completed
135 stories
 Lily of the valley: Muguet (COMPLETED) by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 141,953
  • WpVote
    Votes 24,913
  • WpPart
    Parts 17
بکهیون یه پزشک جامعه ستیز و منزویه که با توانایی ماوراطبیعیش میتونه تعداد روزهای باقی مونده از عمر آدمارو به شکل یه عدد بالای سرشون ببینه. اون ازدواج کرده، یه دختربچه داره و درظاهر کلی موفقه اما تو تمام دنیای تیره و تاریکش، فقط یکنفر هیچ عددی بالای سرش نداره و به بکهیون نمیگه چه موقع قراره بمیره. اون شخص کسی نیست جز همسر سابقش، پلیس جذابی به اسم پارک چانیول. 𖤐⃟🌱Fɪᴄ: Lɪʟʏ ᴏғ ᴛʜᴇ ᴠᴀʟᴇʏ: Mᴜɢᴜᴇᴛ 𖤐⃟🌱Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Sᴜʀʀᴇᴀʟ 𖤐⃟🌱Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ موگه یه فیکشن کوتاه و نمادینه.
ISOTROPY ₛ₁ by byunmihee
byunmihee
  • WpView
    Reads 7,755
  • WpVote
    Votes 1,847
  • WpPart
    Parts 14
ლ~𝑰𝒔𝒐𝒕𝒓𝒐𝒑𝒚 𝑺𝟏 ლ~𝑺𝒖𝒎𝒎𝒂𝒓𝒚: قلب بکهیونِ هفده ساله، تک‌پسر عزیز و دردونه‌ی خانواده‌ی بیون که نابغه‌ی موسیقی به حساب میاد، توی سرمای طاقت‌فرسای سن‌پترزبورگ به‌خاطر کراش بزرگش روی پارک چانیول، پسر خدمتکار خانوادگیشون، گرم می‌شه. اما قدرت گرمای عشق بیشتره یا سرمای روسیه؟ ლ~ 𝒈𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝒔𝒍𝒊𝒄𝒆 𝒐𝒇 𝒍𝒊𝒇𝒆, 𝒔𝒎𝒖𝒕, 𝒅𝒓𝒂𝒎 ლ~ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒄𝒉𝒂𝒏𝒃𝒂𝒆𝒌 ლ~ 𝒂𝒖𝒕𝒉𝒐𝒓: 𝑩𝒚𝒖𝒏𝒎𝒊𝒉𝒆𝒆 ლ~ 𝑬𝒅𝒊𝒕𝒐𝒓: 𝑯𝒆𝒍𝒍𝒊𝒔𝒉𝒈𝒊𝒓𝒍 ლ~𝑼𝒑 𝒅𝒂𝒚: 𝑻𝒖𝒆𝒔𝒅𝒂𝒚
Bite‌ ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ by HannaTheEllA
HannaTheEllA
  • WpView
    Reads 6,973
  • WpVote
    Votes 1,578
  • WpPart
    Parts 16
اوه سهون به معنای واقعی کلمه هیچ مشکلی با گرایش جنسیش نداره ، چرا ؟ چون گرایش جنسی نداره ! یه زندگی پر ارامش و گرایشی که حداقل خودش باهاش راحته به نداشتن پارتنری که بتونه با این مسئله کنار بیاد می ارزید و سهون از ریتم خوب زندگیش راضی بود اما روتین ارامش دهنده ش دقیقا از روزی بهم خورد که احساس کرد دوست داره پسر کله نارنجی واحد رو به رویی رو ببوسه! 🍊Couple : Sekai 🍊Parts : 16 🍊Genre : Romance . Fluff . Smut . HappyEnd 🍊Update : Tuesdays , Fridays 🍊Completed on 09 April 2024
 ꧁༒☬Bᴀᴇᴋʜʏᴜɴ☬༒꧂  by lbluesfoxl
lbluesfoxl
  • WpView
    Reads 10,690
  • WpVote
    Votes 2,452
  • WpPart
    Parts 15
_𝓑𝓪𝓮𝓴𝓱𝔂𝓾𝓷 ____ ׂׂૢ་༘࿐ بکهیون قرار بود یه پیشکش باشه. به جفتی که از بین مردم عادی برای گرگ‌ها انتخاب می‌شد پیشکش می‌گفتند. ده سال از زمانی که لامیا اون رو به عنوان جفت رهبر پک انتخاب کرده بود می‌گذشت. حالا وقتش بود که به قله بره... و هیچکس نمیدونست بعد از رفتن به قله چه سرنوشتی در انتظار پیشکشی‌هاست... ╰┈➤ ✎
