Select All
  • 𝘐 𝘏𝘢𝘵𝘦 𝘠𝘰𝘶
    31.4K 6.5K 39

    ─نام فیکشن:࿐🥀I Hate You🥀࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: امپرگ، اسمات، ازدواج تعیین شده ─نویسنده: ɪɴꜰɪɴɪᴛʏʟᴍ44 ─مترجم: Hani🍓💫 ─روز آپ: شنبه ─وانگ ییبو بدنام ترین و بی رحم ترین پسر دانشگاه و شیائو ژان یه پسر شاد و سرزنده و آروم! وانگ ییبو نه تحمل شیائو ژان رو داره و نه دلش میخواد حتی یک بار هم که شده اسمش رو از زبونش ب...

  • ENCOUNTER
    27.2K 7.1K 52

    ─نام فیکشن:࿐🐺ENCOUNTER🐺࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: امپرگ، اسمات، خون‌آشامی گرگینه‌، رومنس، فانتزی ─نویسنده: ᴋɪᴍɴɪᴇʟʟᴇ88 ─مترجم: ꜱᴇʙᴀꜱᴛɪᴀɴ ─روز آپ: 5 شنبه ─یک بار ییبوی ده ساله توله گرگی رو دید که داشت وارد جنگل می‌شد، تا زیر نور ماه کامل دنبالش کرد و وسط راه متوقف شدن. توله گرگ متوجه حضورش نشده بود و به بچه‌ آدمیزاد ز...

    Completed  
  • ะ𝗪𝗵𝗲𝗻 𝗪𝗲 𝗪𝗲𝗿𝗲 𝗪𝗮𝗹𝗹𝗳𝗹𝗼𝘄𝗲𝗿𝘀⥽
    3.5K 704 5

    ─نام فیکشنะ𝗪𝗵𝗲𝗻 𝗪𝗲 𝗪𝗲𝗿𝗲 𝗪𝗮𝗹𝗹𝗳𝗹𝗼𝘄𝗲𝗿࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: امگاورس، اسمات، فلاف ─نویسنده: ʏɪɴ_ᴄʜɪ ─مترجم: ꜱᴇʙᴀꜱᴛɪᴀɴ ─وضعیت:Full ─شیائو ژان درست روز تولد سی سالگیش با قدرتی از خواب بیدار شد که هیچوقت تقاضا نکرده بود و حالا هم نمی‌خواست. هرچند شاید با یهویی نزدیک شدنـش به وانگ ییبو، کراش و همکار...

    Completed   Mature
  • 𝐌𝐲 𝐃𝐚𝐧𝐠𝐫𝐨𝐮𝐬 𝐇𝐮𝐬𝐛𝐚𝐧𝐝
    47.2K 7.6K 30

    ─نام فیکشن: ࿐࿔⛓MY DANGREUS HASBAND⛓࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: رمنس، اسمات، امپرگ ─نویسنده: FatumaHabuya ─مترجم: Sebastian 🐾🍓 ─وضعیت: Full ─شیائو ژان یه مدرس 22 ساله اس و همینطور به عنوان سخنران انگیزشی تو خیلی از دانشگاه ها ، کالج ها ، دبیرستان های مختلف چین کار می کنه. بخاطر ظرافتـش شناخته شده است و همه دوسش دارن...

    Completed  
  • My rain
    491 72 1

    شرحی کوتاه از عاشقی. حسادت خودخواهی دلتنگی مالکیت آرامش عشق است. تکشات کوتاه ( ییبو تاپ)

    Completed  
  • The Blackness That Gave You To Me(Zsww)
    9.9K 2.1K 30

    رویایی که به نظر دست نیافتنی می‌آمد، با روح و قلب شاهزاده بهشتی پیوند خورده بود... شاهزاده ای که در ناز و نعمت فراوان زندگی کرده بود، اکنون در هفدهمین سالگرد تولدش، تنها یک آرزو را تمانا میکرد ، آغوش دلنشین عشقی که از او گرفته شده بود! قسمت هایی از داستان: " فردا قرار است شروعی برای یک طغیان باشد که هیچ کس از آن در ا...

    Completed  
  • وانشات { میخوام امگات باشم }
    872 191 1

    وی ووشیان اولین باره که برای بدست اوردن یه الفا تلاش میکنه ، حتا به خاطرش ببر سفید مورد علاقه ش رو میکشه تا الفاش آسیبی نبینه ! برسی از داستان : با نیشخندی سمت الفا قدم هاش رو برداشت و گفت : هی لان ژان ! باید قانونی رو به راس قوانین تون اضافه کنم ! دید زدن امگا ها توسط الفای های جفت شده ممنوع لان وانگجی با فهمیدن...

  • وانشات { نشد بشه }
    860 168 1

    _هنوز...دوسش داری؟ ووشیان با تعجب به وانگجی نگاه کرد و با تعجب گفت : چ..چی؟ وانگجی نگاهش کرد و با نا امیدی گفت : الان هم دوسش داری؟؟؟ وی ووشیان سرش رو پایین انداخت و جواب سوال الفا رو با سوال داد : از کجا فهمیدی؟ وانگجی نگاهش رو از امگا گرفت ، پس هنوزم اون الفا رو دوس داشت ، کاش میتونست به وی یینگ ش بگه که دلم شکست دل...

