تمام شده✓
«زندگی دو دوست که از مدتها پیش به هم گره خورده. بکهیونی که عاشق چانیوله و چانیولی که از عشق به همجنس فراریه. اما این فقط ظاهر قضیه است و کی واقعا از دل چان خبر داره؟ »
«تهیونگی که جئون جونگکوک رو میپرسته و جونگکوکی که اون رو فقط یک مزاحم میبینه... اما عشق راهش رو بلده و از جایی نفوذ میکنه که ناپیداست.»
کاپل: چانبک، تهکوک
ژانر: رمنس، روزمره، درام
محدودیت سنی: 🔞
COMPLETED
✾ژانر: BDSM.Angst.Dram.Smut
✾کاپل: کایهون ✯ چانبک
✾خلاصه: سهونی که از روی تفریح کیف کیم جونگین معاون مدیر عامل رو می دزده حتی یک درصد هم احتمال نمیده که به اون مرد گره بخوره...
بکهیون از جانب خانواده ش طرد میشه و به دشمن خانواده ش پناه میبره...چی میشه اگه زندگی ی داستان هیجان انگیزتر براشون در نظر بگیره؟
"این عشقیه که درد داره..."
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
"من هیچ وقت آدم خوبی نبودم...هیچ وقتم نمیخوام خوب باشم...چون خوب بودن باعث میشه آدم اون بخش تاریک وجودشو نادیده بگیره... در همه ی آدما از دو قسمت خوب و بد شخصیتشون ساخته شدن...ولی درمورد تو...اشتباهم این بود ک نیمه تاریک وجودتو ندیدم...در واقع نخواستم که ببینم...تو منو بالا بردی...و خودت از همون بالا منو پرت کردی پائین..."
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
🍀 عنوان : ساقدوش داماد
🍀 ژانر: رمنس درام انگست اسمات
🍀نویسنده : golabaton
🍀کاپل :چانبک
🍀وضعیت : کامل شده
🥀 خلاصه
همه چیز از یک نامه اعتراف شروع شد. بکهیون خیلی با خودش جنگید تا بالاخره بتونه توی اون نامه کوفتی، عشق دردناکش رو به چانیول اعتراف کنه. انتهای نامه، فامیلی بیون رو نوشت تا پارک چانیول بفهمه چه حسی بهش داره...اما هیچ چیز طبق تصوراتش پیش نرفت... چون چانیول فکر کرد نامه از طرف خواهر زیباشه و بکهیون درست وقتی به خودش اومد که خواهر لعنتیش به دست عشق قدیمیش حلقه مینداخت... و خودش به عنوان ساقدوش، این صحنه رو تماشا میکرد...چانیول هنوز هم نگاهش نمیکرد، چون همیشه خواهرش رو میدید...
⛓️خاطرات نامرئی⛓️
کاپل: سکای
ژانر: مافیایی ، اسمات، جنایی
⛓️⛓️⛓️⛓️⛓️⛓️⛓️⛓️⛓️⛓️⛓️⛓️⛓️⛓️⛓️⛓️⛓️⛓️
آئودی مشکی رنگ لب خیابان پارک شده بود و چشمهای همیشه سرد کیم کای حالا با گرمی به پلیس قد بلندی که مأموریتش تموم شده بود و با اخم همیشگی و پاهایی که با قدرت به سمت آپارتمانش قدم برمیداشت ولی کای میتونست متوجه خستگیش بشه، خیره شد.
قلب خلافکار بزرگ سئول از دلتنگی تیر کشید و چشمهای بیحسش برای لحظهای خیس شد.
"گفته بودم ترجیح میدم از دور عاشقت باشم تا اینکه زخمی ببینمت... ولی دور موندن ازت زیادی سخته هون."
داستان این فیک در مورد بکهیون بدشانسیه که در اثر خوردن یک نوشیدنیِ طلسم شده دچار یک دردسر بزرگ میشه .
کاراکترهای این فیک در نقش خودشون و عضو گروه اکسو هستن .
اسمش از رو از روی اسم آلبوم یکی از گروههای مورد علاقه م وینر برداشتم و از اونجایی که شماره بکهیون هم چهاره فکر کردم بد نمیشه این عدد که در کره یک عدد نحس به شمار میره رو برای نشون دادن سرنوشت عجیب و غریب بکهیون استفاده کنم .
بعضی از صحنه های کمدی این فیک الهام گرفته شده اند ولی کلیت داستان از تخیلات ذهن سوراخ سوراخ خودم میباشد 😁
ژانر فیک هم امپرگه . لطفا با آگاهی از این موضوع و اگه این ژانر رو میپسندین، با سرنوشت یک شماره ی چهار بدشانس همراه بشین و فیک رو بخونینش💖
❅توضیحات↶
این فصل ادامه ی داستان فصل اوله! پس قبل از خوندنش لازمه فصل یک رو بخونید.
❅عنوان⇜ یک میلیون سال(فصل دوم)
❅کاپل⇜ چانبک
❅ژانر⇜ رمنس، انگست، زندگی روزمره
❅محدودیت سنی⇜18+
❅نویسنده⇜ Jisaw
❅وضعیت⇜ مینی فیک|کامل شده
↳🌿 Genres໑
↲ امگاورس ~ درام ~ انگست
↳🍏 Couples໑
↲ هونهان ~ چانبک
↳🌿 Up Situation໑
↲ چهارشنبه
↳ 🍏Summary
این یه ماجراجویی ...شبیه قدم زدن توی جنگل سبز و پیدا کردن درخت سیبی که بلوط های تازه به شاخه های خشکیده اش بوسه میزنند یه ماجراجویی توی دل اقیانوسی که صدف هاش جای مروارید سیاه ، شکوفه های پرتقال دارند .
امپراطوری وانگ حالا دست لوهان ... پسری که قرار بود یه امگای نحس باشه . یه روزی همه تحقیرش میکردند و نفرت انگیز صداش میزدند ولی امروز اون کسی بود که وارث بعدی این امپراطوری ... اون برای اینکه یه آلفا بشه ... بال هاش رو شکسته بود .
🍊 #Fic #Ongoing 🍊
⟝ Writer 🦊Bluesfox
⟝ TL Channel ☄️ @Violinist_Fictions