کاپل:ویکوک/یونمین/نامجین
ژانر:رمنس،فلاف، اسمات، هپی اند
خلاصه داستان:کیم تهیونگ رییس شرکت برند گوچی کل کشور کره یه ادم سرد و مغروره که اخرین باری که شاد بوده رو به یاد نمیاره.اما زندگیش با اومدن پسر کیوتی به اسم جئون جانگ کوک که تو بچگیش پدر و مادرشو از دست داده تغیر میکنه. چی میشه اگه جونگکوک بفهمه قاتل پدر و مادرش پدر تهیونگ یا همون کیم کیومین که بدنام ترین رهبر مافیا و قاچاق مواد مخدر تو کل آسیاست؟چی میشه اگه این وسط یه سریا نخوان اونا با هم باشن؟ چه اتفاقی براشون میوفته اونا کنار هم میمونن؟بازم همدیگرو دوست دارن؟بازم جونگکوک بیبی خوب شوگرددیش هست؟
+من برات مثل چیم؟
-سوهان روحم؟
+هی خیلی بدی
-شوخی کردم زندگیم تو برام... اممم مثل یه فرشته میمونی که اومدی زندگیمو تغیر دادی.مثل اخرین روزنه نور تو سیاهی مطلق. از وقتی تورو دیدم فهمیدم زندگی فقط کار کردن نیست.دوست داشتن و دوست داشته شدن هم هست مرسی به زندگیم اومدی و منو تغیر دادی عشقم:)
"کوک... رونای تو واقعا بزرگن!"
ببر هایبرید بدون هیچ خجالتی اینو گفت و به خرگوش کوچولویی که داشت هویجش رو میخورد خیره شد.
پسرک با چشمای درشت شده اش پرسید"هیونگی میدونی چی بزرگتره؟"
پسر بزرگتر تلاش کرد تا افکار منفیش رو کنار بزنه. اون میدونست که بانیش معصوم تر از این حرفاست... "چی بزرگ تره جونگکوکی؟"
پسرکوچکتر هیجان زده جواب داد"معلومه، عشق من نسبت به هیونگی!"
ژانر: هایبرید/امگاورس/فلاف/اسمات/امپرگ
کاپل: ویکوک
زندگی کیم تهیونگ رئیس یکی از بزرگترین شرکت های تولید موبایل، بعد از استعفای منشی محبوبش جئون جونگکوک، بهم میریزه و دست به هرکاری میزنه تا کوک رو برگردونه سر کارش...
جونگ کوک و تهیونگ دوستای خیلی صمیمی از دوران کودکی بودن و هستن تهیونگ به آلفای قدرتمند با چشمای آبی آسمانی هستش و از زندگیش راضیه و میخواد هرچه سریعتر امگاش رو پیدا کنه ولی از اون طرف جونگ کوک امگا ضعیفی که به خاطر اینکه امگا هستش مادرش ترکش کرد و پدرش هم کتکش میزنه برای همین شناسنامه خود را به جای امگا به بتا تغییر داد . چه اتفاقی میفته که تهیونگ متوجه امگا ضعیف و ترسیدش میشه ؟
❌❌❌متوقف شده❌❌❌
امگای نگهبان، امگای بی باک..
تهیونگ، امگاییست که در قعر جنگل و البته جایی مخفی، پکی تشکیل داده تا از هم نوعان خودش یعنی امگاها درمقابل آلفا های سواستفاده گر محافظت کنه.
از وقتی که در خردسالی پدرش رو کشت و از پک قبلیش فرار کرد اسمش سر زبون ها افتاده و خیلی از آلفا و بتا ها در طمع به دست آوردنشن تا با غرور و افتخار به همه نشون بدن یه امگای قوی رو اغفال و از آن خود کردن و عظمتشونو به رخ بکشن!
گرچه کمی هم بیم داشتن از رویارویی با اون امگا...
چرا که هر آلفایی به دنبال پیدا کردن اون میرفت جسم بی جانش بهشون بازگردانده میشد...
کاپل اصلی:کوکوی
زمان اپ:نامشخص(هروقت گشادی ول گردد:|..)
ژانر:رومنس ، اسمات ،سوپرنچرال،فانتزی
کیم تهیونگ از خاندان بزرگ کیم خون آشام چشم سبزیه که بر خلاف تصور بقیه ازش کاملا بی آزاره و ترجیح میده بدور از مسائل و مشکلات بین خودشون و خاندان های دیگه زندگی کنه.
تقریبا موفقم هست تا وقتی که اتفاقی جون بچه ای که توی دهکده ی سوخته ای پیدا میکنه و از اون به بعد...دردسر های کیم تهیونگ آغاز میشه...
اون تهیونگ خواب رو ترجیح داد، حتی تهیونگِ مُرده.
به این فکر کرد که تازه نگه داشتن یه جسد میتونه سخت باشه و سرنگ رو به پوست برنزه ی پسر تزریق کرد.
_برای بیدار شدن زوده.
+18( این فیک خشونت زیادی داره و ممکنه به دلیل ژانر روانپریشش که ذکر هم شده برای کسایی که روحیه تاثیر پذیر دارند و افراد زیر 18 سال مناسب نباشه، همچنین اگه روی بایستون و صحنه های خونریزی حساس هستید بوک رو ببندید.)+18
Couple:KOOKV.YOONTAE
Genre:harsh.smut.psychologic.dark