NicolatheLUV
- LECTURAS 5,077
- Votos 1,266
- Partes 42
کاپل ها :2MIN ,تکای TaeKai تومین
به سینه اش شلیکی شده که روح شیرینش رو ماه ها پیش بیرون کشیده. قامتش رو بلند و صاف میکنه. گرگ پیر خمیده ای اما در قامتش ایستاده. زمزمه در گلوی خشکم میشکنه :
- متاسفم...
- چطور توصیف کنم چقدر تاسفت بی تاثیره تمین...؟
رو از من برمیداره و دست در میله های در می اندازه؛ بازوهایی که دیگه در آغوش کشیدن رو به خاطر ندارند...