    Completed   Mature
  • برادر
    734 125 2

    وقتی بعد تموم شدن نبرد حمله به خورشید ، جشن رهبری جیانگ چنگ که توسط پدر و مادرش به بهترین شکل برگذار میشه و عروسی خواهرش هم قراره با جین زی شوان انجام بشه ، نبود وی ووشیان به عنوان دست راستش ، خیلی توی چشم رهبر جدید قبیله جیانگ هست !. وقتی وی ووشیان به کمک شخصی میفهمه که توی جاده ی چیونگ چی افراد قوم جین براش کمین کرد...

  • وانشات { آرامش }
    1.8K 273 3

    برشی از وانشات : لان وانگجی وی ووشیان رو از بغلش در آورد و گفت: با من به گوسو برگرد وی ووشیان خواست حرفی بزنه که لان وانگجی با گذاشتن انگشت اشاره روی لبای وی یینگ نذاشت و ادامه داد : به عنوان همسرم با من به گوسو برگرد ... وانگجی هیچ وقت احساسات ش رو بروز نمیداد اما به خاطر وی ووشیان از طلوع تا غروب آفتاب بالای صخره...

    Completed   Mature
  • زندگی راحت
    873 174 4

    ماجرای کام اوت ییژان بیاید زندگی شونو بعد کام اوت ببینیم منتظر باشید

  • Imagine
    427 77 2

    اینجا قراره ایمین های کیوتی از ییژان و وانگشیان قرار بگیره و اگه خیلی استقبال بشه وانشات ش نوشته شه

  • lovely life
    11.3K 1.9K 14

    وقتی که رهبر قبیله یونمنگ جیانگ از استاد بزرگ قوم گوسو لان ، لان چیرن ، میخواد که دوباره به پسراش آموزش بده ، وی ووشیان چجوری میتونه امگا بودنش رو پنهان کنه ؟ موفق میشه که بتونه امگا بودنش رو در قبیله ی گوسولان ، قبیله ای که معتقد به آزاد گذاشتن فورمون های طبیعی هر دسته هستن ، مخفی نگه داره؟ برشی از داستان : _ فرد...

  • Yizhan Stories
    5.2K 642 13

    ‎بوک: داستان‌ها و ایمجین‌های ییجان ‎تعداد پارت‌ها: مشخص نشده آپ: مناسبتی ‎ژانر/ژانرها: متنوع ‎کاپل: ییجان (bjyx)

  • NBA YouShi
    803 138 1

    خلاصه وانشات: زمان فیلمبرداری سریال، شب موقع استراحت، جان واسه بازی کردن به اتاق ییبو میاد، اما فکر و ذکر ییبو مشغول یچیز دیگه ای میشه و...

    Completed  
  • ♪Wangxian♪♥گرمای آغوشت♥
    14.7K 1.9K 8

    این داستان پایانیه به ناول جذاب استاد تعالیم شیطانی (مودائوزوشی) پایانی برای چیزهایی که نویسنده بهمون نداد و مشتاقانه منتظرش بودیم(′: داستانی برای اینکه بیشتر از عشق و محبت لان وانگجی به وی ووشیان لذت ببریم و صافت بشیم ماجراهای زیبای وانگشیان رو با ما دنبال کنین. ژانرها: ووشیا، اسمات، رمنس، کمدی، رازآلود، انگست، امپرگ...

    Completed  
  • ❅کوه یخ❅
    82.3K 14.9K 45

    ژان دکتر فوق العادی هست در عین حال فوضول کنجکاو 🤪 ییبو خواننده مغرور که به جز خودش به هیچکس اهمیت نمیده همیشه باید حرف حرف اون باشه اجازه نمیده کسی تو زندگیش دخالت کنه حالا زندگی هر دو با دیدن هم دیگه عوض میشه😍

    Completed  
  • با من شراب بنوش
    3.7K 643 10

    +جفت من شو _ها؟ جانم؟ چی چی؟ +گفتم جفت من شو +ولم کن دادا تو حالت خوش نیست،تو که فقط امروز من و دیدی،چه جفت شدنی :P کاپل:وانگشیان ژانر: امگاورس،اسمات

  • ATLANTIS
    231 51 1

    چند شاتی اتلانتیس~ Teaser _ تا حالا هیچکس اتلانتیس رو به چشم ندیده افسانه ها میگن تنها راه رسیدن به اونجا تو هلاک شدن و از بین رفتنه _ اگر اینطوره من این کشتی و همه سرنشینانش رو به قعر آب ها میفرستم سرنوشت همه متحدین در گرو پیدا کردن ولیعهد اتلانتیسه _دست دوستی با دشمن؟ شماها در مورد برادر من چه فکری میکنید اون کسیه...