Stealing Mates  by smutcoven69
smutcoven69
  • WpView
    Reads 406,383
  • WpVote
    Votes 18,516
  • WpPart
    Parts 200
[born to experience this kind of love only to read about it] Genre: Fantasy (Isekai LitRPG) A lonely young woman, grieving the loss of her parents, finds solace in romance novels and a quiet, reclusive life. One day, a mysterious system brings her to the beast world. embracing the exciting possibilities of this new reality. Author:Coven of Silver smut
•𝑴𝒓. 𝑵𝒐𝒃𝒐𝒅𝒚༄ by LiviaFictions
LiviaFictions
  • WpView
    Reads 10,014
  • WpVote
    Votes 2,692
  • WpPart
    Parts 7
❈ خلاصه↶ بیون بکهیون یه شِیپ شیفتره، کسی که می‌تونه ظاهرشو به شکل افراد مختلف تغییر بده. اما این قدرت بر اساس چارت استاندار‌های جهانی، توی رنگ بندی نیروهای قرمزه، یعنی قدرت‌های خطرناک و طرد شده! چی میشه اگه بکهیونی که تمام عمرش قدرتشو مخفی کرده با یه نامرئی شونده به نام چانیول مواجه شه؟ ‌ ❈ کاپل⇜ چانبک ❈ ژانر⇜فانتزی، فلاف، رمنس ❈ محدودیت سنی⇜ندارد ❈ نویسنده ها⇜ Emerald & Jisaw ❈ وضعیت⇜کامل #1 on سوپرنچرال
You Blind My Soul {COMPLETED} by evie_TM
evie_TM
  • WpView
    Reads 33,462
  • WpVote
    Votes 8,722
  • WpPart
    Parts 66
اون هیچی از زندگی چانیول نمیدونست و اون رو از روی ظاهرش قضاوت میکرد. نمیدونست که چقدر از همه چی خسته است، از تظاهر کردن خسته است، از مخفی شدن خسته است و از روتین بودن زندگیش، از بیماریش، از باری که از نوزادی روی دوش خانواده اش گذاشته بود، ازهزینه های سنگین درمانی ای که پدر و مادرش رو تحت فشار قرار داده بود و تقریبا از همه چی خسته بود اما هیچ کس چیزی نمیدونست! ~~~~~~~~~~~~~~~~ - خیلی خوش شانسم که بهت برخوردم چان. نگران نباش باشه؟ من دوستت دارم. همه چی درست میشه... خودت گفتی... من روح خسته ات رو روشن کردم و تو هم روح من رو... + تو وادارم کردی دست از تظاهر کردن بکشم. اولش مضحک بود ولی با این کارت روحم رو روشن کردی بیون بکهیون... Fiction Name: You Blind My Soul Genre: TeenRomance, Slice of life, fluff, school life, smut, R Couples: Chanbaek/Baekyeol, Hunhan Status: Complete✅ Start [27th Oct, 2020] Ending [12th June, 2021] Word Count: 254,700 By Evie Frye~
Bacardi by I-am-your-joy
I-am-your-joy
  • WpView
    Reads 49,187
  • WpVote
    Votes 9,950
  • WpPart
    Parts 29
