"من به افسانه ها باور دارم هیونگ ...
ببوسم بهت برمیگردم"
داستان پسری با تروماهای زیاد که تو پرورشگاه بزرگ شده و بعد 18 سالگیش برای اولین بار بیرون از محوطه قدم میگذاره ... تو این مسیر آدم هایی رو ملاقات میکنه که در عین صمیمی بودن راز های زیادی رو ازش پنهان میکنند
ژانر : معمایی / عاشقانه
وضعیت اپ : کامل شده
___ لیلیوم از کلیشه پیروی نمیکنه*
جونگکوک به سمت مسیری که حدس میزد راه خونه باشه قدم برمیداشت، ولی هرچی جلوتر میرفت بیشتر گیج میشد. کم کم داشت می ترسید، احساس خطر میکرد.
آسمون همون آسمون بود، زمین همون زمین...
ولی زمان چی؟
Highest ranking #1 in humor
Highest ranking #3 in کوکمین
Highest ranking #3 in سپ
خرگوش بالدار🐰✨
📌چانیول همیشه یه ادم معمولی بود...اما درست یک هفته قبل از تولد بیست سالگیش کمردرد وحشتناکی گرفت...و معمولی بودنش فقط تا روز تولدش ادامه داشت و بعد...اون بال داشت!
رمنس💕فانتزی🧚🏻♂فلاف😻امپرگ👼🏻
چانبک🔥سولی🦄شیوچن😈