  • Little Miracle🍼🐇
    10.2K 1.9K 12

    از بهشت برای عشق ورزیدن فرستاده شد تا شب ها تکونش بدیم و ببوسیمش معجزه کوچولویی که هدیه خدایان آسمانی به وانگشیانه، لبخند کودکانه تو دنیای ما رو درخشان تر میکنه حالا ما یه ارباب کوچولوی لان داریم به مقر ابر خوش اومدی کوچولوی نورانی🍼🐇⛅ _وقتی شی یینگ خوابه جهان در آرامشه 🌸توجه داشته باشید ژانرش امپرگ نیست🌸 #Suibian_...

  • wangxian🐰
    4.2K 878 7

    تا حالا به این فکر کردین اگر تو شهر بدون شب به جای وی یینگ لان وانگجی از بین میرفت چه اتفاقی تو دنیای تعلیمات میفتاد؟ باید کمی دیوونه تر باشم و گرنه دیوانه خواهد کرد من را درد دوران،کارش به جنون کشیده بود جنونی رو به وخامت لان ژان همون جانی بود که گاهی به لب هاش می رسید.... Suibian_Myeoni 🐰🌼

  • عاشقت شدم
    79.1K 14K 49

    عاشقت شدم .....بدون هیچ دلیلی......مهم نیست تو چی هستی.....چه موجودی هستی....فقط اینو بهت میتونم بگم که من عاشقت شدم بدون هیچ دلیلی دوست دارم با من باش حتی اگه هزاران سال بگذره بازم عاشقتم

    Completed  
  • new life
    40.3K 8.4K 39

    -من مقصرم وی ینگ... همه ی اینا تقصیر منه‌.. -لان ژان... -عمو حق داره منو مقصر بدونه... نفس عمیقی کشید -ای کاش.. میشد همه چیزو... از اول شروع کرد!

    Completed  
  • freedom 3 : beginning of the end
    11.6K 3.4K 86

    -تموم شد...دیگه تموم شد... دیگه نمیذارم هیچ چیزی ما رو از هم جدا کنه... قول میدم!

    Completed  
  • ☁️The untamed☁️
    23K 3.1K 28

    دستم رو ول کردی اما من تو رو از قلبم جدا نمیکنم وی یینگ اشک ها کلماتی هستن که قلب نمیتونه بگه ☁️انتیمد☁️ نیمه دوم رمان استاد تعالیم شیطانی روایت برادری ها و نابرادری ها قصه اعتماد و بی اعتمادی بعد از رفتن وی ووشیان تو این 13 سال چی به سر لان وانگجی و دنیای تعلیمات میاد؟ _لان ژان لقب ارباب نور و روشنایی واقعا براز...

  • may we meet again (bts,kookv)
    9.3K 1.2K 20

    چی میشه اگه جونگ کوک عاشق برده جنسی پدرش بشه و اون برده بمیره ولی جونگ کوک با گذشت چند سال از مرگ اون هنوزم منتظره روزیه که دوباره بغلش کنه 🥀❤ کاپل ها : کوکوی یونمین نامجین ژانر : 🔞BDSM🏳️‍🌈⛓ , AMNESIA , SMUT

  • ⛓️Crazy Rabbit🐰
    139K 20.8K 33

    🍷خلاصه: کیم تهیونگ دانشجوی رشته روانشناسیه و قراره برای پایان نامه‌اش، درباره یک بیمار روانی تحقیق کنه. عاشق نقاشی کشیدنه و به طور اتفاقی یک فرد نقاب‌دار داخل تمام نقاشی‌هاش مشترکه و هیچ ایده‌ای در رابطش نداره! جئون جونگوک. معروف به خرگوش دیوانه. اون ادعا میکنه دیوانه نیست و بهبود پیدا کرده و اونقدر طبیعی نقشش رو با...

  • 🖤معرفی فن فیک های کیپاپ 🖤
    334K 11.5K 51

    🧡معرفى فيك هاى پايان يافته و جذاب با هر ژانري💛 امگاورس 🐺 فلاف 🦄🦋 كيوت 🌸 هايبريد 🐰 ددي كينك 🙈 ماجراجويي 🕶 روزمره 🎒 پليسي 💣🔪⛓

  • LOST IN YOU [DRARRY]
    35.3K 5.4K 20

    جسد بی جان معشوقش را در اغوش گرفته بود و به اندازه ی تمام سال های عمرش اشک میریخت که ندایی به گوشش رسید _تو باعث شدی که این اتفاق بیفته...

    Completed  
  • Strange [Drarry Persian Translation]
    22K 3.5K 12

    [Completed] بعد از سومین سالش توی هاگوارتز، زندگی برای هری پاتر عجیب غریب شد. چیزهایی رو متفاوت از قبل میدید و احساس میکرد. و حتی بعضی مواقع چیزهایی رو متفاوت میشنید. مهمتر از همه، اون دراکو مالفوی رو متفاوت از قبل میدید. Credit to: @adrarrynight

    Completed