Completed (کامل شده) کاپل ها:(چانبک) و (هونهو) و (کریسمین) باحضور تهیونگ(bts) و آیرین(red velvet) ژانر: رمنس ، اکشن ، جنایی بخشی از داستان: بکهیون: چرا بهم میگی باکاردی؟ اسم قحط بود؟ چانیول: بالاخره پرسیدی... چون تو عین یه مشروب 70درصدی واسه من. همونقدر مست کننده و همونقدر کمیاب! و میدونی که همین یه جورایی شروع داستان ما بود... ************************************* _سهون این کارها چیه میکنی؟؟ چرا با من سرد شدی؟ ما که داشتیم به جاهای خوبی باهم میرسیدیم! تازه داشتیم میفهمیدیم آرامش یعنی چی! تو که... تو که گفتی منو دوست داری! _من از اولم تو رو نخواستم و هیچوقت دوستت نداشتم! محکم گفت: چه بخوای چه نخوای باید بدونی همه چی از اول یه بازی بود! ************************************** Highest rankings: #1 هونهو #1 کریس #1 hunho #1 mysterious #1 crime #1 xiumin #1 redvelvet #1 Irene #1 sesu
Myosotis by bluishstory
bluishstory
  • WpView
    Reads 30,689
  • WpVote
    Votes 7,627
  • WpPart
    Parts 5
بکهیون یک پسر درونگراست که روزگارش رو با کتاب ها و فکرکردن به چانیول میگذرونه، اون واقعا هیچ دوستی تو مدرسه نداره و نقطه مقابلش چانیول، اون یه پسر برونگرای پرسروصداست که یه اکیپ دوستی کوچیک داره اما دلیل نمیشه با بقیه رابطه دوستانه نداشته باشه این یه داستان چند شاتیه موضوع کلیشه ای داره :) اما من نوشتمش چون فکرکردن بهش حس خوبی بهم میده و فکرمیکنم الان بیشتر از هر زمان دیگه ای بهو یکم حس خوب نیاز داریم... couple: chanbaek genre: زندگی روزمره، درام، مدرسه ای
Undertaker (COMPLETED) by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 449,182
  • WpVote
    Votes 106,105
  • WpPart
    Parts 86
✫چانیول، یه بوکسر زیرزمینی 35 سالست که تو روسیه‌ همه به اسم رایان میشناسنش و از بعد تصادف پارسالش، دنبال گذشتش و شخصی که از بعد تصادف فراموشش کرده میگرده. ✫بکهیون، بهترین بالرین و پاتیناژکار 28 ساله روسیه‌ست که به جز رنگ موهاش، انگار صورت و لحن و رفتاراش هم روکشی از یخ و سرما دارن و این حتی مشکوک‌ترش میکنه اونم وقتی از نگاهش نفرت خاصی بیرون میزنه... -بهت گفته بودم خوشم نمیاد دهنت تلخی اون قهوه لعنتی رو بگیره! -اما تو که نمیدونی بعدش لبات چقدر شیرین بنظر میرسه. -امشب عجیب نگام میکنی. -امشب زیباتر از همیشه­‌ای. -هربار بهم میگی. -هربار زیباتر میشی. -تو چی از عشق میدونی... -عشق چیز ثابتی نیست که همه به یک شکل بشناسنش و توضیح و توصیف بشه...اون فقط باارزش­ترین چیز برای داشتن، سخت‌ترین چیز برای به دست آوردن و...دردناک‌ترین چیز برای از دست دادنه. -نه...تو هیچی از عشق نمیدونی... 𖤐⃟🪦Fɪᴄ: Uɴᴅᴇʀᴛᴀᴋᴇʀ 𖤐⃟🪦Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ, HᴜɴHᴀɴ, KᴀɪSᴏᴏ 𖤐⃟🪦Gᴇɴʀᴇ: ᴍʏsᴛᴇʀʏ, Aɴɢsᴛ, Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Nᴄ+18 فیکشن مافیایی آندرتیکر رو از دست ندید...