Fav Larry
17 cerita
Got The Sunshine On My Shoulders [L.S](Persian Translation) oleh PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    Membaca 140,460
  • WpVote
    Vote 30,097
  • WpPart
    Bab 52
[Completed] پنج سال پیش، هری استایلز برای تبدیل شدن به یک خواننده و هنرمند، زادگاهش رو ترک کرد. هری به اون چه که پشت سرش به جا گذاشت توجه زیادی نکرد- یک زندگی، یک خانواده، و یک همسر... کسی که روزی از خواب بیدار شد و فهمید هری ترکش کرده. و حالا، هری همه چیز داشت: پولدار و معروف بود و همه ستایشش می کردند، از جمله دوست پسرش. اما وقتی حرف جدی شدن رابطه به میان اومد، هری مجبور شد با تمام واقعیت های ناراحت کننده ی گذشته اش رو به رو بشه - و لویی. کسی بود که تمام برگه های طلاقی که هری در طي پنج سال گذشته براش فرستاده بود رو پس فرستاد. ------ H a p p y E n d i n g ------ Written by: @Hattalove (AO3) Translated by: Persian Gay Vodka Team
Our Destiny (L.S) oleh Fff_Writer
Fff_Writer
  • WpView
    Membaca 1,176,870
  • WpVote
    Vote 128,476
  • WpPart
    Bab 134
"من اسمش رو گذاشتم.... . . . سرنوشتِ ما..."
SIN(LarryStylinsonAU) oleh S_Larry_S
S_Larry_S
  • WpView
    Membaca 252,399
  • WpVote
    Vote 29,142
  • WpPart
    Bab 40
Original Larry Stylinson (persian AU) for Iranian Larry shippers
only you(rubysia Stylinson) oleh hlilaaaaa
hlilaaaaa
  • WpView
    Membaca 5,823
  • WpVote
    Vote 688
  • WpPart
    Bab 24
همیشه یه چیزی هست که نذاره طعم خوشیو توی زندگی بچشی.. تو همون موجود تکرار نشدنی هستی همونی که اگه سال ها بگذره هم رنگ چشمای ابیش دنیامو غرق خودش میکنه.. همونی که وجودش روشنی بخش شبامه.. و در اخر..تنها تویی که میمانی
Cancer [L.S] (Completed) oleh blueVaruna
blueVaruna
  • WpView
    Membaca 50,295
  • WpVote
    Vote 7,901
  • WpPart
    Bab 17
میدونم که قول دادم اجازه ندم چیزی بینمون فاصله بندازه ولی میدونی که... رقیب من سرسخت تر از این حرفا بود... . ( Larry Stylinson AU ) Written by: Fatemeh [Fatemeh, stylinson_ff, 2016]
Just Hold On(completed) oleh eileenmonro
eileenmonro
  • WpView
    Membaca 449,707
  • WpVote
    Vote 51,213
  • WpPart
    Bab 60
Larry+ziam از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه! ___________________________________ 💚💙👬 👬💛❤
+8 lagi
End Game (L.S) oleh harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Membaca 636,677
  • WpVote
    Vote 88,778
  • WpPart
    Bab 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
Boys Divisional School Of Manners - Persian Translation oleh Fondtarzandude
Fondtarzandude
  • WpView
    Membaca 171,946
  • WpVote
    Vote 15,584
  • WpPart
    Bab 46
هدف از یه مدرسه ادب و تربیت چه کوفتی می‌تونه باشه؟! چیزی که من توقع داشتم نبود! اینو باید بگم! اساساً یه فیک BDSM. شامل لری/نیام/زیام/زاستین/. تمامی حقوق متعلق به boybands77@ هستش. این کار با دریافت « اجازه » داره ترجمه میشه!! all rights reserved to @boybands77
Boys Divisional School of Manners oleh boybands77
boybands77
  • WpView
    Membaca 3,377,352
  • WpVote
    Vote 113,819
  • WpPart
    Bab 79
What the fuck is the purpose to a manners school? Not what I was expecting I'll tell you that. {Basically a BDSM school fic. Larry/Niam/Zustin/Ziam/Ziall} Cover made by the amazing @cuddlybabyhaz
Playboy » L.S oleh wrenadler
wrenadler
  • WpView
    Membaca 4,795,196
  • WpVote
    Vote 174,721
  • WpPart
    Bab 48
I was captivated, but he was all too good at his profession: Harry Styles, Playboy. © wrenadler, All Rights Reserved. (Larry with some Ziam)