cayra777's Reading List
41 stories
My Alpha, My Lord by lili_y20
lili_y20
  • WpView
    Reads 121,043
  • WpVote
    Votes 21,493
  • WpPart
    Parts 47
یه ولیعهد امگا که باید با پسرعموی آلفاش که تا حالا ندیدتش ازدواج کنه و پادشاهی رو بهش بده، این تنها راه زنده موندنشه...! ژانر: تاریخی، درام، امگاورس، اسمات کاپل: ییژان ***توجه*** این داستان برداشتی آزاد از رابطه بین کاپل‌هاست و هیچ ارتباطی با واقعیت نداره!🙄 قسمتی از داستان: [لب‌هاش فقط یه نفس با ژان فاصله داشتن که متوقف شد و تو همون حالت آروم گفت: +ژان؟! ژان خجالت‌زده و مست از رفتار ملایم آلفاش گفت: _ب...بله..‌. سر... سرورم؟ +این لب‌ها... قبلا... لمس شدن؟! ژان متعجب و مبهوت گفت: _سر... سرورم... هی...هیچ..‌‌. کس... تا حالا... طوری که شما... لمسم می‌کنید... من رو... لمس... نکرده... با شنیدن این حرف، گرگ ییبو غرش سرشار از غروری کرد ‌که گرگ ژان رو خوشحال می‌کرد...]
The Pastiche by kimtinaw
kimtinaw
  • WpView
    Reads 1,483
  • WpVote
    Votes 371
  • WpPart
    Parts 1
"تابلویی که پشتش داستان دو مرد خوابیده. سرتیپ ارتش طرد شده از تمام خودش و کشورش و گیشای مردی که یک شبه وارد دنیاش میشه. برای یک شب یا یک زندگی؟" ☆☆☆☆ ژانر:تاریخی، اسمات کاپل:چانبک
mermaid by parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    Reads 698
  • WpVote
    Votes 105
  • WpPart
    Parts 1
داستان پری دریایی کوچولو رو که شنیدی... پری دریایی که عاشق انسان ها بود و تلاش کرد یکی از اونها بشه... اما این یه داستان دیزنی نیست... پس پایانش چطور خواهد بود؟
A Dark Song by FIRELIGHTLIFE
FIRELIGHTLIFE
  • WpView
    Reads 323
  • WpVote
    Votes 75
  • WpPart
    Parts 1
دکتر انگشت اشاره اش را روی لبه ی فنجان چرخاند و سکوت اتاق را شکست. -تو تماس قبلی که باهم داشتیم، یه چیزایی از مشکلتون فهمیدم، میخوام بیشتر بدونم. پارک، آه کوتاهی کشید و بعد از خوردن جرعه ای از قهوه، شروع کرد: -پسرم "چانیول" استاد پیانو بود... اون با عشق و علاقه، موسیقی رو اموزش میداد... زندگی ارومی داشتیم و چانیول هر روز به شوق تدریس از خواب بیدار میشد... همه چی از زمانی شروع شد که پسرم به شاگردش علاقمند شد...
the others●|● دیگران  by pumpkin_0614
pumpkin_0614
  • WpView
    Reads 171
  • WpVote
    Votes 39
  • WpPart
    Parts 1
خانواده ی آقای پارک و سه تا بچه دوست داشتنیش کنار سه همسایه ی آلمانی عجیب زندگی می کنند،و مشکلاتشون از وقتی شروع میشه که متوجه میشن جز خودشون داخل خونه کسایی درحال رفت و آمد هستن و بچه ها جنون پدرشون رو با چشم می دیدن و جز گریه کار دیگه نمیتونستن انجام بدن. ________________________________________________***______________________________________________ ➰نام فیک:《دیگران》 ➰کاپل:چانبک ➰وضعیت:دوشاتی ➰ژانر:انگست،درام ➰نویسنده:pumpkin💤
Never Forget by Silver4064
Silver4064
  • WpView
    Reads 12,354
  • WpVote
    Votes 2,569
  • WpPart
    Parts 33
