عنوان: نفرین
ژانر: ترسناک، معمایی
گروه: BTS
کاپل: دخترپسری
● تیزر ●
_ شیرین.
_ دوست داشتنی.
_ گرم! یا... جذاب؟
این ها تعدادی از صفت هایی بودند که دوست دخترهای سابق جونگ کوک به ولنتاین نسبت می دادند. او تقریبا مطمئن بود هیچ کدام آن ها مشکلی با این روز به خصوص نداشتند. درواقع طبق تحقیقات جونگ کوک احتمالا بیشتر مردم حس خوبی نسبت به ولنتاین داشتند، به هرحال این رویداد درباره عشق بود و این روزها کمتر کسی پیدا میشد که با ولنتاین رابطه خوبی نداشته باشد. البته جونگ کوک در این مورد هم جزو اکثریت مردم نبود.
هر سال وقتی روز ولنتاین میرسید، جونگ کوک تنها میتوانست به یک صفت فکر کند: نفرین شده!
"کتاب من و تو" مجموعه ای از وانشات و داستان های کوتاه از آیدل های محبوب شماست که می تونید با اضافه کردنش به کتابخانه شخصیتون، شاهد اضافه شدن داستان هایی جدید با ژانر و شخصیت های مختلف باشید و از خوندنشون لذت ببرید.📔
خلاصه : تهیونگ بیشتر از یک سال توی اخرین اتاق برج شرقی قرنطینه بود.
جویی به عنوان کاراموز روانپزشکی کلینیک روانی به تهیونگ نزدیک میشه، کسی که به گفته دکترا دارای اختلال پارانوئیده و نمیتونه به کسی اعتماد کنه.
اما این تمام قضیه نیست. همه چیز در مورد تهیونگ عجیبه.
زمان هایی که بی قرار به ماه خیره میشه، نقاشی هایی که با خون روی دیوار میکشه و رفتار های ضد و نقیضش...
کیم تهیونگ واقعا کیه؟!
[به من میگن روانی ولی اونا چیزایی که دیدم رو ندیدن..
به من میگن دیوونه ولی اونا هر شب زندگیشونو رو با کابوس و فریاد سر نکردن..
به من میگن شیطان ولی اونا دردی که من حس کردم رو حس نکردن..
آره من روانیم.. اگه معنی روانی بودن اینه که چشماتو رو به حقیقت باز کنی پس من روانیم!
من روانی ای بودم که قلبش با تاریکی تسخیر شده بود، کسی که روحشو به شیطان فروخت.
و در آخر من فرشته ی سقوط کرده ای بودم که تو بال های پروازش شدی و به آسمون برش گردوندی...]
فیک ~ [Psycho] ~ روانی!
BTS 'Taehyung' - Twice 'Tzuyu'
Story By : Code01🌿
ژانر : عاشقانه ، طنز ، هیجانی ، معمایی
"تموم این مدت فکر میکردم این منم که دارم بقیه رو بازی میدم، غافل از اینکه خودم داشتم این وسط بازی داده می شدم!"
" این بازی رو من به خواست خودم شروع نکردم ! ولی مطمئنا به خواست خودم تمومش می کنم ! "
به دنیای اتفاقات غیر قابل پیش بینی خوش اومدید ☘︎
"وضعیت : پایان یافته"
چنل تلگرام:
@fiction_Legend
جیسو به خاطر اینکه مادرش خیانت کرده و دختر واقعی پدری که فکر میکرده نیست از خونه بیرون انداخته میشه و سره راهش چند نفر قرار میگیرن...
تهیونگ واقعا پسریه که فکر میکنه؟
Highest rankings:
-1 #jisoo
-2 #jisoo
سولگی،جی بی،جنی،کای،لیسا،جانگکوک
ژانر: تخیلی | فانتزی | معمایی | درام
کاپل: ویکوک | هونهان | یونمین | نامجین
♦️⁛◎خلاصه:
| بعد از این که هلیوس خدای خورشید و قدرتمند ترین خدای زنده، از پس نفرین وحشتناک همتای خودش تو سرزمین شیاطین برنیومد؛ درحالی که آخرین نفس هاشو میکشید آخرین امید موجودات ماورایی یعنی روح پسرش رو منجمد میکنه و آخرین پری های زنده رو مامور محافظت از محفظه ی شیشه ایی میکنه که روح پسرش در اون قرار داره. و با ته مونده ی نیروش طلسمی به کار میبره که بعد از مرگ آخرین محافظ، روح آزاد شه و در جسمی که به دنیای خدایان تعلق نداره حلول پیدا کنه...
حالا آخرین محافظ مرده و روح در جسم پسر انسانی متولد شده. از اون روز هجده سال میگذره و حالا وقت بازگشتن نیروهای خدای خورشیده...
پسری که بعد از متوجه شدن ماهیتش مامور میشه تیمی از افرادی خاص، به اسم بلاتور ها تشکیل بده و تنها راه نجات موجودات ماورایی که شکستن نفرین بوده رو پیدا کنه...|
~•~•~•~•~
لیسا فکر میکرد بعد از اینکه سهون رو بدست آورده همه چیز درست میشه غافل از اینکه این تازه اول مشکلات و اختلافاتشونه.
اختلافاتی که در آخر مجبورشون میکنه از هم جدا بشن...
ایا این جدایی میتونه رابطشون رو درست کنه یا فقط از هم دور ترشون میکنه؟
داستان اتفاقات و دردسر های چند تا زوج رو در دو بازه ی زمانی سال 2020 و 1940 تعریف میکنه.
.
.
کاپل ها به ترتیب مقدار نقششون:چانرز,جنکای,هونلیسا,جیهو(جیسو و سوهو)
ژانر:تخیلی,رمنس,درام,انگست