    مقروء 249,431
  • WpVote
    صوت 44,178
  • WpPart
    أجزاء 58
۴ تا جوجه دانشجو که تنها دغدغه ی زندگیشون نمره ی دانشگاس و فکر میکنن تمام دنیا دور خودشون میچرخه و تنها چیزی که بهش فک می کنن اینه که کرم بعدیشونو کجا بریزن. غافل از اینکه یه اتفاق عجیب انتظارشونو میکشه ! یه اتفاق عجیب؟ شایدم یه موجود عجیب! موجودی که اجازه ورود به این دنیا رو نداره.... کاری که انجام دادن واقعا ارزششو داشت ؟؟ ........ نگاهمو به چشمای یخیش دوختم. تیله های بی روح آبیش نه تنها کمکی به کمتر شدن لرز بدنم نمیکرد بلکه حس میکردم مثل سیاه چاله روحمو سمت خودش میکشید. دستشو اروم بالا اورد و روی فکم گذاشت و از سرمای غیر عادی دستش صورتم مور مور شد. آروم سرمو سمت راست برگردوند. با دیدن بازتاب خودم توی آینه نفسم برید آخه...‌ فقط.... من..... توی آینه معلوم بودم. ⚠️هنگام خوندن فف نخ و سوزن همرایتان باشد.....خطر پاره شدن(از خنده) پارت های اولیه در دست تعمیر میباشد🛂
+11 أكثر
جامعه گریز بقلم that_very_Witch
that_very_Witch
  • WpView
    مقروء 51,095
  • WpVote
    صوت 11,241
  • WpPart
    أجزاء 49
نه مامان من افسرده نیستم.فقط یه جامعه گریز بالفطرم. لعنتی چرا مردم همه جا هستن؟ *فف نیست*