کیوووت *-*
9 cerita
little rose oleh feelslikepetrichor
feelslikepetrichor
  • WpView
    Membaca 28,700
  • WpVote
    Vote 4,471
  • WpPart
    Bab 22
از جایی مینویسم که هری میتونه لگد های کوچیکی رو توی شکمش احساس کنه و دست های مهربونی که موهاش رو نوازش میکنن یا چشم هاش رو میبوسن و لبهای سرخی صداش میکنن: "هَزا..."
•Sweet Creature• [L.S]  oleh SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    Membaca 42,472
  • WpVote
    Vote 7,523
  • WpPart
    Bab 21
[Complete] هری انتظار نداشت که دبیرستان آسون باشه. خواهرش براش یه‌عالمه داستان تعریف کرده بود و هری میدونست که قراره توی یه جهنمِ چهارساله باشه. ولی جدا از همه‌چیز، اون دقیقا انتظار نداشت که فرشته‌ها هم توی جهنم بیان. Supernatural!AU °Persian Translation°
To the ends of the earth~L.S [Completed] oleh blueheartedme_
blueheartedme_
  • WpView
    Membaca 62,679
  • WpVote
    Vote 7,974
  • WpPart
    Bab 21
"تا آخرِ دنیا دنبالم میکنی؟ اونجا جهانی وجود داره که فقط برای چشم های ما ساخته شده..." Persian translation
Tangled Up In You(L.S) oleh I_SHIP_OOPS_AND_HI
I_SHIP_OOPS_AND_HI
  • WpView
    Membaca 88,549
  • WpVote
    Vote 8,109
  • WpPart
    Bab 20
وقتی کسی که فکرشو نمیکردی زندگیتو به بهترین شکل ممکن زیر و رو میکنه :) Cover by : @itsCipher
sweets (l.s persian translation) [Completed] oleh ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Membaca 47,633
  • WpVote
    Vote 6,987
  • WpPart
    Bab 13
میتونم یکمی از اون بوسه های ترش ات داشته باشم ؟
Lollipop [L.S] oleh Partow_kh
Partow_kh
  • WpView
    Membaca 80,916
  • WpVote
    Vote 15,290
  • WpPart
    Bab 46
من صدات می‌کنم آب‌نبات چوبی.
His Hazza (mpreg)(persian translation) oleh _yamna_
_yamna_
  • WpView
    Membaca 126,245
  • WpVote
    Vote 18,203
  • WpPart
    Bab 30
[Completed] " تو خیلی ریزه میزه و شکننده ای. من میخوام همونطور باهات رفتار کنم" لویی با یکی از فرهای هری بازی میکنه و لبخند میزنه " پسر پرفکت من. هزای من" " میگن تو مثل یه خدا راه میری. نمیتونن باور کنن من تو رو ضعیف کردم" .... لویی یه پانکه. معروف برای بی ادب و آزاردهنده بودن نسبت به همه. به استثناء هری استایلز.
YouTube [L.S] (Persian Translation) oleh KimiaRiyahi
KimiaRiyahi
  • WpView
    Membaca 16,188
  • WpVote
    Vote 2,563
  • WpPart
    Bab 13
جایی که دو تا یوتیوبر معروف با ماشین‌های دزدی، دوست دخترهای دیوونه و باباهای دیوونه‌شون، فیلم‌ها، پارتی‌های چای، سفر کردن، و احتمالاً عاشق همدیگه شدن، دست و پنجه نرم می‌کنن. Highest Rank: #1 - humor #3 - funny #63 - onedirection
Forever And After [L.S|Mpreg] oleh Tarane28
Tarane28
  • WpView
    Membaca 23,719
  • WpVote
    Vote 5,278
  • WpPart
    Bab 24
جایی که لویی توی یه آموزشگاه موسیقی کودکان کار می‌کنه و هری یه تتو آرتیسته که همراه با گربه‌ـ‌ش اولی، یه زندگی آروم و بی سر و صدا داره. به علاوه ی این که هر دوتای اون ها برای تشکیل خانواده و داشتن بچه های کوچولو، یه کم زیادی اشتیاق نشون می‌دن. _______ " فهمیدم عشق یه عکس یادگاری نیست. عشق یه کالای مصرفیه، نه یه چیز پس انداز کردنی‌. نباید عشق رو مثل یه دست لباس که فقط همون اوایل تمیز و قشنگه استفاده کرد. عشق نباید نتیجه ی ترس از تنها موندن باشه؛ نباید بچه ی اضطراب باشه. آخر همه ی اینا فهمیدم که برای من، عشق تویی. واسه ی همینه که می‌خوام تا آخرین قطره ی عشق توی قلبم رو صرف تو کنم. می‌خوام به ساده ترین حالت ممکن دوستت داشته باشم. می‌خوام جوون بمونم تا همراه با تو پیر بشم." 《برشی از متن داستان》 A Larry Stylinson fanfiction⚣︎