پسری منزوی و ساکت در تمام مدت زندگیش خواب هایی عجیب از زندگیی می‌بینه که مال خودش نیست. خیلی وقت ها از خواب بیدار میشه و فقط یک اسم رو فریاد می‌زنه. ″وی ینگ!″ لان ژان هیچوقت آشفتگی و درد درون سینه اش رو درک نکرد. تا اینکه یک روز با کتاب ′استاد تعالیم شیطانی′ آشنا شد. اوایل اون فقط یه کتاب بود ولی با گذر زمان دید که خیلی از نوشته ها شبیه خواب های اون هستن! در عرض یک روز کتاب تمام کرد و تمام شب رو به این فکر کرد که چه چیزی درسته و چه چیزی غلط؟ چی واقعیت و چی خیال؟ تا اینکه چشماش و باز کرد.. لان هوآن، برادرش بالای سرش بود؛ اما او لباس هایی به تن داشت که برای عصر امروزه عجیب بودن. همچنین اون سر بند عجیب که روش نماد یه ابر روان داشت. صبر کن...! اون توی یه دنیای دیگه بود، اون توی دنیای کتابی که دیشب خونده، تناسخ پیدا کرده بود..! 𓏲࣪𔘓Wʀ: Silver4064 𓏲࣪𔘓Gᴇɴᴇʀ: Romance, Iskia, Angest, Adventure, Mystery, BL
in your arms  (Completed)  by zahrasuju
zahrasuju
  • WpView
    Reads 33,526
  • WpVote
    Votes 8,924
  • WpPart
    Parts 43
بادبزنی باز می شود خونی می ریزد رقاصی می رقصد عشق به یک امگا کشوری را به آتش می کشد خیانت عشق حسرت انتقام زوج ها : ییژان، جیشوان شخصیت ها: شیائو ژان، وانگ ییبو، وانگ هاشوان، سونگ جیانگ، یوبین
New World by Silver4064
Silver4064
  • WpView
    Reads 1,221
  • WpVote
    Votes 320
  • WpPart
    Parts 7
وی ووشیان از همه چی بریده و خودش از دره شهر بی شب به پایین پرت می‌کنه. در آخرین لحظات زندگیش لان وانگجی دست اون می‌گیره ولی وی یینگ خودش آزاد می‌کنه و از آخرین تصویر زندگیش، که آسمان آبی و ابر های روان هستند لذت می‌بره... ناگهان صدای وسیله‌ای پر سر و صدا اون از جا می‌پرونه و اون خودش توی یه اتاق با وسایل عجیب و غریب، به همراه ظاهری متفاوت پیدا می‌کنه. وی ووشیان در کنار چیزای عجیب، تازه ای که باهاشون رو به رو میشه و یاد می‌گیره با چالش های زیادی رو به رو میشه که بزرگترینش زمان ملاقاتش با لان وانگجی و فرار اون ازش رخ میده و باعث میشه وی یینگ یه خاطره به یاد بیاره...! صاحب قبلی بدن موقع دورهمی آخر سال، سال قبل لان وانگجی تنها گیر آورده و به زور بوسیده بود! یعنی اون...اون با لان ژان سر و سری داره؟! 𓏲࣪𔘓Wʀ: Silver4064 𓏲࣪𔘓Gᴇɴᴇʀ: Romance, Iskia, Fluff, Comedy, Mystery, BL
TᕼᗩᑎKᔕ 🌸 by Blueespark
Blueespark
  • WpView
    Reads 2,371
  • WpVote
    Votes 395
  • WpPart
    Parts 1
یک روز ساد و عاشقانه با خانواده ی پارک👨‍👨‍👧 کاپل:چانبک💕 ژانر:فلاف،رمنس،+18 این کار برای مجله نوروزی چنل kfiction اپ شده است .
lovely life  by Mhd_wangxin
Mhd_wangxin
  • WpView
    Reads 13,039
  • WpVote
    Votes 1,995
  • WpPart
    Parts 14
وقتی که رهبر قبیله یونمنگ جیانگ از استاد بزرگ قوم گوسو لان ، لان چیرن ، میخواد که دوباره به پسراش آموزش بده ، وی ووشیان چجوری میتونه امگا بودنش رو پنهان کنه ؟ موفق میشه که بتونه امگا بودنش رو در قبیله ی گوسولان ، قبیله ای که معتقد به آزاد گذاشتن فورمون های طبیعی هر دسته هستن ، مخفی نگه داره؟ برشی از داستان : _ فردا بعده اموزشون آماده باشید که تنبیه تون رو انجام بدین _ رابطه داشتن دو تا الفا توی مقر ابر ممنوعه مهم ترین قانون در گوسولان + دقیقا به چه دلیل مزخرفی فکر کردی من و برادرم با هم تو رابطه ایم؟ _ از اونجایی که دوتا برادررر هم رو نمیبوسن Wangxian Xicheng omegavers