هوسوک خون آشامی که صد ها سال تنها زندگی کرده یک روز با یک ماشین تصادف کرده رو به رو میشه و به جای اینکه بزاره نوزادی که توی آغوش مادر مرده اش گریه میکرد مثل خانوادش بمیره اون رو به کلبه ی خودش میاره و بزرگش میکنه...
ژانر: سوپرنچرال - درام - رمنس
نویسنده: Razi and Moonlike
کاپ ل: hopemin
◆Genere: smut (a bit harsh) _ romance _ angst
همه چیز ازون شبی شروع شد که من به هوای اینکه اونم یه مرد بی بندوبار عوضیه که دنباله یه رابطه یه شبه می گرده بهش نزدیک شدم!
◆◆◆
_: جانگوک، اسمت خیلی بهت میاد..همون طور با غرور..زیبا و محکم!
_: البت برای تو آقای جون!
دستمو که روی سینش بود رو خط فکش کشیدم و گفتم:
امشب نمی خوای منو مال خودت کنی کوک؟! من تمام و کمال در اختیارتم!
فشار محسوسی به پایین تنش آوردم و نزدیک گوشش ادامه دادم...
_: هرکاری دوست داری باهام بکن!
_: چرا نمی فهمی جیمین؟! من..نمی خوامت..من..ازت..خوشم نمیاد..حالم از فکر کردن به سکس با همجنسم..بهم می خوره!
Kookmin_Vmin
◆◆◆